۴۵ سال پس از عملیات کمان ۹۹؛ برتری هوایی ایران بر عراق چگونه تثبیت شد؟

- خشایار جنیدی
- بیبیسی، واشنگتن
سرهنگ خلبان فریدون ایزدستا حدود ساعت دو بعدازظهر ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با یک هواپیمای کوچک غیرنظامی در حال بازگشت از یک ماموریت اداری در اصفهان بود که در نزدیکی تهران از حمله غافلگیرکننده نیروی هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد مطلع شد.
سرهنگ ایزدستا میگوید نزدیک کهریزک بود که برج مراقبت او را از حمله مطلع کرد و خواست که به فرودگاه نزدیک نشود.
اما با تاکید سرهنگ ایزدستا درباره ضروری بودن فرود، برج مراقبت مهرآباد میگوید که «می تواند با مسئولیت خودش فرود بیاد!»
سرهنگ ایزدستا در مصاحبه با بیبیسی فارسی گفت: «در شورت فاینال (مرحله پایانی فرود) بودم که انفجار بمب را در قسمت جنوب باند مهرآباد روی رمپ پروازی هواپیماهای ترابری دیدم.»
همزمان، در پایگاه هوایی نوژه (شاهرخی) همدان هم گروهی از افسران ارشد، از جمله سرهنگ خلبان جلیل پوررضایی، در اتاق عملیات مشغول بررسی اوضاع بودند.
سرهنگ پوررضایی میگوید قبل از آغاز رسمی جنگ، حملات توپخانهای ارتش عراق علیه روستاهای مرزی ایران صورت گرفته بود ولی مقامهای ارشد در تهران هشدارهای نظامیان درباره احتمال جنگ همهجانبه را جدی نمیگرفتند.
سرهنگ پوررضایی به بیبیسی فارسی گفت: « حدود ساعت یک ربع به دو صدای انفجار بلند شد و صدای غرش هواپیما که از بالای پایگاه عبور میکرد. ما در حال تأسف به هم نگاه کردیم که این چیزی بود که ما پیشبینی کرده بودیم.»
به گفته سرهنگ پوررضایی، یک بمب به انتهای باند پایگاه نوژه برخورد کرد و کارکنان فنی طی یک ساعت آن را تعمیر و فرودگاه را آماده عملیات کردند.
بمباران غافلگیرکننده پایگاههای هوایی ایران بخشی از حمله سراسری عراق به ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بود.
در آن روز همزمان با حملات هوایی گسترده ۱۹۰ هواپیمای جنگنده عراقی، ارتش عراق از سه محور به مرزهای ایران حمله کرد.
ارتش ایران پیش از شروع جنگ به دلیل اعدام بعضی از فرماندهان ارشد در زمان پیروزی انقلاب، تصفیه گسترده افسران و درجهداران، و ناهماهنگیهای دوران پس از انقلاب وضعیت نابسامانی داشت.
نزدیک به ۱۰۰ نظامی از جمله حدود ۲۰ خلبان هم در ماههای پیش از آغاز رسمی جنگ به اتهام دست داشتن در برنامهریزی برای کودتای نظامی به جوخه اعدام سپرده شده بودند.

«انتقام» نیروی هوایی ایران از ارتش عراق
صدام حسین، رهبر عراق، فکر میکرد به دلیل آشفتگی در ارتش و بیتجربگی سپاه پاسداران میتواند ایران را به سرعت شکست دهد.
صورتجلسه مذاکرات شورای عالی جنگ عراق که پس از سرنگونی صدام حسین به دست نظامیان آمریکایی افتاد، نشان میدهد صدام گمان میکرد طی یک یا دو هفته «صورت ایران را در خوزستان در گل فرو خواهد برد» تا تهران را وادار به پذیرش خواستههایش کند.
بلافاصله پس از بمباران فرودگاه مهرآباد، سرهنگ ایزدستا به همراه چند خلبان ارشد دیگر به ستاد نیروی هوایی ایران احضار شدند تا درباره اقدام متقابل تصمیمگیری کنند.
به گفته سرهنگ ایزدستا، کمتر از ۴۵ دقیقه بعد از حمله، به پایگاههای سوم شکاری (نوژه) و ششم شکاری (بوشهر) دستور عملیات داده شد و قرار شد از هر پایگاه ۴ فروند هواپیما اف-۴ فانتوم به اهداف از پیش تعیین شده حمله کند.
نیروی هوایی ایران از زمان شاه برای مقابله با تهاجم احتمالی عراق آماده شده بود.
به گفته سرهنگ ایزدستا، طرحهایی مانند «طرح زاگرس» تدوین شده بودند که در صورت حمله هر پایگاه باید چه اهدافی را در عراق مورد حمله قرار دهد.
به گفته آقای ایزدستا، این طرح پس از انقلاب بازبینی شد و «طرح البرز» نام گرفت.
در پی تماس ستاد فرماندهی، فرمانده پایگاه نوژه به سرهنگ پوررضایی ماموریتش را ابلاغ میکند.
سرهنگ پوررضایی گفت: «در طرح پایگاه من لیدر ۱۲ فروند هواپیما بودم ولی تصمیم گرفته شد با ۴ هواپیما به یکی از پایگاهها حمله کنیم.»
پایگاه مورد حمله، پایگاه کوت در استان واسط عراق بود که حدود سه ساعت پس از آغاز رسمی جنگ به وسیله عراق بمباران شد.
جنگندههای اف-۴ پایگاه بوشهر هم پایگاه شعیبیه در استان بصره را هدف قرار دادند.
در این حملات به هر دو پایگاه آسیب جدی وارد شد ولی حمله اصلی نیروی هوایی ایران هنوز صورت نگرفته بود.

