۱۴۰۵ فروردین ۲۳, یکشنبه

 Sohrab Kavehe

8h 
از صفحه محمد سهیمی
ایرانی‌ها در حالی‌ به مذاکرات اسلام آباد آمدند که نه تنها ارتش پیروز بودند، بلکه کلاس آنها در میز مذاکرات نیز بسیار بالاتر از امریکایی‌ها بود
دوستان سلام: کنفرانس اسلام آباد به جایی‌ نرسید. دلیل آن این بود که امریکایی‌ها میخواستند ایران تسلیم شود: نه تنها تنگه هرمز را بلافاصله باز کند، و ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ در صدی را تسلیم آمریکا کند، بلکه میخواستند با این موضع افکار عمومی‌ را از جنایات اسرائیل در لبنان منحرف کنند. روشن بود که ایران قبول نمیکرد، بخصوص حال که واقعا متوجه شده ا‌ند که کنترل تنگه هرمز یک اهمیت بسیار بالای استراتژیک دارد.
مقاله زیر را یک نویسنده با نام مستعار I Fu... Love Australia, که بسیار مترقی نیز میباشد [که صفحه فیسبوک بسیار محبوبی با همین نام دارد] منتشر کرده است، که بسیار خواندنی است. با هم بخوانیم:
"کنفرانس "تسلیم": ترامپ دامادش را برای شکست در جنگ می‌فرستد
ونس همسرش را آورد.
نه یک معاون وزیر. نه یک ژنرال. نه حتی یک کارمند مادام‌العمر وزارت امور خارجه با کفایت متوسط ​​که حداقل بداند تنگه هرمز روی نقشه کجاست. او اوشا، همسرش را، به یک مذاکره جنگی آورد. در مهم‌ترین لحظه دیپلماتیک از زمان پایان جنگ سرد معاون رئیس جمهور ترامپ فکر کرد، "بله، من یک آخر هفته طولانی را با آن می‌گذرانم، خانم را می‌آورم، پاکستان را می‌بینم."
پاکستان در حالی از ایرانی‌ها استقبال کرد که وزیر امور خارجه، فرمانده ارتش، رئیس مجلس ملی و وزیر کشور پاکستان همگی با لباس‌های کاملاً تشریفاتی روی باند فرودگاه ایستاده بودند. آمریکا مردی را فرستاد که کتابی نوشته بود درباره اینکه اهل اوهایو بودن چقدر غم‌انگیز است.
جرد کوشنر هم آنجا بود. جرد، کوشنرِ لعنتی. مردی که تمام صلاحیتش برای هر یک از کارهایی که انجام داده این است که با خانواده‌ی مناسبی ازدواج کرده، که اتفاقاً، مدل کسب‌وکارش، تجربه‌ی سیاست خارجی‌اش و ظاهراً حالا استراتژی نظامی‌اش هم همین است. جرد انرژی کسی را دارد که در زندگی‌اش هرگز به او نه نگفته‌اند، چون به همه‌ی اطرافیانش یا پول داده‌اند که نه نگویند یا خیلی میترسند که نه بگویند. دفعه‌ی قبل که وارد روند صلح خاورمیانه شد و مطلقاً هیچ دستاوردی نداشت جز اینکه چند صد میلیون دلار ثروتمندتر شد. بنابراین طبیعتاً دانالد دوباره با او تماس گرفت.
حضور جرد کوشنر در مذاکرات صلح مثل این است که لوله‌کش خود را برای جراحی مغز بیاورید، چون در کار با لوله‌ها مهارت دارد و شما به او اعتماد دارید.
این دو مرد [ونس و کوشنر] روبروی یک هیئت ۷۱ نفره ایرانی شامل روسای مجلس، معاون دبیر شورایعالی امنیت ملی، فرماندهان نظامی، تیم‌های اقتصادی، تیم‌های حقوقی و کمیته‌های فنی نشسته‌اند. ایران کمیته‌های فنی آورده بود. آمریکا مردی را آورده بود که آخرین معامله بزرگش فروش طبقات یک آسمان‌خراش به یک صندوق سرمایه گذاری عربستان سعودی بود.
ایرانی‌ها هیئت خود را به یاد ۱۶۸ کودکی که در حمله آمریکا به مدرسه کشته شدند، «میناب ۱۶۸» نامیدند. آنها کیف‌های مدرسه بچه‌های کشته‌شده را در هواپیما گذاشتند. آنها در حالی که وزن ۱۶۸ کودک کشته‌شده را به دوش می‌کشیدند، وارد آن اتاق شدند و از آن سوی میز، به جرد کوشنر با کت و شلوار چسبان نگاه کردند و با خود فکر کردند، "بله، ما [کنترل] این را داریم."
مذاکره‌کننده ارشد ایران [محمد باقر قالیباف] پس از فرود در فرودگاه اسلام آباد گفت: «ما حسن نیت داریم، اما اعتماد نداریم.»
دلیل اصلی حضور جی‌ دی ونس در آنجا این است که او یک بار خودش را با کتاب Hillbilly Elegy مقایسه کرد، کتابی که خودش درباره خودش نوشته است، که معادل دیپلماتیکِ نامیدن خود بعنوان "مردی بزرگ" در رزومه خود میباشد.
پاکستان تعطیلات عمومی اعلام کرد. کل منطقه قرمز را پلمپ کرد. 10،000 پرسنل امنیتی را مستقر کرد. ناودان‌ها را رنگ کرد. پرچم‌ها را نصب کرد. تمام مهمانان هتل سرنا [محل اقامت مذاکره کنندگان] را برای کل آخر هفته از آنجا بیرون برد.
از ایران به مانند یک ارتش پیروز استقبال شد.
جی‌دی و اوشا [فقط] از پله‌ها بالا رفتند.
و جایی در سالن غذاخوری مار-ئه-لاگو [ملک ترامپ در فلوریدا]، مردی [ترامپ] با ضریب هوشی یک آجر خانه‌ی آسیب‌دیده، در حال پست گذاشتن در مورد نفتکش‌ها در تنگه هرمز در سایت Truth Social است، و مطمئن است که برنده است، زیرا هیچ‌کس در حلقه‌ی اطرافیانش اجازه ندارد خلاف این را به او بگوید، و دو نفری که او برای نجات میراث تاریخی خود به پاکستان فرستاده بود، نمی‌توانستند تنگه‌ی هرمز را با هر دو دست و یک GPS ژئوپلیتیک پیدا کنند.
ایران در این جنگ فقط از نظر نظامی از آمریکا پیشی نگرفت.
کلاس ایرانی ها در میز مذاکره، حتی قبل از اینکه حتی یک کلمه گفته شود، از امریکایی‌ها خیلی‌ بالا تر بود.
و جرد کوشنر سعی خواهد کرد به نحوی از این ماجرا حق الزحمه یابنده را بگیرد. تماشا کنید.