همیشه چیزی خودپسندانه در برج ها و قله های کوه و همه چیزهای کَبیر و رفیع بوده؛ اینجا را نِگَر،- سه قله به خودپسندی لوسیفِر. حَصین برج، آخاب است؛ بُرکان، آخاب است؛ مَردانه پرنده بی باک و پیروزمند، آن هم آخاب است؛ همه آخابَند؛ و این مُستدیر زر، نه جز تِمثالِ مُدَوَّر تَرِ کره ارض، که چون بلورین گوی جادو بنوبه خود، خویشتنِ باطنی یکایک اشخاص را بخودشان وا نَمایَد.[1]
هِرمان ملویل، موبی دیک، فصل نود و نهم، ص. 654
