آذربایجان Azarbayjan
تورکون دیلی تک سویگولی ایستحلی دیل اولماز.................اوزگه دیلی قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز
کتاب لغت قطران تبریزی
گروهی از آنان ابوحفص سغدی و کتاب «رساله» او را و گروه دیگر قطران تبریزی و کتاب لغت او را به مانند نخستین کتاب لغت پارسی تلقی میکنند.
در میان آثار لغت شناسی پارسی نام برخی دیگر از آثار نیز همراه با کتابهای قطران و سغدی به میان آورده میشود. به نوشتهی ع. منزوی، کتاب لغتی که ابن الندیم (که پیش از قطران و سغدی میریسته و در 377 هجری/ 8-987 میلادی در گذشته) به یکی از معاصرانش به نام عیسی بن علی نسبت داده، اکنون در دست نیست.
هورن دانشمند معروف آلمانی تنها ذکر میکند که پیش از اسدی توسی کتابهای لغتی توسط ابوحفص سغدی و کتابهای لغتی منسوب به رودکی وجود دارد و اینان نخستین کتابهای لغت پارسی هستند.
بدین ترتیب قطران تبریزی در تاریخ لغت شناسی پارسی گاه اولین، گاه دومین، گاه سومین و گاه چهارمین نویسنده است و دربارهی اینکه نخستین کتاب لغت پارسی توسط ابوحفص سغدی، عیسی بن علی، قطران تبریزی و رودکی سمرقندی نوشته شده، نظرات متضادی مطرح شده است.
ذکر این نکته لازم است که تاریخ نوشته شدن کتاب «رساله» ابوحفص سغدی توسط کارشناسان به گونههای متفاوتی تخمین زده میشود و تاکنون تاریخ قطعی تعیین نشده است. به نظر پ. هورن این اثر مربوط به پیش از سدهی نهم، به نظر سید محمد علی داعی الاسلام ، و آ. کاپرانوف در سدهی دهم، به گفتهی ع. منزوی در سدههای 11 و 12، محمدعلی تربیت معتقد است که این اثر پیش از قطران و اسدی توسی یعنی پس از سدهی 11 نوشته شده است. به گمان ما دلایل زیر پژوهشگران را به این نکته میرساند که ابوحفص سغدی نخستین کتاب لغت پارسی را نوشته است:
1. نام «رسالهی ابوحفص سغدی» یا «فرهنگ ابوحفص سغدی» در مقدمهی بسیاری از کتابهای لغت سدههای میانه آمده است و نام این کتاب در «فرهنگ جهانگیری» و « مجمع الفرس» نیز آورده شده و این دلالت میکند که این اثر تا سدهی 17 در دست لغت شناسان بوده است. 2. ابوحفص ابن احوص سغدی در تاریخ ادبیات ایران از نخستین شاعران پارسی دری است.
دانشمندان تنها به این دو دلیل، کتاب ابوحفص سغدی را به عنوان نخستین کتاب لغت پارسی میپذیرند ولی دلایل موجود در مقدمهی کتاب لغتهای قدیمی و برخی منابع تاریخی اجازه نمیدهد که این مسأله را بپذیریم. بدین گونه که منابع اولیه نخستین کتاب لغت را از قطران تبریزی میدانند و نه ابوحفص سغدی. با به میدان آمدن این دلایل برخی افراد در عقیدهی خود نسبت به ابوحفص سغدی تردید کردند. سعید نفیسی در یک کتاب خود میگوید:
«ابوحفص حکیم ابن احوص سغدی در سال 300 در بغداد آلتی موسیقی به نام "شهرود" ساخت که هیچ کس جز وی نواختن آن نتوانست و کتابی در لغت پارسی نگاشت که قدیمیترین کتاب در این عرصه شد.» او در کتاب دیگرش مینویسد: «دلایلی وجود دارد که ابوحفص سغدی لغت نویس در اواسط سدهی پنجم میزیسته است: او باید کس دیگری جز ابوحفص حکیم بن سغدی از استادان مشهور موسیقی باشد که در میان سالهای 300 تا 306 نوعی از "رود" را با نام "شهرود" ساخت. شاید همین شخص باشد که نخستین شاعر زبان پارسی دانسته میشود. مشخص نیست که کتاب لغت منسوب به ابوحفص سغدی که تا اوایل سدهی 11 در دست لغت شناسان بوده از میان رفته و یا به زمان ما رسیده است.»
