این شعر از فردوسی نیست / در اینترنت به غلط به ایشان نسبت می دهتد
درین خاک زرخیز ایران زمین / نبودند جزمردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود / وزان کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان / گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ی ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آب وخاک
پدر در پدر آریا یی نژاد / ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی وفرهنگ بود / گدایی دراین بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش وهوش ما / که شد مهرمیهن فراموش ما
که انداخت آتش دراین بوستان / کزآن سوخت جان ودل دوستان
چه کردیم کاین گونه گشتیم خار؟ / خرد را فکندیم این سان زکار
نبود اینچنین کشور و دین ما / کجا رفت آیین دیرین ما ؟
به یزدان که این کشور آبادبود / همه جای مردان آزاد بود
دراین کشور آزادگی ارز داشت / کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر/ گرامی بد آن کس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت /نه بیگانه جایی دراین خانه داشت
ازآن روزدشمن به ما چیره گشت / که مارا روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد
چوناکس به ده کدخدایی کند / کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم
بسوزد درآتش گرت جان و تن / به از بندگی کردن و زیستن
اگرمایه ی زندگی بندگی ست / دوصد باره مردن به اززندگیست
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم / برون سر از این بار ننگ آوریم
اصل این شعر از فردوسی نیست هر چند شعر زیبایی است
من فردوسی را در حدخودم می شناسم ولی این شعر ازفردوسی نیست:
به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم
در وبلاگی نوشته بود:
البته این شعر از آن شعری که به سیمین بهبهانی بسته بودند با معناتر است و وزن و قافیه هم در آن رعایت شده است. اما کم هم ایراد ندارد.
در زیر به برخی ایرادهای آشکار این قطعه میپردازم:
۱- عبارتهای نامناسب:
خاک زرخیز، آریایی نژاد، نانآور: این ترکیبها از ساختههای جدید زبان پارسی است و در گذشته، دست کم در زمان و زبان فردوسی، دیده نمیشده است.
۲- عبارتهای بیمعنا:
بندهی ناب یزدان یعنی چه؟!
لابد در برابر بندهای است که «شیشه خرده» دارد؟
۳- اشکال تاریخی:
در شاهنامه «هوش» به معنای امروزی آن در عبارت «باهوش» به کار نرفته است بلکه به معنای زیرکی و تیزبینی و نیز مخالف مستی است. مانند:
هر آن کس که دارد هُش و رای و دین -------- پس از مرگ بر من کند آفرین
ز می خفته و دل ز هش رفته بود
(البته بد نیست اشاره کنم هوش یکی دو بار هم در شاهنامه به معنای کاملا متفاوت یعنی به معنای مرگ به کار رفته است. مانند این بیت در داستان رستم و اسفندیار:
ورا هوش در زاولستان بُوَد --------- به دست تهم پور دستان بود.)
۴- جملههای بیمعنا:
در این کشور آزادگی ارز داشت ------------ کشاورز خود خانه و مرز داشت
کشاورز خانه و مرز داشت یعنی چه؟
کشاورز چگونه میتواند مرز داشته باشد؟ «ارز داشت» نیز عبارت بیمعنایی است که به سبک فردوسی نمیخورد.
۵-
- شاهکار بعدی «این فردوسی» بیت زیر است:
بسوزد در آتش گرت جان و تن ------------ به از زندگی کردن و زیستن
لنگهی دوم «به از زندگی کردن و زیستن؟»
یعنی چه؟
فرق زندگی کردن و زیستن چیست؟
اینجاست که باید گفت «المعنی فی بطن الشاعر» (میگویند روزی شاعر عربی شعری معمایی گفت و برای شاعر دیگری فرستاد که اگر راست میگویی جواب این معما را پیدا کن. شاعر دوم هم در پاسخ گفت:
المعنی فی بطن الشاعر یعنی معنا یا جواب معما در شکم خود شاعر باد! و البته پاسخ معما «خنجر» بود!)
۶- بیت آخر هم کم ایراد نیست:
سر از بار ننگ بیرون آوردن یعنی چه؟ معمولا از زیر بار ننگ بیرون میآیند نه این که فقط سرشان را بیرون بیاورند.
۷- غلطهای املایی: از همه بامزهتر آن که این فردوسی آن قدر بیسواد است که فرق «خار» و «خوار» را نمیدانسته و گفته «گشتیم خار»!
حالا که شاهنامهی فردوسی هم به صورت سی.دی در دسترس است و هم در سایتهای گوناگون اینترنتی مانند ریرا و گنجور و پرسوپدیا و .... وجود دارد (نشانی اینها در کنار صفحه دیده میشود) و امکان جستجو در آن هست، چرا کسی به خودش زحمت نمیدهد و بررسی کند که آیا هر چه به دستش رسیده راست است یا نه.
امیدوارم دوستان و دیگران از این پس وقتی نامهای به دستشان میرسد کمی به محتوای آن دقت کنند و به صِرف این که در آن گفته شد «بین همه پخش کنید» آن را چشم بسته بین همه پخش نکنند.
پینوشت (اسفند ۱۳۸۹)
بیش از یک سال و نیم از نوشتن این جستار میگذرد و هنوز کسی نشانی دقیق این شعر فردوسی را به دست نداده است یعنی کسی نشان نداده که این بیتها در صفحهی چند کدام دستنوشتهی قدیمی و معتبر با سال نگارش یا ویراست چاپی معتبر شاهنامهی فردوسی با نام ویراستار و ناشر و سال چاپ آمده است. و این مهمترین موضوع در نسبت دادن شعر یا نوشته به کسی است. برخی این استدلال سست را میکنند که در نسخههای قدیمی بوده اما امروزه چاپ نمیشود. کدام نسخه؟ کدام قدیم؟ چه تاریخی؟ چه سالی؟
برخی هم دنبال تک واژههای این شعر میگردند و میگویند فلان واژه در فلان بخش شاهنامه هم آمده است. با این حساب تمام واژههای این شعر در فرهنگ دهخدا هم آمده است. پس شعر از علامه دهخدا است! شاید هم از دکتر محمد معین است!
منبع:البته فیلتر است:
محمود فرزین
http://shahrbaraz.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html
