پیشبینی ۱۰ سال پس از روی کار آمدن حکومتی دموکراتیک؛ سرنوشت اقتصاد ایران، نرخ دلار و تورم چه میشود؟

اگر یک حکومت دموکراتیک، غربگرا و اهل تعامل با جهان روی کار بیاید، که بتواند تحریمها را لغو کند و اقتصاد ایران را به بازارهای جهانی متصل کند، وضعیت اقتصاد ایران در ۱۰ سال آینده چگونه خواهد بود؟ دلار به چه قیمتی میرسد و نرخ تورم چه روندی خواهد داشت؟
این پرسشها با فراگیرشدن اعتراضهای مردمی در خیابانهای ایران ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است.
اقتصاد ایران طی دهههای گذشته با چالشهای متعددی روبرو بوده است: تحریمهای بینالمللی، نوسان قیمت نفت، تورم بالا، فساد گسترده، رانتخواری و مدیریت ناکارآمد پولی و مالی. اما تاریخ نشان داده که تغییرات سیاسی و اصلاحات نهادی میتواند مسیر اقتصادی کشورها را بهشدت تغییر دهد.
برای بررسی علمی این پرسش، یورونیوز یک مدل شبیهسازی اقتصادی طراحی کرده است که سناریوهای مختلف سیاستگذاری و کیفیت حکومت را برای ۱۰ سال آینده بازسازی میکند.
پیشفرضهای اصلی مدل
چند پیشفرض مهم برای این مدل در نظر گرفته شده است: اول اینکه حکومتی که بر سرکار میآید باید دموکراتیک و غربگرا باشد؛ دولتی نخبهگرا که شفافیت و پاسخگویی را در دستور کارش قرار دهد و بتواند با جهان تعاملی سازنده داشته باشد. این یعنی روابط ایران با بازارهای جهانی و بانکهای بینالمللی بهبود مییابد و دیگر محدودیتهای شدید تجاری و مالی مانع رشد اقتصاد نمیشوند.
دوم، تحریمها باید یا لغو شده یا به شکل قابل توجهی کاهش یافته باشند. بدون این پیشفرض، حتی بهترین تصمیمهای داخلی هم نمیتوانند اقتصاد را به مسیر رشد پایدار هدایت کنند. این به معنای باز شدن راه برای صادرات نفت و گاز، ورود سرمایهگذاران خارجی، و فعال شدن شبکههای مالی بینالمللی است.
سوم، اقتصاد داخلی باید مسیر اصلاحات نهادی و مالی را طی کند. نهادهای مهم از بانک مرکزی و سیستم قضایی گرفته تا قوانین تجاری و نظارت بر بودجه دولت باید بهبود یابند تا تصمیمات اقتصادی اثرگذار باشند. این اصلاحات، تورم را کنترل میکند و اطمینان سرمایهگذاران و مردم را افزایش میدهد.
چهارم، فرض شده که طی ۱۰ سال آینده شوکهای خارجی و داخلی در محدوده طبیعی باقی میمانند. قیمت نفت و گاز ممکن است بالا یا پایین برود، اما سقوط یا جهش شدید رخ نمیدهد، و بحران جنگ یا شوک اقتصادی جهانی شدید اقتصاد ایران را مختل نمیکند.
این مدل با اتکا به روندهای دادههای تاریخی اقتصاد ایران و مقایسه با تجربه کشورهای نوظهور تدوین شده است تا خروجیها با واقعیتهای اقتصادی همخوانی داشته باشند.
با توجه به این پیشفرضها، مدل شبیهسازی یورونیوز مسیرهای احتمالی اقتصاد ایران را طی ۱۰ سال آینده در قالب سه سناریوی زیر ارائه داده است:
سناریوی خوشبینانه: «دهه طلایی رشد»
این سناریو شبیه ماشینی با موتور، فرمان و ترمز عالی است که در مسیری صاف و جاده هموار حرکت میکند؛ در نتیجه ماشین با سرعت مناسب و شرایطی ایمن به مقصد میرسد.
ویژگیهای سناریو:
نهادهای قوی و مستقل: قوانین بهدرستی اجرا میشوند، بانک مرکزی کاملا مستقل است، فساد بسیار کاهش مییابد و اعتماد داخلی و خارجی به اقتصاد ایران بالا میرود.
سیاستهای اقتصادی پایدار: دولت با برنامه مشخص و شفاف اقتصاد را هدایت میکند، نقدینگی و بودجه کنترل شدهاند و رابطه بودجه دولت و درآمد نفتی قطع شده است.
