۱۴۰۵ مهر ۱۰, جمعه

نِیایِش. دعا و آفرین بود. فردوسی گوید: همیدون به زاری نیایش گرفت جهان‌آفرین را ستایش گرفت].

 نِیایِش.  دعا و آفرین بود. فردوسی گوید:

 همیدون به زاری نیایش گرفت

جهان‌آفرین را ستایش گرفت]

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟  

نیایش

نیایش در این مدخل به معنی دعا، راز و نیاز و نیز آفرین و ستایش است.

بیت فردوسی:

همیدون به زاری نیایش گرفت
جهان‌آفرین را ستایش گرفت

یعنی:
همچنان با زاری و تضرع به دعا و نیایش پرداخت و آفریدگار جهان را به ستایش گرفت.
«گرفت» در هر دو مصراع در ساختی کهن به معنی آغاز کرد، پرداخت و مشغول شد است.

۱. لایهٔ ایرانی و پیشااسلامی

مهم‌ترین واژهٔ این مدخل خودِ نیایش است و از نظر ریشه‌شناختی واژه‌ای کاملاً ایرانی و دارای پیشینهٔ بسیار کهن است.

نیایش ← فارسی میانه nēyišn / نییِشن، از ریشهٔ ایرانیِ niyāy- به معنی ستودن، نیایش کردن، دعا کردن.

این واژه با سنت دینی ایران پیش از اسلام پیوند بسیار مهمی دارد. در فارسی میانه و سنت زردشتی، ساخت‌های هم‌ریشه با آن برای ستایش و نیایش ایزدان به کار می‌رفته‌اند. بنابراین کاربرد «نیایش» در شاهنامه صرفاً یک واژهٔ اسلامی به معنی «دعا» نیست؛ بلکه واژه‌ای است که ریشه و سابقهٔ ایرانیِ پیش از اسلام دارد و در فارسی نو معنای آن ادامه یافته است.

در مقابل:

  • دعا ← عربی، و بنابراین واژه‌ای پس از اسلام و غیرایرانی در این بیت نیست؛ چون اصلاً در بیت فردوسی نیامده و تنها در شرح اسدی برای توضیح «نیایش» آمده است.

  • آفرین نیز واژه‌ای ایرانی و بسیار کهن است و در فارسی به معنی ستایش، تحسین و برکت‌خواهی به کار رفته است.

  • ستایش نیز ایرانی است و از ریشهٔ ایرانیِ مربوط به ستودن می‌آید.

پس از نظر واژگان بیت:

واژهخاستگاهوضعیت
همیدونایرانیفارسی نو، ریشه‌دار در فارسی میانه
زاریایرانیایرانی
نیایشایرانیدارای ریشهٔ پیشااسلامی و پیوند دینی
گرفتایرانیفعل فارسی
جهانایرانیایرانی
آفرینایرانیواژهٔ کهن ایرانی
راایرانیفارسی
ستایشایرانیایرانی و کهن

بنابراین این بیت از لحاظ واژگان، تقریباً به‌تمامی از عناصر ایرانی تشکیل شده است و واژهٔ عربی در آن دیده نمی‌شود.

۲. آیا «نیایش» را می‌توان مستقیماً پهلوی نوشت؟

باید میان صورت تاریخی واژه و صورت بازسازی‌شدهٔ خطی تفاوت گذاشت.

اگر منظور شما این است که یک موبد ساسانی، مثلاً کرتیر، این مفهوم را به خط پهلوی می‌نوشت، نمی‌توانیم صورت نوین نیایش را عیناً به دورهٔ ساسانی منتقل کنیم. صورت فارسی نو حاصل تحول بعدی زبان است.

برای دورهٔ ساسانی باید صورت فارسی میانه واژه را در نظر گرفت، نه املای فارسی نو.

صورت تقریبی فارسی میانه را می‌توان چنین بازسازی کرد:

nēyišn / nēyēšn
و در خط پهلوی به صورت تقریبی:

𐭭𐭩𐭩𐭱𐭭

اما اینجا یک احتیاط مهم لازم است: پهلوی کتابی نظام املایی بسیار پیچیده‌ای داشت و میان صورت آوایی واژه و صورت نوشتاری آن همیشه تطابق یک‌به‌یک وجود ندارد. افزون بر این، برای یک واژهٔ فارسی نو نمی‌توان بدون شاهد متنی قطعی ادعا کرد که همین املاء دقیقاً در متون ساسانی به کار رفته است.

۳. اگر خود بیت فردوسی را یک کاتب ساسانی می‌خواست بنویسد چه؟

اینجا باید دو چیز را جدا کنیم.

