سرمقاله راه توده 981
ایران می تواند به همراه چین
و روسیه نظم نوین جهانی را بسازد!
به همه خوانندگان راه توده توصیه می کنیم که نه تنها خود با دقت مقاله "چین رهبری چگونه جهانی را پیشنهاد می کند؟" را دراین شماره بخوانند بلکه خواندن آن را به دیگران نیز توصیه کند. در این مقاله درباره موقعیت کنونی و آینده ایران، در جبهه شرق و یا ادامه حضور در جبهه غرب می خوانید:
«مسئله ما در ایران این نیست که اصلا بخش خصوصی وجود نداشته باشد، یا کار نکند یا دنبال سود نباشد، بلکه این است که اولا حاکمیت ما بپذیرد که باید سودآوری بخش خصوصی را هرجا که در تقابل با رفع نیازهای انسانی و منافع ملی باشد مهار کند، ثانیا برنامه لازم برای گذار به یک اقتصاد غیر سودمحور را تدوین کند و بالاخره قدرت و اراده تحمیل آن را به بخش خصوصی و غیرخصوصی داشته باشد. ایران هم مثل چین و روسیه راهی ندارد جز مهار سودمحوری سرمایه داری داخلی. این کار در چین به شکل برنامه ریزی شده پیش رفت و می رود. در روسیه بر اثر جنگ اوکراین و سابقه اتحاد شوروی و وجود یک دولت نیرومند و احزاب قدرتمندی مانند حزب کمونیست روسیه بسرعت در حال پیشرفت است. در ایران نیز فشار آمریکا و غرب برای تجزیه ایران از یکسو و بقای آرمان های انقلاب ۵۷ و داشتن یک قدرت نظامی و دفاعی قابل اتکا از سوی دیگر شاید به ما در پیش گرفتن این مسیر کمک کند.
در اینصورت قرار گرفتن سه تمدن کهن – ایران، چین، روسیه - با وسعت و جمعیت و منابع غنی، که نظم داخلی خود را بر روی مهار سودمحوری قرار داده اند می تواند زمینه ای باشد برای ایجاد شرایطی در جهان که گذار به تمدن آینده را، تمدنی که هدف آن رفع نیازهای انسانی و نه سود باشد فراهم کند. این بزرگترین افتخاری است که می تواند برای کشور ما در آینده جهان ثبت شود، و بار دیگر بر تارک تمدنی قرار گیرد که چندین هزار سال فرهنگ و تمدن ایرانی را در جهان متمایز و ممتاز کرده است. با حاکمیت این منطق سودمحور، کشور ما نه می تواند قاطعانه از ابتکار حکمرانی جهانی که چین پیشران آن است دفاع کند و به آن بپیوندد، نه با چین و روسیه در درازمدت کار کند، نه در بریکس و شانگهای و اوراسیا فعال شود. فراموش نکنیم مسئله این نیست که درون این کشورها یا در روابط میان آنها سود وجود ندارد، ولی اصل همکاری ها را بر این پایه نگذاشته اند. روسیه همه درهایش را بر روی کالاهای ما باز کرد، با اینکه سود فوری برایش نداشت، ولی دولت ایران این قدرت را نداشت که سرمایه داران و اتاق بازرگانی را وادار کند که از این فرصت استفاده کنند. همانطور که سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران بدلیل مخالفت سرمایه داری سودمحور که سمت خروج ارز آنها به سمت بانک های غربی است با مقاومت روبرو شد و به نتیجه نرسید. امروز هم سرمایه داری سودمحور فقط در فکر بقول خودش "رفع تحریم ها"ست ولو با تسلیم مطلق دربرابر امریکا تا راه تجارت آن با غرب بسته نشود.
مسئله امروز ما ورود به یک دوران تمدنی تازه است که محتوای آن فعلا و بی گمان این نیست که سرمایه داری لغو و نابود شود یا کسی برای سود فعالیت نکند. بلکه دارای این محتواست که اجازه داده نشود انگیزه کسب سود بر منطق نیازهای انسانی غلبه کند و نیروهای مولده یعنی انسانها و طبیعت را قربانی سود کند. این منطق تازه در برخی کشورها مانند ویتنام نیز وجود دارد. در برخی دیگر مانند روسیه در حال غلبه است و امروز بحث های وسیعی در روسیه بر سر راه رشد و دلیل پیشرفت های چین و میزانی که می توان از آن درس اموزی کرد و ضرورت مهار سودمحوری جریان دارد که یکی از عواملی است که روسیه توانسته صنایع دفاعی و داخلی خود را تا این اندازه گسترش دهد و دربرابر ناتو بایستد. (درباره آغاز تحولات داخلی بر مبنای همین پیش بینی مراجعه کنید به تازه ترین سخنرانی رهبر حزب کمونیست روسیه در پارلمان این کشور که در همین شماره راه توده منتشر شده است.)
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
