موبی دیک فیلمی
ماجرایی محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی و تهیهکنندگی جان هیوستون است که توسط هیوستون
و ری بردبری از رمان موبی دیک نوشته هرمان ملویل ، ۱۸۵۱ اقتباس شده. در این فیلم
گریگوری پک در نقش ناخدا آخاب، ریچارد بیسهارت در نقش اسماعیل و لئو گن در نقش
استارباک بازی میکنند و جیمز رابرتسون جاستیس، هری اندروز، برنارد مایلز، نوئل
پورسل و اورسن ولز در نقش پدر مپل نقشهای فرعی را ایفا میکنند.
این فیلم که محصول
مشترک بریتانیا و ایالات متحده است،[4] در ۲۷ ژوئن ۱۹۵۶ توسط کمپانی برادران وارنر
توزیع شد. این فیلم با نقدهای مثبتی از منتقدان و مخاطبان روبرو شد و از نظر تجاری
نیز موفقیت آمیز بود. هیئت ملی نقد، این فیلم را در جوایز سال ۱۹۵۶ خود در بین ۱۰
فیلم برتر خود قرار داد و هیوستون جایزه بهترین کارگردانی و بیسهارت جایزه بهترین
بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد. هیوستون در نهمین دوره جوایز انجمن
کارگردانان آمریکا نامزد دریافت جایزه انجمن کارگردانان آمریکا برای کارگردانی
برجسته - فیلم بلند شد.
طرح داستان
در سال ۱۸۴۱، دریانوردی
به نام اسماعیل برای عقد قرارداد با یک کشتی شکار نهنگ به شهر نیو بدفورد،
ماساچوست در نیوانگلند میرود. در مسافرخانهای که شب را در آن اقامت دارد، مجبور
میشود اتاق خود را با یک جزیرهنشین و نیزهانداز به نام کوئیکوئک، که پس از یک
ملاقات پرتنش با او دوست میشود، شریک شود. صبح روز بعد، این دو نفر در یک کشتی
شکار نهنگ به نام پیکواد استخدام میشوند که فرماندهی آن را ناخدا آخاب تک شیدا بر عهده دارد. اوشیدای شکار و کشتن وال
زال افسانهای به نام موبی دیک است که مسئول قطع پای چپ او بوده است. درست قبل از
عزیمت، اسماعیل و کوئیکوئک با مردی به نام ایلیا روبرو میشوند که هشدار شومی در
مورد آخاب میدهد و میگوید که همه خدمهای که او را دنبال میکنند به جز یک نفر،
در این سفر جان خود را از دست خواهند داد.
با حرکت کشتی و
مدتی پس از آن، آخاب همچنان غایب است تا اینکه سرانجام ظاهر میشود و خدمهاش را
برای شکار موبی دیک هماهنگ میکند و به سمت بیکینی آتول، جایی که گفته میشود نهنگ
در آن ساکن است، حرکت میکند. در حالی که خدمه در سفر خود مقدار قابل توجهی روغن
به دست میآورند، وسواس آخاب نسبت به موبی دیک بیش از هر چیز در ذهن او باقی میماند.
وقتی ناخدا ییک کشتی در حال عبور، که اخیراً دستش را توسط نهنگ سفید از دست داده
است، آخاب را از آخرین محل اختفای موبی دیک در نزدیکی سواحل ماداگاسکار مطلع میکند،
آخاب بلافاصله شکار بسیار موفق خود را متوقف میکند و خدمهاش، به ویژه معاون
ارشدش استارباک، را نگران میکند. استارباک به افسران همکارش استاب و فلاسک پیشنهاد
میدهد که فرماندهی پیکواد را از آخاب بگیرند، که این دو نفر امتناع میکنند.
همین که پیکواد به
جزیره مرجانی نزدیک میشود، مردی از دکل کشتی به دریا میافتد و ناپدید میشود.
درست پس از آن، پیکواد برای روزها در آب راکد گیر میکند. کوئیکوئک در حالی که
استخوانهایی را برای پیشبینی آیندهاش می ریزد، مرگ خود را پیشبینی میکند و به نجار
کشتی دستور میدهد تا برایش تابوتی بسازد، قبل از اینکه بنشیند و منتظر مرگش
بماند. وقتی یکی از خدمه برای تفریح
آماده بریدن پوست کوئیکوئک میشود، اسماعیل به دفاع از دوستش برمیخیزد و کوئیکوئک
را بر آن میدارد تا خیال مرگ خود را بشکند و از اسماعیل دفاع کند. درست در همان
لحظه، موبی دیک برای مدت کوتاهی در مقابل کشتی ظاهر میشود و قبل از اینکه خدمه پیکواد
بتوانند به او حمله کنند، می گریزد.