کمان ۹۹
در حالی که پایگاههای سوم و ششم عملیات خود را آغاز کرده بودند، سرهنگ ایزدستا و دیگر فرماندهان ارشد در ستاد فرماندهی نیروی هوایی برای حمله گسترده تری آماده میشدند.
به گفته سرهنگ ایزدستا، در طول شب همه پایگاهها آماده حمله شدند تا همزمان با طلوع آفتاب در روز اول مهر عملیات کمان ۹۹ آغاز شود.
به گفته او، بیشتر از ۲۵۰ فروند هواپیمای نظامی ایرانی در این عملیات شرکت کردند.
این هواپیماها از پایگاههای مهرآباد، تبریز، نوژه، وحدتی دزفول، بوشهر، بندرعباس و اصفهان و شیراز بلند شدند.
به گفته سرهنگ پوررضایی، از این تعداد ۱۴۴ فروند جنگنده وارد حریم هوایی عراق شدند.
سرهنگ پوررضایی در این روز هدایت ۱۲ فانتوم در حمله مجدد به پایگاه کوت را برعهده داشت.
بقیه خلبانان ایرانی فرودگاه بینالمللی و پایگاه رشید در بغداد و پایگاههایی در کرکوک، موصل، بصره و دیگر مناطق عراق را مورد حمله قرار دادند.
بعضی از این هواپیماها تا عمق یکهزار کیلومتری خاک عراق نفوذ کردند.
همزمان به تاسیسات راداری و ارتباط نیروی هوایی عراق در مناطق مرزی ایران حمله شد.

نیروی هوایی ایران پیش از انقلاب یکی از برترین نیروهای هوایی منطقه بود.
ایران در آن زمان ۷۹ فروند جنگنده پیشرفته اف-۱۴، حدود ۱۷۰ فروند هواپیمای اف-۴ فانتوم، و همین تعداد جنگنده اف-۵ در اختیار داشت.
ایران قبل از انقلاب بیشتر از ۱۰۰ جنگنده اف-۱۶ هم سفارش داده بود که بعد از انقلاب این سفارش لغو شد و هواپیماها تولید شده به اسراییل فروخته شدند.
به گفته سرهنگ ایزدستا، در ابتدای جنگ، توانایی نیروی هوایی ایران تنها حدود ۲۰ درصد از دوران اوج آن بود.
با این حال، گستردگی عملیات کمان ۹۹ در تثبیت برتری هوایی ایران در جنگ اهمیت داشت.
سرهنگ ایزدستا گفت: «ما توانستیم در ظرف کمتر از ۲۴ ساعت برتری هوایی را در آسمان کشورمان به دست بیاوریم و این برتری هوایی در طول جنگ در اختیار ایران بود.»
به گفته سرهنگ پوررضایی، تعداد جنگنده های عراق در ابتدای جنگ ۵۰ فروند بیشتر از ایران بود ولی آن چه که نیروی هوایی ایران را متمایز میکرد مهارت خلبانها و کاربرد تاکتیکها برتر بود.
در طول جنگ بهرغم آسیب دیدن هواپیماهای ایران و کمبود قطعات یدکی به خاطر تحریمهای آمریکا و همین طور تجهیز عراق به جتهای پیشرفتهتر فرانسوی، این برتری کماکان در اختیار ایران ماند.
اما در سالهای پس از جنگ، بهرغم پیشرفت چشمگیر توانایی موشکی و پهپادی، توان جنگندگی نیروی هوایی ایران هیچگاه به سطح قبل از جنگ برنگشت.
جای خالی یک نیروی هوایی پیشرفته و پدافند هوایی توانمند بهوضوح در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل احساس شد.
