۱۴۰۴ شهریور ۲۴, دوشنبه

ترجمه ماشینی معرفی قبیله سیزدهم صهیون

 قبیله سیزدهم کتابی است که در سال ۱۹۷۶ توسط آرتور کوستلر[1] منتشر شد و در آن از فرضیه خزر در مورد تبار اشکنازی‌ها دفاع می‌شود، این فرضیه که یهودیان اشکنازی از یهودیان و بنی‌اسرائیل باستان نیستند، بلکه از خزرها، قومی ترک که ظاهراً به طور گسترده به یهودیت گرویدند، هستند. کوستلر این فرضیه را مطرح کرد که خزرها پس از گرویدن به دین یهود در قرن هشتم، در قرن‌های دوازدهم و سیزدهم، زمانی که امپراتوری خزر در حال فروپاشی بود، به سمت غرب و به اروپای شرقی مهاجرت کردند.


کوستلر از آثار قبلی داگلاس مورتون دانلوپ، رافائل پاتای و آبراهام پولاک به عنوان منبع استفاده کرد. هدف اعلام شده او این بود که با رد مبنای نژادی یهودستیزی، آن را از بین ببرد.


نقدهای عمومی این کتاب متفاوت بود، نقدهای دانشگاهی از تحقیقات آن عموماً منفی بود و دیوید سزارانی و مایکل اسکامل، زندگینامه‌نویسان کوستلر، آن را به باد انتقاد گرفتند. در سال ۲۰۱۸، نیویورک تایمز این کتاب را «به‌طور گسترده بی‌اعتبار» توصیف کرد.[2]

خلاصه

فهرست مطالب

کوستلر این تز را مطرح می‌کند که یهودیان اشکنازی از نسل بنی‌اسرائیل تاریخی دوران باستان نیستند، بلکه از خزرها، قومی ترک که ریشه در امپراتوری شمال و بین دریای سیاه و دریای خزر داشتند و در آن ساکن بودند، سرچشمه می‌گیرند. فرضیه کوستلر این است که خزرها - که در قرن هشتم به یهودیت گرویدند - در قرن‌های دوازدهم و سیزدهم، زمانی که امپراتوری خزر در حال فروپاشی بود، به سمت غرب به اروپای شرقی فعلی (عمدتاً اوکراین، لهستان، بلاروس، لیتوانی، مجارستان و آلمان) مهاجرت کردند.


در پایان آخرین فصل کتاب، کوستلر محتوای آن و اهداف خود را به شرح زیر خلاصه می‌کند: «در بخش اول این کتاب، من تلاش کرده‌ام تا تاریخ امپراتوری خزر را بر اساس منابع اندک موجود ردیابی کنم. در بخش دوم، فصل‌های پنجم تا هفتم، شواهد تاریخی را گردآوری کرده‌ام که نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از یهودیان شرقی - و از این رو یهودیان جهان - از تبار خزری-ترکی هستند، نه سامی. در فصل آخر سعی کرده‌ام نشان دهم که شواهد انسان‌شناسی در رد باور عمومی به نژاد یهودی که از قبیله کتاب مقدس سرچشمه گرفته است، با تاریخ مطابقت دارد.»



منابع

ماتیاس گاردل می‌نویسد که تز کوستلر «تا حدودی مبتنی بر انسان‌شناسی آماتور» است،[3] و استدلال‌های علمی آن از کتاب «افسانه نژاد یهودی» (1975) نوشته رافائل پاتای و دخترش جنیفر گرفته شده است.[4] این کتاب همچنین به آثار مورخان پیشین، به ویژه کتاب عبری «خزریا: تولدوت مملاخاه یهودیت» (1951) نوشته‌ی مورخ روسی-اسرائیلی، آبراهام پولیاک،[5][6] و «تاریخ خزرهای یهودی» (1954) نوشته‌ی داگلاس مورتون دانلوپ، نویسنده‌ای که خود کوستلر او را منبع اصلی می‌داند، متکی است.[7] نیل مک‌اینس می‌نویسد که دانلوپ، مانند دیگر مورخان خزر، از جمله پیتر گلدن و موسی شولواس، در نتیجه‌گیری‌های خود «بسیار محتاطانه‌تر» عمل کرده است.[7] خود گلدن این کتاب را «جنجالی» توصیف کرد و اظهار داشت که حاوی «ادعاهای گسترده‌ای در مورد میراث و نفوذ خزرها» است.[8]