تورم پایین و نرخ ارز باثبات: قیمتها آهسته بالا میروند و ارزش ریال تقریبا حفظ میشود.
نتیجه:
۱. رشد اقتصادی بالا: ۶ تا ۷ درصد سالانه
وقتی میگوییم رشد اقتصادی سالانه ۶ تا ۷ درصد، یعنی اقتصاد ایران تقریبا دو برابر سریعتر از میانگین رشد جهانی پیش میرود. اگر امروز تولید ناخالص واقعی ایران را ۱۰۰ واحد در نظر بگیریم، در ۱۰ سال با این نرخ رشد به حدود ۱۸۸ واحد میرسد.
این یعنی در یک دهه، ایران میتواند مسیر اقتصادهای نوظهور موفق مثل لهستان، مالزی یا ترکیه را در دهه ۲۰۰۰ طی کند. صنایع رشد میکنند، اشتغال افزایش مییابد، و درآمد سرانه واقعی مردم تقریبا دو برابر میشود. مردم فرصت بیشتری برای پسانداز، سرمایهگذاری و خرید کالاهای داخلی و خارجی پیدا میکنند و اقتصاد به مسیر ثبات و توسعه پایدار میرسد.
۲. نرخ دلار تقریبا پایدار: ۹۰ تا ۱۱۰ هزار تومان
نرخ دلار تقریبا پایدار میماند و ارزش ریال در طول زمان حفظ میشود. تقویت ریال نسبت به شرایط فعلی که نرخ دلار ۱۴۵ هزار تومان است، نتیجه اصلاحات گسترده اقتصادی، استقلال بانک مرکزی و مدیریت دقیق نقدینگی و بودجه است.
برآورد نرخ دلار در این مدل بر اساس منطق تئوری برابری قدرت خرید (PPP) و تفاوتهای تورمی ایران با اقتصادهای مرجع انجام شده است، بنابراین بازه ۹۰ تا ۱۱۰ هزار تومان نشاندهنده ارزش واقعی تقریبی ریال در شرایط خوشبینانه است.
این وضعیت چند نتیجه مهم دارد: صادرات و واردات قابل پیشبینی میشوند و شرکتها میتوانند برنامهریزی بلندمدت کنند، مردم و سرمایهگذاران میتوانند با اطمینان پسانداز و سرمایهگذاری کنند و ریسک ارزی کاهش مییابد، و دلار دیگر به ابزاری برای سفتهبازی تبدیل نمیشود.
به عبارت دیگر، اقتصاد از چرخه «تورم بالا و جهش دلار» رهایی مییابد و ارزش پول ملی تقریبا با نرخ تورم هماهنگ میشود.
۳. تورم پایین و قابل پیشبینی: ۴ تا ۷ درصدی
تورم پایین یعنی قیمتها به آرامی و قابل پیشبینی افزایش مییابند. این حالت اثرات متعددی دارد: قدرت خرید مردم حفظ میشود و درآمد واقعی خانوادهها کاهش نمییابد، بانکها و شرکتها میتوانند وام و سرمایهگذاری را با اطمینان انجام دهند و نرخ سود واقعی پایین و پایدار میشود، و سرمایهگذاری بلندمدت جذاب میشود.
وقتی تورم کنترل شده و نرخ ارز پایدار باشد، اقتصاد قابلیت رقابت با اقتصادهای نوظهور دیگر را پیدا میکند چون که اقتصاد ایران ثبات پیدا میکند، فرصتهای شغلی و درآمد مردم افزایش مییابد و محیط کسبوکار به شدت جذاب میشود؛ شرایطی که اقتصاددانان آن را «دهه طلایی رشد» مینامند.
در این حالت، قدرت خرید مردم میتواند تا حدود ۱۰۰ درصد افزایش یابد، به طوری که قیمت کالاهای وارداتی (مانند موبایل و لپتاپ) و خودرو به دلیل ثبات دلار و کاهش تعرفهها، نسبت به درآمدها بسیار ارزان میشود. طبقه متوسط میتواند به راحتی سالانه پسانداز کرده و کالاهای باکیفیت جهانی بخرد.
سناریوی «مسیر آرام رشد»
این سناریو شبیه ماشینی است که موتور، ترمز و فرمان سالم دارد و مسیر پیشِروی آن نسبتا صاف و کم دستانداز است. حرکت خودرو آهسته و مطمئن است، خطرهای ناگهانی کماند و میتوان مسیر ۱۰ ساله را با آرامش و برنامهریزی طی کرد. اقتصاد ایران در این حالت ثبات نسبی و رشد واقعی پیدا میکند، اگرچه هنوز به سطح نوظهورهای پیشرو نمیرسد.
