چرا رضاشاه به سوی آلمان کشیده شد؟

هیتلر و حزبش از همان آغاز کار به چاه های نفت ایران و به موقعیت منحصر به فرد سوق الجیشی خلیج فارس چشم طمع داشتند.
با
حمله آلمان به شوروی، دو دولت انگلیس و شوروی بلافاصله یادداشتی تهدید آمیز تقدیم دولت ایران کردند و حضور شمار فراوانی از عوامل آلمان نازی در ایران را خطری برای دو کشور شمردند. واقعیت این بود که شمار فراوانی از تبعه آلمانی در راه آهن ایران مشغول کار بودند.در مقابل، رضاشاه یادداشت های هر روز تهدیدآمیزتر شوروی و انگلیس را نادیده می گرفت.

عباس میلانی در کتابش می نویسد: آیا این جدی نگرفتن تهدیدهای روس و انگلیس توسط رضاشاه نشان بی اطلاعی از وضع واقعی جنگ و شرایط تغییر یافته بین المللی بود؟
آیا نتیجه این محاسبه نادرستش بود که آلمان نازی در جنگ پیروز خواهد شد؟
بعضی حتی گفته اند که این بی توجهی در واقع نتیجه توطئه انگلیسها بود؛ می گویند انگلستان سیاستمداران ایرانی وابسته به خود را واداشت تا جدی بودن تهدیدات انگلیس را به اطلاع رضاشاه نرسانند.مدعی اند انگلستان قصد حمله و اشغال ایران را داشت و به مستمسکی برای این کار نیاز داشت و بی توجهی رضاشاه به نخستین اولتیماتوم های روس و انگلیس دقیقا این مستمسک را در اختیار انگلستان و متحد تازه یابش شوروی قرار داد.

ایران و رضاشاه پس از چندی در جهت تخفیف تنش ها گام برداشتند و برای برطرف کردن نگرانی های انگلستان در باب خرابکاری های بالقوه ستون پنجم آلمان در خوزستان، دولت ایران همه شهروندان آلمانی را از خوزستان اخراج کرد و به سفارت انگلستان خبر داد که بر آن شده است هرماه سی شهروند آلمانی را از ایران اخراج کند. ولی هیچ کدام از این اقدامات و عقب نشینی ها مفید فایده ای نبود.

بالاخره در حدود ساعت چهار صبح سوم شهریور۱۳۲۰در عملیاتی تحت نام "کانتننس" ارتش شوروی از شمال و نیروهای انگلیس از جنوب به ایران حمله کردند.قبل از اتمام روز دوم حمله ،سران ارتش جلسه ای تشکیل دادند و تصمیم به تسلیم گرفتند.

چند روزی بعد رضاشاه محمد علی فروغی و محمد ساعد را به دیدن بولارد سفیر انگلیس فرستاد.فرستادگان نیز به جای رساندن پیام پادشاه و تلاش در تثبیت وضع او ، به تضعیف و حتی برانداختنش همت کردند. رخدادهای بعدی آشکارا نشان داد که انگیزه آن دو نفر در هر حال جاه طلبی فردی نبود.
رضاشاه در راه تبعید، در اصفهان در منزل کازرونی ها بود که گروهی متشکل از وکلا و صاحبان محضر را به حضور پذیرفت و کار انتقال اموال خود به پسر ارشدش محمدرضا را آغاز کرد. ثروت بیکران رضاشاه در سرتاسر دوره پهلوی موضوع مورد کشمکش بوده است.