پ. هورن نظر میدهد که اثر منسوب به رودکی همراه با کتاب ابوحفص سغدی نخستین کتاب لغت پارسی بوده و پیش از کتاب قطران به وجود آمدهاند. حاجی خلیفه در کتاب خود به نام «کشف الظنون» نام «تاج المصادیر» را بر کتاب لغت منسوب به رودکی نهاده و بیان میکند که دو کتاب به همین نام وجود دارد. به نوشتهی او، یکی از اینان به زبان عربی و متعلق به بیهقی و دیگری به زبان پارسی و منسوب به رودکی شاعر است. ا. حکمت احتمال میدهد که کتاب منسوب به رودکی با نام «تاج المصادیر» از آن قطران است. او مینویسد:
«اینجو در مقدمهی "فرهنگ جهانگیری" نام حکیم فیلسوف قطران را برده است. چنین مشهور است که نسخهای نزد وی بوده است. ممکن است که این همان کتابی است که منسوب به رودکی بوده و حاجی خلیفه آن را "تاج المصادیر" مینامد.»
با این حال حاجی خلیفه در «کشف الظنون» همراه با «تاج المصادیر» دربارهی کتاب لغت قطران نیز معلوماتی میدهد. به نظر او کتاب منسوب به رودکی از آن قطران نیست و تنها با «تاج المصادیر» بیهقی مقابله میشود. برجهان علم تنها «تاج المصادیر» بیهقی شناخته شده است. سعید نفیسی در مخالفت با نظر حاجی خلیفه دربارهی کتاب رودکی مینویسد:
«شکی نیست که حاجی خلیفه در نسبت دادن کتاب "تاج المصادیر فی اللغة الفرس" به رودکی شاعر تماماً اشتباه کرده است و کتاب دوم همان کتاب اول است، یعنی "تاج المصادیر" یک کتاب است. این نیز همان کتاب لغت عربی- پارسی میباشد که ابوجعفر احمد بن علی جعفرک بیهقی متوفی در 544 دربارهی مصدرهای عربی ترتیب داده است. نام و کنیهی رودکی "ابو عبدالله جعفر بن محمد" و نام نویسندهی "تاج المصادیر" ابو جعفر احمد بن علی است و چون هر دو نام جعفر دارند، از این رو تاج المصادیر را به رودکی نسبت داده و این مدعای ضعیف را حاجی خلیفه انتقال داده است. بدین ترتیب رودکی کتابی در لغت پارس ننوشته است.»
این دلایل، احتمال نگارش کتابی توسط رودکی در لغت پارسی را ضعیف میسازد. نکات موجود در قدیمیترین و معتبرترین منابع این فکر را مطرح میسازد که نخستین کتاب لغت پارسی، توسط شاعر بزرگ آذربایجان قطران تبریزی نوشته شده است. اساساً معلومات دربارهی لغت قطران را میتوان در آثار منسوب به هنرمندان بزرگ معاصر، مقدمهی کتاب لغتهایی که کمی پس از روی به وجود آمدند و در تذکرهها یافت. اسدی توسی در مقدمهی کتاب خود «لغت فرس» به نگارش کتاب لغت توسط قطران تبریزی اشاره میکند:
« قطران شاعر کتاب لغتی ترتیب داد که آن لغات بسیار مشهوراند.»
محمد بن هندوشاه نخجوانی نویسندهی کتاب «صحاح الفرس» مینویسد: «فیلسوف اورموی قطران تبریزی نخستین کسی است که اولین بار لغات پارسی را ترتیب داده و آن را به شکل یک کتاب درآورد.»
این دلایل نه تنها نگارش کتاب لغتی توسط قطران را تأیید میکنند بلکه دانشمندان را به این نکته رهنمون میسازند که قطران نخستین کتاب لغت پارسی را نوشته است. قطران تبریزی در آغاز سدهی یازدهم یعنی سال 1012 در روستای شادآباد نزدیک تبریز متولد شده بوداو که فعالیت ادبی را از سنین جوانی آغاز کرد، در اوج شکوفایی، طبع خود را در راه ترتیب لغت نهاد. فعالیت وی در زمینهی ترتیب لغات در دوران اخیر توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده و برخی مقالات نیز در این زمینه نگاشته شد. ولی در این تحقیقات قطران بیشتر به عنوان یک شاعر هنرمند مورد توجه بوده و فعالیت او در زمینه لغت شناسی مورد اهمیت واقع نشده است. نخستین منابعی که دربارهی لغت شناسی قطران اطلاعاتی دادهاند، به صورت گذرا با این موضوع برخورد کردهاند. با این وجود معلومات مختصری که در منابع اولیه دربارهی فعالیت زبان شناسی قطران آمده، نشان میدهد که قطران از نظر ترتیب دادن نخستین کتاب لغت پارسی و حل برخی مباحثات موجود در خصوص ادبیات زبان شناسی اهمیت فراوان کسب میکند. ناصر خسرو علوی شاعر و جهانگرد معروف ایرانی در سفر سال 438 خود به تبریز با قطران دیدار کرده و این دیدار را در «سفرنامه»ی خود چنین بیان میکند:
«در تبریز قطران نام شاعری دیدم. شعر نیکو میسرود ولی زبان پارسی نیکو نمیدانست. نزد من آمد. دیوان منجیک و دقیقی بیاورد و برای من بخواند. معنای کلمات مشکل را از من پرسید. به او گفتم، توضیح آنان را نوشت و اشعار خود بر من خواند.»