ویژگیهای سناریو:
بهبود نسبی عملکرد نهادها: قوانین بهتر از قبل اجرا میشوند، فساد کاهش مییابد و اعتماد نسبی ایجاد میشود.
سیاستهای پولی و مالی مدیریتشده: برنامهریزی اقتصادی بهتری وجود دارد، نقدینگی و بودجه کنترل میشوند.
تورم تکرقمی: قیمتها قابل پیشبینی و مهارپذیر هستند.
نتیجه:
رشد اقتصادی متوسط: ۴ تا ۵ درصد سالانه
در این حالت، اگر تولید ناخالص داخلی ایران امروز ۱۰۰ واحد باشد، پس از ۱۰ سال به حدود ۱۵۵ واحدمیرسد. رشد اقتصادی قابل توجه است، صنایع توسعه مییابند و فرصتهای شغلی افزایش مییابد. درآمد سرانه واقعی مردم نیز به طرز محسوس افزایش مییابد و امکان پسانداز و سرمایهگذاری برای خانوادهها فراهم میشود.
رشد منطقی دلار: ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان
نرخ دلار رشد میکند اما نه به شکل شدید و پرنوسان. این باعث میشود تجارت و سرمایهگذاری قابل برنامهریزی و پیشبینی باشد و مردم و شرکتها بتوانند با اطمینان برنامهریزی کنند.
تورم قابل کنترل: ۸ تا ۱۲ درصد
قیمتها با سرعت معقول افزایش مییابند، قدرت خرید مردم تقریبا حفظ میشود، و تورم دیگر مانع اصلی سرمایهگذاری و توسعه اقتصادی نیست.
در این حالت، توان خرید حدود ۶۰ درصد رشد میکند. قیمت گوشت، مسکن و اقلام اساسی دیگر جهشهای ناگهانی ندارند و با حقوقهای ماهانه هماهنگ میشوند. زندگی از حالت «بقاء و استرس» به حالت «برنامهریزی برای رفاه ملایم» تغییر میکند.
یورونیوز فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
سناریوی بدبینانه: «اقتصاد دستوپاگیر»
این سناریو شبیه ماشینی است که موتور سالم دارد اما ترمز و فرمان آن ایراد دارد. این خودرو حرکت میکند اما مسیر پر از دستانداز، خطرناک و پر فراز و نشیب است. اقتصاد ایران در این حالت هم رشد میکند، اما ثبات و رفاه پایدار ایجاد نمیشود.
ویژگیهای سناریو:
نهادهای ضعیف: قوانین درست اجرا نمیشوند و فساد گسترده است.
سیاستهای پولی و مالی ناکارآمد: تصمیمات پراکنده و کوتاهمدت گرفته میشود، مدیریت بودجه و نقدینگی مشکل دارد.
تورم بالا: قیمتها به سرعت بالا میروند و ارزش پول ملی کاهش مییابد.
نتیجه:
رشد اقتصادی: ۲ تا ۳ درصد
اگر تولید ناخالص داخلی ایران امروز ۱۰۰ واحد باشد، پس از ۱۰ سال به ۱۲۸ واحد میرسد. یعنی اقتصاد کند رشد میکند، اشتغال محدود است و درآمد سرانه مردم رشد قابل توجهی نمیکند.
دلار پرنوسان
نرخ دلار به ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان میرسد، ارزش ریال کاهش مییابد و تجارت و سرمایهگذاری پرریسک میشود.
تورم دو رقمی
متوسط نرخ تورم به ۱۵ تا ۲۰ درصد میرسد و فشار بر قدرت خرید مردم ادامه مییابد.
در این سناریو، بهبود معیشت ناچیز و حدود ۳۰ درصد است. تورم ۱۵ تا ۲۰ درصدی همچنان باعث میشود مردم بخشی از درآمد خود را بابت تورم از دست بدهند. دلار ۳۰۰ هزار تومانی نیز موجب میشود که کالاهای وارداتی همچنان گران بمانند.
البته اگر وضعیت فعلی اقتصاد ایران با تورم حدود ۵۰ درصد، دلار ۱۴۵ هزار تومانی و ادامه تحریمها بدون اصلاحات ساختاری ادامه پیدا کند، نتیجه ۱۰ سال آینده بسیار تیرهتر از سناریوی بدبینانه این مدل خواهد شد. در ادامه وضعیت موجود، یعنی فعال بودن موتور رشد نقدینگی ۴۱ درصدی، کسری بودجه شدید و خروج سرمایه، تولید ناخالص داخلی ایران به احتمال زیاد رشد واقعی نداشته باشد و تقریبا در همان سطح امروز باقی میماند یا نهایتا به حدود ۱۱۰ واحد در مقایسه با ۱۰۰ واحد کنونی میرسد. چشمانداز نرخهای تورم و دلار نجومی را نیز با فرض ادامه وضع موجود در مدل دیگری برآورده کردهایم که میتوانید اینجا مطالعه کنید.