پس از بیرون راندن کشتی از منطقه آرام، آخاب
شکار را از سر میگیرد. آنها با راشل، یکی دیگر از شکارچیان نهنگ از نیو بدفورد،
روبرو میشوند که ناخداش، گاردینر، از آخاب میخواهد که در جستجوی پسرش که توسط
موبی دیک ربوده شده بود، کمک کند. آخاب کمک او را رد میکند و میرود. وقتی پیکواد
با طوفان برخورد میکند، آخاب از طوفان برای سرعت بخشیدن به تعقیب استفاده میکند
و کشتی را به خطر میاندازد. استارباک تصمیم میگیرد آخاب را با زور از قدرت خلع
کند، اما وقتی در یک لحظه نادر و انسانی، آخاب به یاد وسواس انتقامجویانهاش میافتد،
تسلیم میشود.
درست پس از این مکالمه، یک نشانه عجیب، تحقق پیشگویی
شوم ایلیا را نشان میدهد که اسماعیل آن را برای آخاب بازگو میکند. به نظر میرسد
ناخدا تحت تأثیر قرار گرفته است، اما وقتی موبی دیک لحظاتی بعد دوباره ظاهر میشود،
شک و تردید خود را کنار میگذارد. خدمه پیکواد با قایقهای خود برای پایین آوردن
او به راه میافتند. در این درگیری پر هرج و مرج، موبی دیک قایق آخاب را نابود میکند،
اما آخاب بر پشت نهنگ سوار میشود و او را با زوبین میزند تا اینکه موبی دیک به زیر
آب میرود و آخاب را در طنابهای نیزه پشتش گرفتار و غرق میکند. استارباکس به جای
لغو شکار، به مردان دستور میدهد که ادامه دهند. موبی دیک به قایقها حمله میکند،
آنها را در هم میشکند و مردان را میکشد؛ سپس به کشتی پیکواد ضربه میزند و آن را
غرق میکند و ناپدید میشود. اسماعیل، تنها بازمانده، موفق میشود به تابوت کوئیکوئک
بچسبد تا اینکه راشل او را پیدا میکند و برمیدارد.
بازیگران
گرگوری پک در نقش ناخدا
آخاب
ریچارد بیسهارت در
نقش اسماعیل
لئو گن در نقش
استارباک
اورسن ولز در نقش
پدر مپل
جیمز رابرتسون
جاستیس در نقش ناخدا بومر
هری اندروز در نقش
استاب
فردریش فون لدبور
در نقش کوئیکوئک
برنارد مایلز در
نقش مانکسمن
نوئل پورسل در نقش
نجار کشتی
ادریک کانر در نقش
داگو
مروین جانز در نقش
پلگ
جوزف تاملتی در
نقش پیتر کافین
جان هیوستون در
نقش پیتر کافین (صدا، بدون ذکر منبع)
فرانسیس د ولف در
نقش ناخدا گاردینر
فیلیپ استینتون در
نقش بیلداد
رویال دانو در نقش
ایلیا
سیموس کلی در نقش
فلاسک
تامبا آلنبی در
نقش پیپ
تام کلگ در نقش
تاشتگو
تد هاوارد در نقش
پرت
آیریس تری در نقش
زن کتاب مقدس
ای. ال. لوید در
نقش بالادیر
تولید
این بخش ممکن است
حاوی جزئیات پیچیده زیادی باشد که فقط برای مخاطبان خاص جالب باشد. لطفاً با حذف یا
جابجایی هرگونه اطلاعات مرتبط و حذف جزئیات اضافی که ممکن است خلاف سیاست گنجاندن
ویکی پدیا باشد، کمک کنید.
توسعه و نوشتن
در طول جلسهای
برای بحث در مورد فیلمنامه، ری بردبری به جان هیوستون اطلاع داد که در مورد رمان
هرمان ملویل، او "هرگز نتوانسته آن چیز لعنتی را بخواند". طبق زندگینامه
«وقایعنامه بردبری»، در طول ساخت فیلم تنش و عصبانیت زیادی بین این دو مرد وجود
داشته است، که ظاهراً به دلیل رفتار قلدرمآبانه هیوستون و تلاشهای او برای دستور
دادن به بردبری در مورد نحوه انجام کارش بوده است، با وجود اینکه بردبری نویسندهای
چیره دست است.