دربارهی قطران تبریزی نمیتوان منبعی یافت که به این سخن مشهور ناصر خسرو استناد نکند. این سخن ناصر خسرو دارای نکاتی است که منابع گوناگون از دیدگاههای متفاوت به آن استناد و آن را شرح دادهاند. نکاتی مانند بودن قطران در تبریز سال 438، معروفیت او به خاطر سرودن شعر زیبا، اشتغال او به کار ترتیب لغت پارسی و...
دانشمندان سخن ناصر خسرو مبنی بر نیکو دانستن قطران زبان پارسی را از جهات گوناگون تحلیل میکنند. این گونه که برخی از آنان معتقدند که شاعر زبان پارسی دری را که زبانی غیر محلی است، نمیدانست. حال آن که قطران تبریزی نخستین شاعر آذربایجانی است که به زبان پارسی شعر سروده است. علی اکبر دهخدا مینویسد:
«قطران نخستین کسی است که در آذربایجان به زبان پارسی استادانه میسرود و رهبر شاعران آذربایجان بود.» این مسأله را بیتی از خود قطران نیز تصدیق مینماید که او نخستین شاعر زبان پارسی دری است:
و مرا شعرگویان جهان رشک آمدی من در شعر دری بر شاعران نگشادمی
بیتردید قطران تبریزی که بنا به نوشتهی ناصر خسرو، شعر پارسی نیکو میسرود، بدون یادگیری زبان پارسی نمیتوانست چنان تصاویر تازه آفریده و آثار زیبایی را هنرمندانه پدید آورد. این مسأله مورد اعتراف عالمان دیگر نیز هست. ای. م. ارانسکی مینویسد:
«نمیتوان تصور کرد که استادی ماهر در شعر پارسی چون قطران، زبانی را که اشعار زیبا در آن آفریده کامل فرا نگرفته باشد.» احتمال زیادی دارد ناصرخسرو عدم آگاهی قطران از برخی کلمات متروک و دیگر لهجهها و تفاوت ملیت قطران با پارسها را در نظر گرفته و نتیجهی فوق را گرفته است. قطرانی که تا سال 438 هجری شعر پارسی نیکو میسروده و در همان سالها به کار ترتیب لغت مشغول بوده است. به نظر سعید نفیسی پرسیدن لغات دیوان منجیک و دقیقی از ناصر خسرو، دلیل این است که قطران به کار ترتیب لغت مشغول بوده است.
مکان و زمان نگارش کتاب لغت قطران نه در منابع اولیه آمده است و نه در ادبیات زبان شناسی معین شده است. ولی شواهد امکان میدهد که زمان و مکان نگارش کتاب را تخمین بزنیم. دیدار ناصر خسرو با قطران و مشغول بودن او به امر لغت، به معنای پایان کار کتاب لغت نیست. امکان دارد که او کتاب را چند سال بعد تمام کرده است. اگر ناصر خسرو در سفر نامهی خود به اشتغال لغت نویسی قطران اشاره کرده، اسدی توسی در مقدمهی کتاب خود از اتمام آن سخن به میان آورده است. بدین ترتیب آشکار میشود که قطران کتاب خود را بین سال 438 تا سال نگارش «لغت فرس» تمام کرده است. چون پس از نگارش اثر، وقت زیادی برای پراکندن و انتشار آن لازم بود، میتوان تخمین زد که اثر در سالهای 50 سدهی 11 نوشته شده است.
اگر چه منابع مختلف، آذربایجان را به عنوان محل نگارش کتاب قطران قید کردهاند ولی مکان دقیق آن مشخص نشده است. شواهد موجود از نگارش کتاب در تبریز حکایت میکنند. ناصر خسرو قطران تبریزی را در تبریز ملاقات کرده است. پژوهشگرانی که به قطران علاقمندند، معین کردهاند که او در سالهای 7-1066 م. یعنی خیلی پس از نگارش لغتنامه به گنجه رفته است. این دلایل مشخص میکند که کتاب لغت در تبریز ترتیب یافته است.