متدولوژی و چارچوب مدل
مدل شبیهسازی یورونیوز بر پایه ترکیبی از اقتصادسنجی و شبیهسازی ساخته شده است و تمرکز آن روی سه متغیر کلیدی رشد واقعی تولید ناخالص داخلی ایران، نرخ تورم سالانه و نقطه به نقطه و نرخ دلار بر پایه تئوری برابری قدرت خرید (PPP) است.
منطق این شبیهسازی الهامگرفته از روش شبیهسازی سناریویی مونتکارلو (Monte Carlo) است، به این معنا که بهجای یک عدد قطعی، دامنهای از مسیرهای محتمل بررسی میشود. این روش این امکان را میدهد که عدم قطعیت ذاتی سیاستها، نوسانات بازار جهانی و رفتار سرمایهگذاران را به شکلی واقعی در نظر گرفته شود. در هر مسیر شبیهسازی، تغییرات تولید ناخالص داخلی واقعی، تورم و نرخ دلار با توجه به متغیرهای داخلی و خارجی محاسبه میشوند و سپس نتایج به صورت محدودههای احتمالی و سناریوهای مختلف ارائه میشوند، تا تصویر کاملتری از آینده اقتصاد ایران در دست باشد.
این مدل همچنین شوکهای داخلی و خارجی را لحاظ کرده است؛ از تغییرات قیمت نفت و گاز گرفته تا شوکهای مالی و ارزی، نوسانات بازار جهانی و تغییرات نرخ بهره. در کنار این عوامل، ثبات نهادی و عملکرد حکومت جدید نیز به عنوان یک عامل تعیینکننده مسیر رشد، تورم و نرخ دلار در نظر گرفته شده است.
یکی از مهمترین بخشهای مدل، شاخص کیفیت حکومت و نهادها (Inst) است. این شاخص توانایی دولت در مدیریت بودجه، کنترل نقدینگی، اجرای سیاستهای ارزی و مقابله با فساد را کمی میکند و بر تمام مسیرهای اقتصادی اثر میگذارد. در واقع، سناریوهای بدبینانه، میانه و خوشبینانه اساسا بر پایه مقدار این شاخص و توانایی دولت در انجام اصلاحات نهادی طراحی شدهاند.
به این ترتیب، مدل حاضر یک شبیهسازی واقعبینانه از تعامل میان سیاستها، نهادها و شوکهای داخلی و خارجی ارائه میدهد و نشان میدهد که کیفیت دولت و نهادها تا چه حد میتواند مسیر اقتصاد ایران را تغییر دهد.
این مدل پیشبینی با استفاده از دادههای تاریخی اقتصاد ایران، شاخصهای جهانی و مطالعات مشابه در کشورهای نوظهور (ترکیه، لهستان، چک و مالزی و اندونزی) اعتبارسنجی شده است تا اطمینان حاصل شود که نتایج آن با واقعیتهای اقتصادی همخوانی دارد. با وجود این، این تحلیل یک پیشبینی قطعی نیست و انحرافهایی در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد نسبت به این سناریوها دور از انتظار نیست. این خطا ناشی از عوامل متعددی است: عدم قطعیت در سیاستها، وقوع شوکهای غیرمنتظره مانند تغییرات ناگهانی قیمت نفت یا بحرانهای جهانی، و همچنین محدودیتهای دادهای موجود برای برخی شاخصها.
در نتیجه، مدل طراحی شده یورونیوز نشان میدهد که کیفیت نهادها و سیاستگذاری دولت جدید مهمترین عامل تعیینکننده مسیر آتی اقتصادی ایران است. به عبارت ساده، یک دهه آینده ایران میتواند دورهای طلایی برای رشد و ثبات اقتصادی باشد، به شرط آنکه حکومتی دموکراتیک و اهل تعامل با جهان روی کار باشد تا بتواند نهادهای مهم اقتصادی، سیاسی و قضایی را تقویت کند، تحریمها را لغو کند و اقتصاد ایران را به بازارهای جهانی متصل کند و نیز اجرای پیوسته اصلاحات نهادی، استقلال واقعی بانک مرکزی و انضباط مالی پایدار را در دستور کار خود قرار دهد.