نورمن کوروین
بازنویسیهایی انجام داده که در عنوانبندی ذکر نشده است.[5]
اشاره فیلم به بیکینی
آتول به عنوان خانه موبی دیک در رمان نیست؛ در عوض، آخاب قصد دارد در طول «فصل روی
خط استوا» با نهنگ درگیر شود.[6] به نظر میرسد این پیچش عجیب و غریب اشارهای به
آزمایش اخیر بمب هستهای کسل براوو در جزیره مرجانی باشد. این نوشته بردبری مربوط
به داستان کوتاه بمب اتمی او با عنوان «بارانهای نرمی خواهد بارید» است.
این فیلم توسط برادران والتر، هارولد و ماروین میریش،
که بودجه فیلم مولن روژ هیوستون را تأمین کردند، تأمین مالی شد. میریشها برای
انتشار فیلم با برادران وارنر برادرز قراردادی بستند. طبق این توافق، وارنر برادرز
به مدت هفت سال توزیع موبی دیک را بر عهده میگرفت و پس از آن تمام حقوق به شرکت
برادران میریش، مولن پروداکشنز، بازمیگشت.[7]
انتخاب بازیگر
گرگوری پک در
ابتدا از انتخاب شدن به عنوان نقش آخاب شگفتزده شد (بخشی از توافق استودیو برای
تأمین بودجه فیلم این بود که هیوستون از یک بازیگر «نامدار» به عنوان نقش آخاب
استفاده کند). پک بعداً اظهار داشت که احساس میکند خود هیوستون باید نقش آخاب را
بازی میکرد. هیوستون مدتها بود که میخواست فیلمی از موبیدیک بسازد و قصد داشت
پدر خودش، والتر هیوستون، بازیگر، را در نقش آخاب بازی کند، اما او در سال ۱۹۵۰
درگذشت.[8] پک در ادامه نقش پدر مپل را در مینیسریال تلویزیونی اقتباسی از رمان
ملویل در سال ۱۹۹۸، با بازی پاتریک استوارت در نقش آخاب، بازی کرد. پک با مقایسه
بازیهای خود در این فیلم و مینیسریال موبیدیک در سال ۱۹۹۸، گفت که مینیسریال
را بیشتر دوست دارد زیرا به رمان وفادارتر بود و حس ماجراجویی بیشتری داشت.
پک و هیوستون قصد
داشتند در سال ۱۹۵۷ فیلم «تایپ» هرمان ملویل را فیلمبرداری کنند، اما بودجه آن به
نتیجه نرسید. کمی بعد، این دو با هم اختلاف پیدا کردند. طبق یک زندگینامه، پک با
ناامیدی متوجه شد که انتخاب هیوستون آخاب نبوده است، اما در واقع توسط برادران میریش
به کارگردان پیشنهاد شده بود تا بودجه را تأمین کند. پک احساس میکرد هیوستون او
را فریب داده تا نقشی را بپذیرد که پک احساس میکرد برای آن مناسب نیست. سالها
بعد، این بازیگر سعی کرد اختلافاتش را با کارگردان حل کند، اما هیوستون، همانطور
که در بیوگرافی لارنس گروبل از خانواده هیوستون نقل شده است، پک را سرزنش کرد
(هوستون گفت: "برای شروع دوباره خیلی دیر شده بود") و این دو دیگر هرگز
با هم صحبت نکردند.[9] با این وجود، آنجلیکا، دختر هیوستون، در مصاحبهای با
برنامه لری کینگ لایو در سال 2003 تأیید کرد که پدرش پک را "دوست میداشت"..[10]
در سن چهار سالگی،
آنجلیکا هیوستون به همراه پک با لباس آخاب به محل فیلمبرداری فیلم پدرش رفت. دههها
بعد، او و پک دوباره یکدیگر را ملاقات کردند و تا زمان مرگ پک با هم دوست صمیمی
شدند..[10][11]
اورسن ولز بعداً
از حقوق حاصل از حضورش برای تأمین مالی نمایش صحنهای خود، موبی دیک - تمرینشده،
استفاده کرد که در آن راد استایگر نقش ناخدا آخاب را بازی کرد.
فردریش فون لدبور
از پروتزهای چسبان ساخته شده توسط یک کارخانه نایلون محلی برای خالکوبیهای کوئیکوئک
استفاده کرد..[12]
خواننده فولک، ای.