انگیزه

مایکل اسکامل، زندگینامه‌نویس کوستلر، می‌نویسد که کوستلر به پیر دبره-ریتزن، زیست‌شناس فرانسوی، گفته است که «متقاعد شده است که اگر بتواند ثابت کند که بخش عمده‌ای از یهودیان اروپای شرقی (اجداد اشکنازی‌های امروزی) از نسل خزرها هستند، پایه نژادی یهودستیزی از بین می‌رود و خود یهودستیزی می‌تواند ناپدید شود.»[5] به گفته جورج اوربان، تمایل کوستلر برای پیوند دادن یهودیان اشکنازی با خزرها «بر اساس یک باور ضمنی بود که درخشش فکری و نفوذ بین‌المللی مجارها و یهودیان، به ویژه یهودیان مجارستانی یا یهودی-مجارستانی‌ها، به دلیل نوعی قرابت غیرقابل توضیح اما به وضوح باستانی بین این دو قوم است.»[9]


استقبال

در کتاب «اختراع قوم یهود»، شلومو ساند، مورخ سینما، تاریخ روشنفکری فرانسه و ملی‌گرایی در دانشگاه تل‌آویو، می‌نویسد: «در حالی که خزرها مورخان اسرائیلی را که هیچ‌کدام حتی یک مقاله در این مورد منتشر نکرده‌اند، ترساندند، کتاب قبیله سیزدهم کوستلر واکنش‌های خشمگینانه‌ای را برانگیخت و آنها را آزرد. خوانندگان عبری سال‌ها به خود کتاب دسترسی نداشتند و فقط از طریق انتقادهای زهرآگین از آن مطلع می‌شدند.»[10] ایوان گلدشتاین، سردبیر کرونیکل آو هایر اجوکیشن، در وال استریت ژورنال می‌نویسد: «ساند معتقد است کسانی که به کتاب کوستلر حمله کردند، نه به این دلیل که فاقد ارزش بود، بلکه به این دلیل که منتقدان بزدل و ایدئولوگ بودند. «هیچ‌کس نمی‌خواهد زیر سنگ‌ها را نگاه کند، در حالی که ممکن است عقرب‌های سمی در زیر آنها کمین کرده باشند و منتظر حمله به تصویر قومیت‌های موجود و جاه‌طلبی‌های ارضی آنها باشند.»[11]

در جهان عرب، نظریه‌ای که در کتاب کوستلر مطرح شده بود، توسط افرادی پذیرفته شد که استدلال می‌کردند اگر یهودیان اشکنازی در اصل خزری باشند و نه سامی، هیچ ادعای تاریخی نسبت به اسرائیل نخواهند داشت و همچنین مشمول وعده کتاب مقدس در مورد کنعان به بنی‌اسرائیل نخواهند بود، و بدین ترتیب، پایه‌های الهیاتی صهیونیست‌های مذهبی یهودی و صهیونیست‌های مسیحی را تضعیف می‌کنند.[12] نماینده عربستان سعودی در سازمان ملل متحد استدلال کرد که نظریه کوستلر «حق وجود اسرائیل را نفی می‌کند»..[13] کوستلر ادعای نسب خزری یهودیان را به عنوان کاهش‌دهنده ادعای یهودیان نسبت به اسرائیل نمی‌دید، چرا که به نظر او این ادعا بر اساس دستور سازمان ملل متحد بود و نه بر اساس عهدنامه‌های کتاب مقدس یا وراثت ژنتیکی.[3][14] از نظر او، «مسئله تزریق خزر هزار سال پیش... برای اسرائیل مدرن بی‌ربط است.»[14]


کتاب کوستلر توسط مجله نئو نازی «تاندربولت» به عنوان «بمب سیاسی قرن»[13] مورد ستایش قرار گرفت و پیروان جنبش هویت مسیحی با اشتیاق از آن حمایت کردند.[3][15] به گفته جفری کاپلان، قبیله سیزدهم «منبع اصلی هویت برای نظریه خزر» بود؛ آنها احساس می‌کردند کتاب کوستلر باورهای خودشان در مورد یهودیان را تأیید می‌کند،[14][16] و آن را «از طریق خدمات سفارش پستی خود» فروختند.[14] گلدشتاین می‌نویسد که «کوستلر و نظریه خزر که او مطرح کرد، در باتلاق‌های تب‌آلود جنبش ملی‌گرایی سفیدپوستان زنده است».[17] مایکل بارکون می‌نویسد که ظاهراً کوستلر «از استفاده‌ای که یهودستیزان از نظریه خزر از زمان معرفی آن در آغاز قرن بیستم کرده بودند، یا بی‌اطلاع بود یا نسبت به آن بی‌توجه بود.»[14]


