۱۴۰۳ اردیبهشت ۲۷, پنجشنبه

 

 
*هم ما و هم پَهلَوى ، هر دو باختیم*
این نوشتار نه برای دفاع از حکومت سابق ، بلکه برای علل عقب ماندگی و اشتباهات خودمان در انقلاب و یا بهتر بگوئیم، خودکشی دسته جمعی در راه نابودی توسعه و پیشرفت تحریر شده است .
پهلوی هرچه خودش دوست داشت، بلندپروازانه برای منِ ایرانی هم میخواست و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد
توسعه و پیشرفت اقتصادی یک جامعه باید به موازات توسعه و پیشرفت فرهنگ آن جامعه باشد .
اگر توسعه و پیشرفت اقتصادی جلوتر از فرهنگ جامعه باشد، آن میشود که بر سرِ ما آمد.
در زمانی که رضا شاه پل میساخت، راه آهن ایجاد میکرد ، جاده میساخت ، بیمارستان احداث میکرد ، چادر از سر زن ایرانی به زور برمیداشت ، هنوز در خاورمیانه زن را حتی سوار شتر نمیکردند ، بلکه مرد سوار میشد و زن دنبال شتر راه میرفت !!
در زمانیکه قمر الملوک وزیری ،صفحه گرامافون پر میکرد ، زن ایرانی از پشت درب ، دست در دهان میکرد و حرف میزد که مرد نامحرم صدای او را نشنود !!
نمیشود از درشکه و گاری پیاده شد و سوار اتوبوس دو طبقه لیلاند موتور انگلیس شد !!
نمیشود هم در کوچه پس کوچه های تنگ و باریک کاهگلی، "شهرفرنگ" دوره گردها را تماشا کرد و هم "سینما مهتاب" و "سینما رادیوسیتی" را افتتاح کرد !
در ایران ۲۰ سال بود " کازینو آبعلی" و " کازینو رامسر " افتتاح شده بود اما زنان ایرانی تا درب کازینو با چادر میرفتند ، بعد چادر از سر برمیداشتند و داخل میشدند !!!
در دو جنگ جهانی اول و دوم زنان اروپایی همسو با مردان در جبهه های جنگ بودند .
اما در هر دو جنگ، زن ایرانی در پستوی خانه و مطبخ بود و مرد ایرانی پای منقل !!
نمیشود یکباره از کاروانسرا به "هتل هیلتون" و "هتل شرایتون" رفت !!
نمیشود از قهوه خانه های "سید اسمال" به " کاباره باراکا " رفت !!
نمیشود از قطار شاه عبدالعظیم و ماشین دودی ناگهان با هواپیمای بوئینگ 747 پرواز مستقیم به نیویورک داشت.
نمیشود دانشگاه هاروارد را به شیراز آورد، زمانیکه ۸۰ درصد دختران تا ششم ابتدائی بیشتر حق ادامه تحصیل نداشتند .
نمیشود برای راه افتادن امور دنیوی، نذر سفر به کربلا کرد و برای تفریح به بالای برج ایفل رفت ...
اینها ایراد پهلوی نیست ایراد ما هم نبود .
این همه سرعت در پیشرفت اقتصادی یک جامعه اگر همسو با پیشرفت فرهنگ یک جامعه نباشد به انفجار یا انقلاب منجر میشود .
خیلی چیز ها برای منِ ایرانی زود بود، خیلی هم زود بود.
پهلوی به زنان ایران ده سال زودتر از زنان سوئیس حق رای داد، اما کسی نپرسید آیا او شعور رای دادن داشت؟
برای من که هنوز با استخوانهای جا مانده از آبگوشت مادر در کوچه های خاکی بازی میکردم و توی کوچه کُشتی میگرفتم، استادیوم صد هزار نفری آریامهر زود بود.
به زور نمیشود فرهنگی مدرن را به جامعه متحجر و سنتی تزریق کرد.
ما ۲۰۰ سال پیش در کوچه و خیابان در دسته های سینه زنی و عزاداری و قمه زنی بودیم و هنوز هم در قرن بیست و یکم به همان ترتیب در صف مراسم عزاداری و درحال علم کشی و قمه و زنجیر زنی هستیم !!
چهار صد سال است شکل آفتابه ما تغییری نکرده است فقط قبلا مسی بود، الان پلاستکی شده.
محمدرضا شاه میخواست تا قبل از دهه ۱۹۸۰ ایران را جلوتر از اروپا ببرد، درحالی که آرزوی مردم ایران برگشت به ۱۴۰۰ سال پیش بود!!
پَهلوى، منِ ایرانی را نمیشناخت. ملتی که افکار پوسیده و سنتهای غلط مانند کف بینی. استخاره. تعبیر خواب. سرکتاب باز کردن و فال بینی از قرنها پیش مغز و روحش را به گند کشیده را با مردم سوئیس و سوئد اشتباه گرفته بود .
و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد .
هم من و هم پَهلَوى، هردو باختیم و کسانی پیروز شدند که این مردم را میشناختند ...
✅کمی فکر کنید