ال. لوید، در مهمانخانهای قبل از اینکه اسماعیل (ریچارد بیسهارت) سوار کشتی پیکواد
شود، آواز یک کلبه دریایی را میخواند.[13]
فیلمبرداری
فیلمبرداری این فیلم در ولز در فیشگارد
و خلیج سیبور، فیشگارد به درخواست هیوستون، آغاز شد.[14] بخشهایی از فیلم در دریا
در مقابل کانیکال، یک محله سنتی شکار نهنگ در جزایر مادیرا، پرتغال، با صحنههای
واقعی شکار نهنگ توسط شکارچیان نهنگ جزیره مادیرا فیلمبرداری شد. همچنین در ساحل
لاس کانتراس، لاس پالماس د گران کاناریا، جزایر قناری، اسپانیا فیلمبرداری شد. ناخدا
آلن ویلیرز فرماندهی کشتی را برای این فیلم بر عهده داشت.[15]
بسیاری از صحنههای خارجی که در نیو بدفورد فیلمبرداری
شده بودند، در لوکیشنی در یوگال، شهرستان کورک، ایرلند فیلمبرداری شدند. طبق گزارشها،
هیوستون در جستجوی «بندری که در صد سال تغییر نکرده باشد»، این شهر را از فهرستی
کوتاه شامل ویکلو، آرکلو و کینسیل انتخاب کرد.[12] دولت محلی به پاس قدردانی، هیوستون
را به عنوان آزاد مرد یوتال معرفی کرد. حوضه بندر شهر جایگزین بندر نیو بدفورد شد.
تولید فیلم مستلزم آن بود که صنعتگران محلی با دست بندر را لایروبی کنند، نماهایی
را بر فراز ساختمانهای ساحلی بسازند تا شبیه نیو بدفورد دهه ۱۸۰۰
شوند و تیرهای تلفن را با بوم بپوشانند تا مانند دکل کشتی به نظر برسند.[12] نزدیک
به بیست هزار نفر در تابستان ۱۹۵۴ برای تماشای فیلمبرداری به یوث آمدند
و بازیگران زن نقش همسران و دختران خدمه را که برای کشتی در حال حرکت دست تکان میدهند،
بازی کردند. این فیلم بازیگران مرد را از کورک آورد، زیرا یوثال به اندازه کافی
مرد ریشدار نداشت.[12]
میخانه پدی لینهان، یوگال، که در فیلم
حضور داشت و بعداً به "موبی دیک" تغییر نام داد. این شهر یک میخانه دارد
که در ابتدا لینهان نام داشت و در آن زمان متعلق به پدی لینهان بود که نمای بیرونی
آن در فیلم ظاهر میشود. کمی پس از فیلمبرداری توسط لینهان، به موبی دیک تغییر نام
داد. این میخانه هنوز متعلق به خانواده لینهان است و توسط آنها اداره میشود و
دارای مجموعهای زیبا از عکسهای گرفته شده از بازیگران و عوامل در طول ساخت فیلم
است. پک همچنین پای مصنوعی خود را که از استخوان نهنگ ساخته شده بود به بار هدیه
داد که همچنان در معرض نمایش است.[12] در آنجا، جان هیوستون از بار به عنوان دفتر
مرکزی خود برای برنامهریزی فیلمبرداری هر روز استفاده میکرد؛ بازیگران و عوامل نیز
شبها به آنجا میرفتند.[12] فانوس دریایی قرن نوزدهمی یوگال همچنین در صحنهای از
به دریا افتادن کشتی پیکواد (در غروب آفتاب) در سفر سرنوشتسازش ظاهر میشود.[16][17]
برای ایجاد جلوه بصری یادآور عکسهای
قدیمی شکار نهنگ، یک عکس سیاه و سفید روی یک عکس رنگی قرار داده شد.[18] نتیجه شبیه
به یک بایپس سفیدکننده بود.[19][20][21]
این فیلم با بودجهای بیش از حد، از 2
میلیون دلار به حدود 4.4 میلیون دلار، که مولین پروداکشنز را فلج کرد، مواجه شد.