ارزیابی

پس از اولین انتشار، فیتزروی مک‌لین در نقد کتاب نیویورک تایمز، کتاب قبیله سیزدهم را عالی خواند و نوشت: «کتاب آقای کوستلر به همان اندازه که خواندنی است، تأمل‌برانگیز نیز هست. هیچ چیز نمی‌تواند مهیج‌تر از مهارت، ظرافت و دانشی باشد که او با آن حقایق خود را مرتب می‌کند و نظریه‌های خود را توسعه می‌دهد.»[18] گریس هالسل، روزنامه‌نگار و نویسنده، در سال 1991 با بررسی این اثر در گزارش واشنگتن در امور خاورمیانه، آن را به عنوان «کتابی با تحقیقات دقیق» توصیف کرد که «ایده «نژاد» یهودی را رد می‌کند.»[19]


علیرغم برخی نقدهای مثبت در مطبوعات، جیمز ای. بورلی می‌نویسد: «وقتی قبیله سیزدهم منتشر شد، نقد دانشگاهی تحقیقات آن سریع، عمومی و عموماً منفی بود»،[20] و ایوان گلدشتاین اظهار می‌کند که این کتاب «مورد هجوم منتقدان قرار گرفته است». [11] نقدی در مجله تایم در آگوست 1976، نظریه کوستلر را «بسیار سهل‌انگارانه، علی‌رغم تلاش و زمان آشکاری که نویسنده صرف مطالعه‌اش کرده است» توصیف کرد و اظهار داشت که «کوستلر اطلاعات فراوانی ارائه می‌دهد اما حقایق کافی برای پشتیبانی از تز خود ارائه نمی‌دهد». [21] نقدی در نوامبر 1976 در نشنال ریویو اظهار داشت که این اثر «نه ارزش یک اثر صادقانه و خوب نوشته شده را دارد و نه جذابیت احساسی یک اثر جدلی - تنها نشانه‌های یک کتاب با تحقیقات ضعیف و عجولانه نوشته شده را دارد». [22] تحلیل کوستلر توسط چیمن آبرامسکی در سال 1976 و هایام مک‌بی در سال 1977 به عنوان ترکیبی از ریشه‌شناسی‌های ناقص و منابع اولیه نادرست تفسیر شده توصیف شد. [23][24]


بارکون این کتاب را «اثری نامتعارف» توصیف می‌کند و می‌نویسد که کوستلر «از پیشینه تخصصی که ممکن است تصور شود موضوع به آن نیاز دارد، بی‌بهره بود»، اما «با این وجود، او تلاش جدی آماتورگونه‌ای برای بررسی و حمایت از این نظریه انجام داد.»[14] گرشون دی. هاندرت، استاد تاریخ یهودیان لهستان، در سال 2006 نوشت: «هیچ مدرکی برای حمایت از این نظریه وجود ندارد که اجداد یهودیان لهستان یهودیانی بودند که از پادشاهی یهودیان کریمه خزریا آمده بودند.» او کوستلر را به عنوان «مشهورترین مدافع» این نظریه توصیف کرد.[6] در سال 2009، جفری گلدبرگ نوشت که این کتاب «ترکیبی از [ایده‌های] بی‌اعتبار و فراموش‌شده» است.[17]


زندگی‌نامه‌نویسان کوستلر نیز از این اثر انتقاد کرده‌اند. دیوید سزارانی در کتاب «آرتور کوستلر: ذهن بی‌خانمان» (1998) اظهار می‌کند که این کتاب «از حقایق برای یک هدف به‌شدت جدلی استفاده گزینشی می‌کند» و «به عنوان یک پژوهش قابل تمسخر است».[7] مایکل اسکامل در کتاب «کوستلر: اودیسه ادبی و سیاسی یک شکاک قرن بیستم» (2009) می‌نویسد که نظریه کوستلر «تقریباً کاملاً فرضی و مبتنی بر ضعیف‌ترین شواهد ضمنی بود»،[5] و این کتاب را به عنوان مدرکی در نظر می‌گیرد که نشان می‌دهد مغز کوستلر «کم‌کم داشت از کار می‌افتاد».[25]