کرتیر، موبدانِ موبد، یا کاتبان روزگار نوشیروان نمی‌توانستند «بیت فردوسی» را به همان صورت فارسی نو بنویسند؛ زیرا فردوسی حدود سه قرن پس از فروپاشی دولت ساسانی می‌زیست و زبان فارسی در این فاصله دگرگون شده بود.

اما اگر پرسش شما این باشد که:

«واژه‌های ایرانیِ موجود در بیت فردوسی، از لحاظ تاریخی، در دورهٔ ساسانی چه صورت‌هایی می‌توانستند داشته باشند؟»

آن‌گاه می‌توانیم چنین مقایسه‌ای انجام دهیم:

فارسی نو:
نیایش — ستایش — آفرین — جهان

فارسی میانه/پهلوی:
صورت‌های دقیق هر یک باید جداگانه بر اساس شواهد متون پهلوی و تحول تاریخی بازسازی شوند؛ نباید صرفاً با تبدیل حروف فارسی به حروف پهلوی برای آنها املای مصنوعی ساخت.

این نکته به‌خصوص دربارهٔ نیایش اهمیت دارد، زیرا صورت فارسی نو نیایش را نباید با صورت احتمالی فارسی میانه فقط به وسیلهٔ جایگزینی حروف نمایش داد.

۴. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ «نیایش»

این مدخل از نظر پژوهش شما ارزش ویژه‌ای دارد، زیرا معنی اسدی:

نیایش = دعا و آفرین

در واقع دو حوزهٔ معنایی را کنار هم قرار می‌دهد:

نیایش → دعا / راز و نیاز
نیایش → ستایش / آفرین

و همین هم‌نشینی با کاربردهای دینی ایران باستان سازگار است. در سنت ایرانیِ پیش از اسلام، ستایش ایزدان و دعا/نیایش از یکدیگر کاملاً جدا نبودند؛ بنابراین تحول معنایی واژه از یک سنت ایرانی کهن به کاربرد فارسی نو قابل پیگیری است.

از سوی دیگر، فردوسی با آوردن:

نیایش ... ستایش

عملاً دو واژهٔ ایرانیِ هم‌حوزه را کنار هم قرار داده است؛ «نیایش» بیشتر بر عمل نیایش و تضرع و «ستایش» بر تمجید و پرستش تأکید دارد.


نتیجهٔ نهایی مدخل «نیایش»

نیایش واژه‌ای ایرانی و دارای ریشهٔ پیشااسلامی است و نباید آن را صرفاً معادل فارسیِ عربیِ «دعا» دانست. معنای آن در این مدخل، دعا، تضرع، راز و نیاز و ستایش است و «آفرین» نیز در شرح اسدی معنای نزدیک به ستایش و تحسین دارد.

بیت فردوسی:

همیدون به زاری نیایش گرفت
جهان‌آفرین را ستایش گرفت

از نظر واژگانی نمونهٔ بسیار خوبی از استمرار واژگان ایرانیِ کهن در فارسی نو است. «نیایش»، «آفرین» و «ستایش» همگی در حوزهٔ معناییِ ستایش و نیایش قرار دارند و ریشهٔ ایرانی دارند؛ «دعا» که در شرح اسدی آمده، توضیح فارسیِ واژه نیست از نظر ریشه‌شناختی، بلکه برابر عربیِ پس از اسلام آن است.

و دربارهٔ خط پهلوی، نتیجهٔ دقیق این است:

نمی‌توان بیت فردوسی را با املای پهلویِ ساسانی بازنویسی کرد و سپس آن را سندی از شیوهٔ نگارش زمان کرتیر یا نوشیروان دانست. آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری انجام داد، بازسازی صورت فارسی میانهٔ واژه‌های ایرانی و سپس نشان دادن املای پهلویِ مستند یا، در صورت نبود شاهد مستقیم، املای بازسازی‌شده با علامت احتیاط است.

در این مدخل، بنابراین، «نیایش» یکی از واژه‌های بسیار ارزشمند برای بخش «لایهٔ پیشااسلامی لغت فرس» پژوهش شماست؛ زیرا هم ریشهٔ ایرانی دارد و هم پیوند معنایی آن با سنت نیایشی ایران پیش از اسلام قابل بررسی است.