موبی دیک در نهایت به یونایتد آرتیستس فروخته شد تا بخشی از بدهی برادران میریش
جبران شود (وارنر برادرز همچنان فیلم را توزیع میکرد، مطابق با قرارداد اولیه
صدور مجوز آنها؛ هنگامی که این قرارداد به پایان رسید، یونایتد آرتیستس حقوق توزیع
فیلم را به دست گرفت. پس از اینکه UA در سال 1981 توسط MGM خریداری شد، استودیوی دوم توزیع را بر عهده گرفت و حق چاپ فیلم را در
اختیار دارد). [22] موبی دیک پس از انتشار اولیه بودجه خود را پس نگرفت. [22]
جلوههای ویژه
افسانهای که در زندگینامه فیلمبردار
اسوالد موریس، هیوستون، ما یک مشکل داریم، به پایان رسید، این است که هیچ مدل نهنگ
تمام قدی برای تولید ساخته نشده است. گزارشهای قبلی ادعا کردهاند که تا سه
"نهنگ سفید" لاستیکی 60 فوتی در طول فیلمبرداری در دریا گم شدهاند و
آنها را به "خطرات ناوبری" تبدیل کردهاند. در واقع نهنگ عنوانی که در فیلم
نشان داده شده است توسط دانلوپ در استوک-آن-ترنت، انگلستان ساخته شده است. [23]
موبی دیک 75 فوت طول و 12 تن وزن داشت و برای شناور ماندن و عملیاتی ماندن به 80
بشکه هوای فشرده و یک سیستم هیدرولیک نیاز داشت.[23] با این حال، نهنگ مصنوعی از
طناب یدککشی خود جدا شد و در مه فرو رفت.[23] پک در سال 1995 تأیید کرد که سوار
بر این وسیله بوده است.[24] به گفته موریس، پس از گم شدن وسیله، یک قایق با قسمتهای
مختلف نهنگ (کوهان، پشت، باله، دم) به دنبال پیکواد آمد. نود درصد از نماهای نهنگ
سفید، مینیاتورهایی با اندازههای مختلف هستند که در یک مخزن آب در استودیوهای
شپرتون در ساری، نزدیک لندن فیلمبرداری شدهاند. نهنگها و مدلهای قایق بلند توسط
یک متخصص جلوههای ویژه، آگوست لومن، با همکاری استیون گریمز، کارگردان هنری،
ساخته شدند. نماهای استودیویی همچنین شامل یک فک و سر موبی در اندازه واقعی - با
چشمهای مصنوعی - بودند. دستگاه سر که میتوانست مانند اسب گهوارهای حرکت کند،
زمانی استفاده میشد که بازیگران در آب با نهنگ بودند. [نیاز به توضیح دارد] آخرین
سخنرانی گریگوری پک در استودیو در حالی که سوار بر کوهان نهنگ سفید بود، ایراد شد
(سوراخی در پهلوی نهنگ ایجاد شد تا پک بتواند پای واقعی خود را پنهان کند).
کشتیها
کشتی پیکواد به طور مناسب در موبی دیک
به تصویر کشیده شده است. این کشتی که در سال ۱۸۸۷ در
انگلستان با نام رایلندز ساخته شد، در دهه ۵۰ به دست صنعت فیلم
رسید و در جزیره گنج نیز مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۹۷۰ در
مورکمب انگلستان در آتش سوخت.[25] قایقرانان مورد استفاده هاروست کینگ و جیمز
پاستلویت، هر دو اهل آرکلو ایرلند بودند.[26]
در مستندی که همراه با دیویدی به
مناسبت سیامین سالگرد فیلم آروارهها منتشر شده است، استیون اسپیلبرگ، کارگردان،
اظهار میکند که قصد اصلی او معرفی شخصیت شبیه به آخاب، کوینت (رابرت شاو)، با
نشان دادن او در حال تماشای نسخه ۱۹۵۶ فیلم و خندیدن به نادرستیهای آن
بوده است. با این حال، گرگوری پک اجازه استفاده از تصاویر فیلم اصلی را نداد زیرا
از بازی او ناراحت بود.[27]
اکران
این فیلم در ۲۷
ژوئن ۱۹۵۶ در نیو بدفورد، ماساچوست به نمایش درآمد. اولین نمایش آن در بریتانیا
در ۷ نوامبر در لندن برگزار شد و پس از آن در ژانویه سال بعد به طور عمومی
اکران شد.
پذیرش
این بخش ممکن است شامل مثالهای بیش
از حد یا نامربوط باشد. لطفاً با حذف مثالهای کماهمیتتر و توضیح بیشتر در مورد
نمونههای موجود، به بهبود آن کمک کنید. (ژوئن ۲۰۲۳) (نحوه و زمان حذف این پیام را بیاموزید)
طبق گفته هفتهنامه سینماتوگراف، این
فیلم در سال ۱۹۵۷ در گیشه بریتانیا "در صدر" بود.[28]
واکنش انتقادی
بوسلی کروتر از نیویورک تایمز، موبی دیک
را «فیلمی رنگی و پرانرژی» نامید که به عنوان یکی از بهترین فیلمهای زمان ما اکیداً
توصیه میشود... فضا به ما اجازه نمیدهد که تمام چیزهایی را که در مورد این فیلم
به طرز درخشانی ساخته یا پرداخته شدهاند، از طرح رنگی عجیب و غریب و ملایم گرفته
تا وفاداری غیرمعمول به جزئیات شکار نهنگ که مشاهده میشود، ذکر کنیم. [29]
تایم فیلم و بازیگران را ستود، اما
احساس کرد که گریگوری پک به اشتباه انتخاب شده است: «آنچه حاصل میشود، فیلمی
درخشان هم برای علاقهمندان به ملویل و هم برای کسانی است که سعی کردهاند کتاب را
بخوانند و راه خود را گم کردهاند. دشوارترین نقش، آخاب، متأسفانه به بازیگری داده
میشود که احتمالاً کمترین توانایی را برای کنار آمدن با آن دارد... اما شکست او
تنها معیاری از موفقیت بالای بقیه بازیگران است.»