تحقیقات ژنتیکی

مطالعه‌ای در سال 2005 توسط نبل و همکارانش، بر اساس نشانگرهای چندشکلی کروموزوم Y، نشان داد که یهودیان اشکنازی بیشتر با سایر گروه‌های یهودی و خاورمیانه‌ای نسبت به جمعیت‌هایی که در اروپا در میان آنها زندگی می‌کردند، خویشاوندی دارند. با این حال، مشخص شد که 11.5٪ از اشکنازی‌های مرد متعلق به هاپلوگروپ R1a، هاپلوگروپ غالب کروموزوم Y در اروپای شرقی هستند که نشان‌دهنده جریان ژنی احتمالی است. نویسندگان این مطالعه با اشاره به قبیله سیزدهم خاطرنشان می‌کنند که "برخی از نویسندگان استدلال می‌کنند که پس از سقوط پادشاهی آنها در نیمه دوم قرن دهم میلادی، خزرهای تازه مسلمان شده توسط جامعه نوظهور یهودیان اشکنازی در اروپای شرقی جذب شدند." آنها نتیجه می‌گیرند: "با این حال، اگر کروموزوم‌های R-M17 در یهودیان اشکنازی واقعاً نشان‌دهنده بقایای خزرهای مرموز باشند، طبق داده‌های ما، این سهم محدود به یک بنیانگذار یا چند مرد نزدیک به آنها بوده است و از حدود 12٪ از اشکنازی‌های امروزی تجاوز نمی‌کند." [26] تحقیقات بعدی نشان داد که گونه‌های اشکنازی R1a نمی‌توانستند منشأ خزری داشته باشند، زیرا شاخه لاوی آنها R1a-Y2619 در R1a-M582 منشأ خاورمیانه‌ای دارد[27][28] و هاپلوگروپ غیر لاوی آنها R1a-M12402 تطابق‌های اسلاوی نزدیک اما با تطابق‌های ترکی فاصله دارد.[29]


مایکل بالتر در مقاله‌ای در مجله ساینس، تز کوستلر را «در تضاد با چندین مطالعه اخیر که نشان می‌دهد یهودیت، از جمله نوع اشکنازی، ریشه‌های ژنتیکی عمیقی دارد» بیان می‌کند. او به مطالعه‌ای در سال 2010 توسط هری اوسترر، متخصص ژنتیک، اشاره می‌کند که نشان داد یهودیان اشکنازی «بیشتر با یهودیان خاورمیانه و سفاردی گروه‌بندی می‌شوند، یافته‌ای که محققان می‌گویند با فرضیه خزری مغایرت دارد» و نتیجه می‌گیرد «که هر سه گروه یهودی - خاورمیانه‌ای، سفاردی و اشکنازی - نشانگرهای ژنتیکی ژنومی مشترکی دارند که آنها را از سایر جمعیت‌های جهان متمایز می‌کند». نوح روزنبرگ، متخصص ژنتیک، ادعا می‌کند که اگرچه مطالعات اخیر DNA «به نظر نمی‌رسد» فرضیه خزر را تأیید کند، اما آن را «به طور کامل» نیز رد نمی‌کند.[30]


مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳ توسط کاستا و همکارانش، قبیله سیزدهم را در فهرست منابع خود قرار داد و تلاش کرد فرضیه خزر خود را از نظر ژنتیکی آزمایش کند.[31] این مطالعه نتیجه گرفت که «تقریباً هیچ یک» از هاپلوگروه‌های DNA میتوکندری اشکنازی (mtDNA) از قفقاز شمالی یا چواشستان سرچشمه نگرفته‌اند، که آن را به عنوان ابطال فرضیه کوستلر در نظر می‌گیرد.[31]


منابع

آرتور کوستلر (۱۹۷۶). قبیله سیزدهم (ویرایش اول). لندن: هاچینسون. شابک ۹۷۸-۰-۰۹-۱۲۵۵۵۰-۳. بازیابی شده در ۱۰ آگوست ۲۰۲۳.