در مأخذهای اولیه و منابعی که در مقدمهی آثار لغت شناسی قدیم مورد استفاده قرار گرفته است، نام کتاب قطران به سادگی «لغت قطران»، «فرهنگ قطران» آمده ولی نام دقیق آن مشخص نیست. نخستین بار نام اصلی کتاب قطران در کتاب حاجی خلیفه آمده است. بنابر اطلاعاتی که او میدهد نام کتاب قطران «تفاسیر فی اللغة الفرس» میباشد. در تحقیقات دورههای بعدی، لغت قطران یا همان «تفاسیر فی اللغة الفرس» کوتاه شده و «تفاسیر» نامیده شد. در برخی منابع مربوط به کتاب لغت قطران اشاره شد که شرح لغات بدون مثال آمده است. ذبیح الله صفا مینویسد:
«چند سال قبل در میان دست نبشتههای موجود در کتابخانهی مرحوم علی اکبر دهخدا، کتاب لغت کوچکی دیدم که از شعر پارسی مثالی در آن نبود. آن کتاب منسوب به قطران بود.»
باید گفت که چون در سدههای میانه، نسخ خطی این کتاب لغت در دسترس نبوده است. کتاب اسدی توسی با نام «لغت فرس» به عنوان قدیمیترین کتاب لغت پارسی در نظر گرفته شده و این فکر به میان آمده که کتاب قطران از میان رفته و به دست ما نرسیده است. این دلایل به پژوهشگران اجازه داده که فکر کنند در کتاب لغت قطران کلمات بدون مثال یا شاید با مثال آمده است. بنا بر توضیحات اخیر دانشمندان، دو دست نوشته از کتاب قطران موجود است، این دو نسخه اکنون در کتابخانههای تهران نگهداری میشود. یکی از نسخهها (اصلی) در مدرسهی سپهسالار و ترجمهی آن در کتابخانهی لغتنامهی دهخدا است. ولی استاد محمد معین مینویسد:
«نام دو کتاب لغت که در سدهی پنجم (11 م.) نوشته شده بر ما معلوم است: کتاب «رساله» ابوحفص سغدی و کتاب «تفاسیر فی اللغة الفرس» از شاعر معروف شرف الزمان قطران بن منصور اورموی (متوفی 465 ق). ولی از این دو کتاب هیچ کدام به دست ما نرسیده است.» نویسنده بعداً مینویسد: «رسالههایی دست نویس با نام «لغت قطران» وجود دارد که جعلی به نظر میرسند.»
اگر چه «تفاسیر» قطران از نظر حجم کوچک است، ولی به عنوان نخستین کتاب لغت اهمیت دارد. این اثر به عنوان نخستین گام در این عرصه، توجه پژوهشگران بعدی را به این زمینه جلب کرده و راهی برای آفرینش آثار لغت شناسی پارسی گشوده است. کتابهای لغت پس از آن بالیده، تکمیل شده و حجم آنها افزایش یافته است. تصادفی نبود که کتاب قطران برای کتابهای لغت شناسی بعدی به عنوان منبع در آمده است.
اگر چه شمس فخر اصفهانی در کتاب «معیار جهانی» نام نخستین کتاب لغت و نخستین لغت شناسان را نیاورده، ولی به این موضوع اشاره کرده که پیش از او کتابهای لغت مختصری نوشته شده است. صادق کیا دانشمند ایرانی، به این نتیجه اشاره میکند که کتاب لغت قطران یکی از آثار لغت مختصری است که شمس فخری از آن یاد میکند.
کتاب لغت قطران تبریزی از نظر ساختار توضیحی است، از نظر ترتیب بر اساس حروف اول و آخر مرتب شده است. از سدهی یازدهم تا سدهی نوزدهم میلادی، نخستین گام برای آفرینش کتاب لغتی که بر اساس حروف اول و آخر ترتیب یافته، در آذربایجان توسط قطران تبریزی برداشته شد. م. محمدوا بر اساس این معیار، تعداد 28 کتاب لغت را معین کرده است. بدین ترتیب به این نتیجه میتوان رسید که نخستین کتاب لغت پارسی و نخستین اثر زبان شناسی پارسی در سالهای 50 سدهی یازدهم در آذربایجان و شهر تبریز، توسط قطران تبریزی شاعر آذربایجانی نوشته شده است. افسوس که دسترسی به نسخهی خطی نصیب ما نشده است.