[30]
ورایتی نوشت: «اساساً این یک فیلم
«تعقیب و گریز» با تمام جذابیت ذاتی است که از این طریق القا میشود و در عین حال
از کیفیت یکنواختی و تکرار که اغلب فرمول تعقیب و گریز را کسلکننده میکند، فرار
نمیکند.» این نقد همچنین دریافت که «پک اغلب برای مردی که ظاهراً غرق در خشم دیوانهوار
است، دست کم گرفته شده و بیش از حد جنتلمن به نظر میرسد.»[31]
ادوین شالرت از لسآنجلس تایمز این فیلم
را «چیزی کمتر از واقعاً عالی» دانست، اگرچه «لحظات فوقالعادهای دارد و از نظر
هنری، مراحل مختلف درام و به ویژه در شخصیتها به طرز شگفتآوری منحصر به فرد است.»[32]
ریچارد ال. کو از واشنگتن پست این فیلم
را «یکی از نادرترینها، نوعی از فیلم که مردم به یاد خواهند آورد و به عنوان یکی
از کلاسیکهای سینما رتبهبندی میکنند... این فیلم نه تنها از نظر صرفاً سینما بسیار
هیجانانگیز است، بلکه یک مطالعه فلسفی جذاب است.»[33]
گزارشهای هریسون «برتری ارزشهای تولید»
را ستودند اما خاطرنشان کردند: «تا چند حلقه آخر، جایی که نبردی خشونتآمیز تا سر
حد مرگ بین نهنگ و خدمه رخ میدهد، اکشن بسیار هیجانانگیز نمیشود. این نبرد شدید
با نهنگ به شکلی هیجانانگیز به تصویر کشیده شده و نقطه برجسته فیلم است، اما برای
جبران آن کافی نیست.» فقدان هیجان در حلقههای قبلی."[34]
جان مککارتن از نیویورکر، موبی دیک
را "یک اثر خوب، بزرگ و ابتدایی خواند که چندین مایل دریایی از ملویل عرفانی
فاصله دارد، اما تقریباً یک سفر کاملاً رضایتبخش از مسیر اصلی را به ما ارائه میدهد."[35]
بولتن ماهانه فیلم نوشت: "هیجانات
فیزیکی داستان ماجراجویی که روبنای کتاب ملویل است، همگی به طرز تحسینبرانگیزی
انجام شدهاند. جایی که هیوستون شکست خورده است، در القای عرفان کتاب و تأثیر شوم
خود موبی دیک است. نهنگ سفید بزرگ "هیولای شوم و مرموز... دیو بزرگ شناور دریاهای
زندگی" نیست؛ او اغلب، فقط به وضوح از پلاستیک ساخته شده و به صورت الکترونیکی
کنترل میشود. بدون این حضور و انگیزه، بخش زیادی از داستان اهمیت خود را از دست میدهد."[36]
تایماوت گفت: "نهنگ سفید بزرگ
وقتی از دریا بلند میشود تا پیکواد را خرد کند، به طور قابل توجهی کمتر از زمانی
که برای اولین بار در یک شب مهتابی دیده میشود، تأثیرگذار است... یک استارباک به
طرز رقتانگیزی ضعیف. اما چیزهای شگفتانگیزی اینجا وجود دارد... [مانند] تقریباً
تمام صحنههای شکار نهنگ. با اقتباس هوشمندانه (و) درجهبندی رنگ که به تصاویر کیفیت
رنگی چاپهای قدیمی شکار نهنگ میدهد، وحدت کلی محکمی به آن بخشیده شده است...