کرشنر، ایزابل (۲ مه ۲۰۱۸). «رهبر فلسطینی با سخنانی که به عنوان یهودستیزانه محکوم شد، آشوب به پا کرد». نیویورک تایمز. بازیابی شده در ۱۳ آگوست ۲۰۲۳.


گاردل، ماتیاس. خدایان خون: احیای بت‌پرستی و جدایی‌طلبی سفید، انتشارات دانشگاه دوک، ۲۰۰۳، شابک ۹۷۸-۰-۸۲۲۳-۳۰۷۱-۴، صفحه ۱۲۴.


بیال، دیوید. خون و باور: گردش یک نماد بین یهودیان و مسیحیان، انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ۲۰۰۸، شابک ۹۷۸-۰-۵۲۰-۲۵۷۹۸-۶، صفحه ۲۵۹.


اسکامل، مایکل. کوستلر: ادیسه ادبی و سیاسی یک شکاک قرن بیستم، انتشارات رندوم هاوس، ۲۰۰۹، شابک ۹۷۸-۰-۳۹۴-۵۷۶۳۰-۵، صفحه ... ۵۴۶.

هاندرت، گرشون دیوید. یهودیان در لهستان-لیتوانی در قرن هجدهم: تبارشناسی مدرنیته، انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ۲۰۰۶، شابک ۹۷۸-۰-۵۲۰-۲۴۹۹۴-۳، صفحه ۶ پاورقی ۶.

مک‌اینس، نیل. "کوستلر و تز یهودی او"، منافع ملی، پاییز ۱۹۹۹.

گلدن، پیتر بی.، "مطالعات خزر: دستاوردها و دیدگاه‌ها"، در گلدن، پیتر بی.؛ بن-شمای، هاگای؛ رونا-تاس، آندراس. دنیای خزرها: دیدگاه‌های جدید، انتشارات بریل، ۲۰۰۷، شابک ۹۷۸-۹۰-۰۴-۱۶۰۴۲-۲، صفحه ۹.

اوربان، جورج. رادیو اروپای آزاد و جستجوی دموکراسی، انتشارات دانشگاه ییل، ۱۹۹۷، شابک ۹۷۸-۰-۳۰۰-۰۶۹۲۱-۱، صفحه ۲۰۰.


سند، شلومو. اختراع قوم یهود، انتشارات ورسو، ۲۰۰۹، صفحه ۲۳۸.

گلدشتاین، ایوان آر. «یهودیان از کجا می‌آیند؟»، وال استریت ژورنال، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹.

نک:

پلات، استیون. «افسانه خزر و یهودستیزی جدید» بایگانی شده در ۲۵ مارس ۲۰۱۱ در Wayback Machine، انتشارات یهودی، ۹ مه ۲۰۰۷.

راسمن، وادیم. یهودستیزی روشنفکران روسی در دوران پساکمونیسم، انتشارات دانشگاه نبراسکا، ۲۰۰۲، شابک ۹۷۸-۰-۸۰۳۲-۳۹۴۸-۷، صفحه ۸۶.

اسکامل، مایکل. کوستلر: اودیسه ادبی و سیاسی یک شکاک قرن بیستم، انتشارات رندوم هاوس، ۲۰۰۹، شابک ۹۷۸-۰-۳۹۴-۵۷۶۳۰-۵، صفحه ۵۴۷.


بارکون، مایکل. دین و حق نژادپرستانه: خاستگاه‌های جنبش هویت مسیحی، انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی، ۱۹۹۴، شابک ۹۷۸-۰-۸۰۷۸-۴۶۳۸-۴، صفحات ۱۴۴-۱۴۵.


گاردل، ماتیاس (۲۰۰۴). «ادیان نژادپرست سفیدپوست در ایالات متحده: از هویت مسیحی تا بت‌پرستان عصر گرگ». در لوئیس، جیمز آر.؛ پترسن، جسپر آگارد (ویراستاران). ادیان جدید بحث‌برانگیز (ویراست اول). نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد. صفحه ۳۹۷. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۵۱۵۶۸۲-۹. کاپلان، جفری. دین رادیکال در آمریکا: جنبش‌های هزاره‌گرا از راست افراطی تا فرزندان نوح، انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۹۷، شابک ‎۹۷۸-۰-۸۱۵۶-۰۳۹۶-۲، صفحات ۴۸، ۱۹۱. گلدشتاین، ایوان. «اختراع اسرائیل»، مجله تبلت،