واژهٔ «نِیایِش» یکی از اصیل‌ترین، ژرف‌ترین و پاک‌ترین واژگان عقیدتی و آیینی زبان فارسی است [۱.۲.۸]. اسدی طوسی در لغت فرس این مدخل را به معنای «دعا، آفرین، ثنا و رازونیاز با پروردگار» تبیین کرده است [۱.۲.۱]. بیت گران‌قدر و حماسیِ حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، بازتاب‌دهندهٔ پیوند عمیق روح ایرانی با توحید و ستایشِ دادارِ هستی در زمانهٔ سختی‌ها و تنگناهاست [۱.۱.۸].
تفکیک و ریشه‌شناسی دقیق واژگان این قطعه و بیت بر اساس ریشه‌های ایرانی (پیشااسلامی) و انیرانی (عربی/سامی) به زبان فارسی روان و سره به شرح زیر است:

۱. واژگان دارای ریشه ایرانی (پیشااسلامی و هندواروپایی)
این قطعه لغوی و بیت شاهنامه، سرشار از واژگانِ ناب و پایه‌ای زبان پهلوی و اوستایی است که از لایه‌های توحیدی ایران کهن پاسداری می‌کند:
  • نِیایِش: یک واژهٔ عمیقاً ریشه‌دار و اصیل ایرانی است. در زبان پهلوی (پارسی میانه) این کلمه به صورت niyāyišn به معنای نماز، دعا، کرنش و ستایشِ موجوداتِ مقدّس ماوراءالطبیعه ضبط شده است [۱.۲.۸]. این واژه از مصدر پهلوی niyāyīdan (به معنی نماز بردن و تعظیم کردن) به همراه پسوند اسم‌سازِ «ـِش» ساخته شده و خاستگاه باستانی دارد.
  • جهان‌آفرین: اسم مرکبِ فاعلی و اصیل از دو بخش: جهان (پهلوی gēhān و اوستایی gaēθā- به معنی مادیات و گیتی) + آفرین (از مصدر پهلوی āfrīdan و اوستایی ā-frī- به معنی پدید آوردن و مبارک‌باد گفتن)؛ یعنی «آفرینندهٔ کلِ جهان/خداوند» [۱.۲.۸].
  • سِتایِش: در پهلوی به صورت stāyišn بوده که از مصدر پهلوی stūdan و اوستایی stu- (به معنی مدح کردن، حمد گفتن و بزرگ داشتن) به همراه پسوند «ـِش» ساخته شده و ریشه‌ای کاملاً هندواروپایی دارد.
  • آفرین: (در متن توضیحی) مستقیم از واژهٔ پهلوی āfrīn به معنای دعا، تبریک و مدح است [۱.۲.۸].
  • هَمیدون: واژه‌ای اصیل و کهن از زبان پهلوی به صورت ham-ēdōn به معنای «همچنین، به همین گونه، بدین سان و هم‌زمان» است که فردوسی برای پیوستگی دو کنشِ نیایش و ستایش به کار برده است.
  • زاری (به زاری): از واژهٔ پهلوی zārīh به معنی تضرع، التماس، گریهٔ سوزناک و فروتنیِ مفرط در برابر پروردگار است.
  • گرفت (نیایش گرفت / ستایش گرفت): فعل از مصدر پهلوی graftan و پارسی باستان garb- (به معنی گرفتن/آغاز کردن). ترکیبِ «نیایش گرفتن» در فارسی دری کهن یعنی آغاز کردن به رازونیاز.
  • فردوسی / گوید / را: همگی از واژگان و ادواتِ پایه و ریشه‌دارِ پهلوی ساسانی هستند.

۲. واژگان دارای ریشه انیرانی (غیرایرانی / عربی / سامی)
در بیتِ پاک و توحیدیِ حکیم طوس فردوسی، هیچ کلمهٔ انیرانی یا عربی وجود ندارد و خلوصِ واژگانیِ حماسهٔ ملی به ۱۰۰٪ می‌رسد [۱.۱.۴، ۱.۱.۸]. تنها در متن توضیحی لغت‌نامه، واژهٔ زیر ریشهٔ سامی دارد:
  • دُعا: واژه‌ای انیرانی (عربی) از ریشهٔ ثلاثی مجرد د - ع - و به معنی خواندن، صدا زدن، و طلب کردن حاجت از پیشگاه خداوند است.

مفهوم و بافتارِ پهلوانیِ بیت
فردوسی بزرگ در این تک‌بیتِ باشکوه، اوج تضرع و ایمانِ یکی از پهلوانان یا پادشاهانِ شاهنامه را در آستانهٔ کارزاری سخت یا پس از پیروزی توصیف می‌کند و می‌گوید: «او در همان حال و هم‌زمان (همیدون)، با فروتنی، شکستگی و تضرعِ تمام (به زاری)، آغاز به رازونیاز و خواهش کرد (نیایش گرفت) و بلافاصله به مدح و سپاسگزاریِ آفریدگارِ بزرگِ گیتی (جهان‌آفرین را ستایش گرفت) پرداخت.» [۱.۱.۸].