اغلب به طرز حیرتانگیزی خوب است."[37]
این فیلم در
Rotten Tomatoes امتیاز 81٪ را
دارد، با این اجماع که "ممکن است به جای مضامین عمیقتر رمان هرمان ملویل،
صحنههای نمایشی را ترجیح دهد، اما موبی دیک جان هیوستون هنوز هم یک ماجراجویی سینمایی
بزرگ است."[38]
اقتباس از کتاب کمیک
Dell Four Color #717 (اوت 1956)[39][40]
رسانههای خانگی
با وجود اینکه فیلم «موبی دیک» محصول
شرکت برادران وارنر بود، یونایتد آرتیستس در ۱۲
نوامبر ۱۹۹۶ آن را در قالب VHS از طریق MGM به عنوان بخشی از مجموعه فیلمهای کلاسیک قدیمی
MGM منتشر کرد که به طور انحصاری از طریق Warner Home Video در
سراسر جهان در دسترس بود. کینو لوربر در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۵
نسخه DVD آن را منتشر کرد. نسخه Blu-ray با نسخه محدود در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۶
توسط Twilight Time منتشر شد[41] و این فیلم همچنین در قالب
Blu-ray در اسپانیا منتشر شده است.[42]
همچنین ببینید
لیست فیلمهای آمریکایی سال ۱۹۵۶
منابع
"موبی دیک (۱۹۵۶)".
BFI. بازیابی شده در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳.
"AFI|Catalog".
catalog.afi.com. بازیابی شده در ۱۳
اکتبر ۲۰۲۳.
"برترین فیلمهای پرفروش گیشه ۱۹۵۶".
Variety Weekly. 2 ژانویه 1957.
"AFI|کاتالوگ". catalog.afi.com. بازبینی شده در 13 ژانویه 2025.
داگان، کارمل (19 اکتبر 2011). «نورمن
کوروین در 101 سالگی درگذشت». تنوع. بازبینی شده در 13 ژانویه 2025.
موبی دیک، فصل 44، "نمودار".
https://www.gutenberg.org/files/2701/2701-h/2701-h.htm#link2HCH0044
میریش 2008، ص. 74.
میریش 2008، ص. 72.
گروبل، لارنس (اکتبر 1989). هیوستون
ها اسکریبنر. ص 812. شابک 0-684190-19-2.
"ادای احترام به گرگوری پک". CNN.com. 13 ژوئن 2003. بازیابی شده در 26 ژوئن 2014.
آدریان، ووتون (11 دسامبر 2006).
"آنجلیکا هیوستون". گاردین. بازیابی شده در 26 ژوئن 2014.
نیلونز کی (نشانگر تاریخی). یوگال: فیلت
ایرلند. 2020.
"آهنگها، آلبومها، نقدها، بیوگرافی و موارد دیگر از ای. ال. لوید..." AllMusic. بازیابی
شده در 16 ژوئیه 2024.
میریش 2008، صفحه 76.
"آلن ویلیرز". فهرست آکسفورد. بازیابی شده در 13 ژوئیه 2013.
"موبی دیک یانگال".
YounghalOnline.com. ۱۴ آگوست
۲۰۱۰. بایگانیشده از نسخه اصلی در ۱۲ مارس ۲۰۱۲. بازیابیشده در ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۳.
"میخانه موبی دیک - یوگال، ایست کورک، ایرلند - اعضای اتاق". اتاق
گردشگری و بازرگانی یوثال. بازیابیشده در ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۳.
بوسه، دیوید دیوید وندن (۱۸
آگوست ۲۰۲۰). "فشار بر محدودیتهای کماهمیت: تاریخچه سینمایی نوآر و نئو-نوآر". cinea.be/. سینما.
بازیابیشده در ۲۸ مه ۲۰۲۱.
"کازوئو میاگاوا: بزرگترین فیلمبردار ژاپن". موزه هنر مدرن. 12–29
آوریل 2018. بازبینی شده در 14 مه 2019.
日刊スポーツ・訃報・宮川一夫氏 (به ژاپنی). بایگانی شده
از نسخه اصلی در 14 نوامبر 2007. بازیابی شده در 20 آوریل 2008.
"東京現像所:پنجاهمین سالگرد:TOGENの歴史" (به ژاپنی). بایگانی شده
از نسخه اصلی در 14 نوامبر 2007. بازیابی شده در 20 آوریل 2008.
میریش 2008، ص. 77.
"خاطره: موبی دیک زندگی خود را در استوک آن ترنت آغاز کرد".
نگهبان. ۱۳ دسامبر ۲۰۰۸. بازیابیشده در ۱۴
ژانویه ۲۰۱۲.
«گفتگو با گرگوری پک». سریال
American Masters. فصل ۱۵. قسمت
۶. ۱۴
اکتبر ۱۹۹۹. PBS.
«بایگانی مورکمب». مورکمب آنلاین. بازیابیشده در ۱۳ ژوئیه
۲۰۱۳.
فورد، فرانک (۲۰۰۰) [اولین انتشار ۱۹۸۱]. نگهبانی طولانی (ویرایش اصلاحشده).
