۱۴۰۳ بهمن ۱۴, یکشنبه

 

3d 
ماکس‌ وبر از آن دست اندیشمندانی بود که چندان به آینده خوشبین نیستند. او معتقد بود که جهان بشدت به طرف عقلانی شدن و بروکراسی به پیش می رود. وضعی که در آن جایی برای احساسات و درکل خوی غیر عقلانی باقی نمی ماند. بنظر وبر این وضع همه ای بشریت را وارد یک قفس اهنین خود ساخته ای می کند که هر آنچه با معیار های عقلانی و منطقی جور در نیاید حذف می شود.
من گاهی به قفس آهنین فکر میکنم. به یاد کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول می افتم که همیشه یک نفر مواظب بود دیگران خلاف قوانین وضع شده عمل نکنند. یک آقا بالا سر یا به قول خود اوورل "برادر بزرگ".
تا جای که شاهدش هستم فعلا داریم کم کم به قفس آهنین وبر نزدیک می شویم. قوانین سفت و سخت علم جایی برای قوه تخیل و حس باقی نمی گذارند. تخیل وسیله ای حماقت و حس نیز تبدیل به چیزی شده است که مدام انسان را از هدف والای عقلانیت به دور نگه میدارد!
علم هر حکمی کند برحق است و اگر گاهی هم اشتباه کند آنرا می گذارد پای لغزش پذیری خود انسان و نه مقام بزرگ علم. علم تعیین می کند چه کسی دیوانه است و چه کسی عاقل. اگر در چهارچوب های علم جا نگیری به بسیار راحتی روان کاوی با صد هزار فرضیه متفاوت برچسپ دیوانگی به تو می زند و راهی نداری بجز تیمارستان. علم توجهی به دیگر جنبه های انسانی ندارد. آنهایی که انسان را از قدیم الایام امید می بخشیدند و انگیزه میدادند برای زندگی.
علم می تواند در مقام وسیله ای برای دور راندن رنج، فهم ساختار هستی و درکل چگونه گی جهان حرف اول را بزند. اما زمانی که علم از وسیله به غایت تبدیل می شود بدون شک تباه کننده اگر نگوییم به نوعی سیاه کننده زندگی انسان است.
علم تلاش دارد جلوی خرافات و مطلق اندیشی و دیوانگی را بگیرد ولی نتایج نشان دهنده وضع برعکس است. از هسته ای خود علم شبه خرافاتی بیرون شده است که خیلی جذاب تر از خرافات گذشته و تباه شده برای انسان امروزی کاربرد دارد. خود علم باعث نوعی مطلق اندیشی شده است که دانشمندانی و پیروانان این بزرگواران نتایج به دست آمده از طریق علم را در شان وحی در زمان گذشته خدشه ناپذیر میدانند. علم بشریت را در عصر کنونی به چنان جنون و دیوانگی رسانده است که آدمی با یک حرکت انگشت می تواند به میلیون ها هم نوع خود را قتل عام کند.
آیا باید به آینده ای علم خوشبین بود؟
من که این طور فکر نمیکنم چون انسان همان انسان غار نشین و چندین هزار سال پیش است که مدام به دنبال پرستش بزرگ‌تر از خودش است. انسان امروزی به دست خودش و به وسیله علم به طرف قفس آهنینی سوق داده می شود که تا باز شکستن این قفس باز قرن های همانند قرون وسطی ضرورت دارد.
پ ن: هدف نکوهش مطلق علم نیست زیرا منت های که علم تا حال بر دوش بشریت دارد جبران ناپذیر است.