دوبلین: انتشارات نیو آیلند. صفحه ۱۳۸. شابک ۱-۹۰۲۶۰۲-۴۲-۰.
بوزرئو، لورن (۱۹۹۵). «نگاهی به درون آروارهها: از رمان تا فیلمنامه». آروارهها: نسخه سیامین
سالگرد دیویدی (۲۰۰۵). یونیورسال هوم ویدئو.
بیلینگز، جاش (۱۲
دسامبر ۱۹۵۷). «دیگران در سود». هفتهنامه سینماتوگراف. صفحه ۷.
کراوتر، بوسلی (۵ ژوئیه
۱۹۵۶). "فیلمنامه: جان هیوستون و نهنگ سفید ملویل". نیویورک تایمز: ۱۸.
"موبی دیک". تایم، ۹ ژوئیه ۱۹۵۶.
"موبی دیک". ورایتی: ۶. ۲۷ ژوئن ۱۹۵۶.
شالرت، ادوین (۳ ژوئیه
۱۹۵۶). "'موبی دیک' مملو از هیجانات فراوان". لسآنجلس تایمز: ۱۲.
کو، ریچارد ال. (۱۳ ژوئیه
۱۹۵۶). "'موبی دیک' زنگ را به صدا در میآورد". واشنگتن پست. صفحه ۳۶.
"موبی دیک' با گرگوری پک، ریچارد بیسهارت و لئو گن". گزارشهای هریسون:
۱۰۲. ۳۰ ژوئن ۱۹۵۶.
مککارتن، جان (۱۴ ژوئیه
۱۹۵۶). "سینمای معاصر". نیویورکر. صفحه ۸۳.
"موبی دیک". بولتن ماهانه فیلم. ۲۳ (۲۷۵): ۱۵۰. دسامبر ۱۹۵۶.
"موبی دیک". تایم اوت لندن. ۱۰
سپتامبر ۲۰۱۲.
"موبی دیک". راتن تومیتوز. فاندانگو. بازیابی شده در ۷
اکتبر ۲۰۲۱. ویرایش این در ویکیدیتا.
"دل فور کالر شماره ۷۱۷". پایگاه داده
گرند کامیکس.
دل فور کالر شماره ۷۱۷ در
پایگاه داده کتابهای مصور (بایگانی شده از نسخه اصلی)
بلوری موبی دیک (نسخه محدود به ۳۰۰۰
نسخه - تمام شد)، بازیابی شده در ۱ ژوئن ۲۰۲۳
هیوستون، جان، موبی دیک، بازیابی شده
در ۱ ژوئن ۲۰۲۳
کتابشناسی
میریش، والتر (۲۰۰۸). من فکر میکردم ما فیلم میسازیم، نه تاریخ. مدیسون، ویسکانسین:
انتشارات دانشگاه ویسکانسین. شابک ۹۷۸-۰-۲۹۹-۲۲۶۴۰-۴ پیوندهای خارجی
موبی دیک در
IMDb
موبی دیک پاب یوثال - مکان
fte
فیلمهایی به کارگردانی جان هیوستون
fte
ری بردبری
fte
موبی دیک هرمان ملویل (۱۸۵۱)
پایگاههای داده کنترل مجوز ویرایش این
در ویکیداده
ردهها: فیلمهای ۱۹۵۶ فیلمهای
ماجراجویی ۱۹۵۶ فیلمهای فاجعهای آمریکایی فیلمهای بقا آمریکایی فیلمهای درام بریتانیایی
فیلمهای آمریکایی درباره انتقام فیلمهای اقتباسشده در کمیکها فیلمهای ساختهشده
در ولز فیلمهای ساختهشده بر اساس موبی دیک فیلمهای ساختهشده به کارگردانی جان
هیوستون فیلمهای ساختهشده در دهه ۱۸۴۰ فیلمهای ساختهشده در ماساچوست فیلمهای
ساختهشده روی کشتی فیلمهای ساختهشده در اقیانوس آرام فیلمهای ساختهشده در Associated British Studios فیلمهای ساختهشده در پرتغال فیلمهای ساختهشده در جزایر قناری فیلمهای
ساختهشده با فیلمنامههای جان هیوستون فیلمهای ماجراجویی دریایی فیلمهای
برادران وارنر فیلمهای ساختهشده در ایرلند فیلمهای دهه ۱۹۵۰ فیلمهای
انگلیسیزبان دهه ۱۹۵۰ فیلمهای آمریکایی دهه ۱۹۵۰ فیلمهای بریتانیایی دهه ۱۹۵۰ فیلمها
با فیلمنامههایی از ری بردبری
این صفحه آخرین بار در ۱۷
سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC) ویرایش شده است.
