۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

گرچه زردست همچو زر پشیز یا سپیدست همچو سیم ارزیر. لبیبی.



«پشیز» به معنی پولک ماهی، فلس، یا سکه‌های بسیار کم‌ارزش فلزی (اغلب مسی) است که در دوران ساسانیان و پس از آن رایج بوده و به معنای هر چیز بی‌ارزش یا ناچیز به کار می‌رود، مانند «یک پشیز هم نداشت».

معانی مختلف پشیز:پول خرد کم‌بها: به سکه‌های بسیار ریز و بی‌ارزش گفته می‌شد.
فلس یا پولک: مانند فلس ماهی، که اشاره به نازکی و بی‌ارزشی آن دارد.
فلوس (Follis): سکه‌ای مسین در امپراتوری روم شرقی، که در فارسی به آن «پشیز» یا «پاپاسی» می‌گفتند، چون پس از مدتی سیاه می‌شد.
واحد شمارش: در دوره‌ای، هر ۶۰ پشیز برابر با یک درم بود.
مترادف‌ها و اصطلاحات مرتبط:پاپاسی، پول سیاه، شاهی، قاز، غاز: همگی به پول‌های ناچیز اشاره دارند.
"یک پشیز هم نداشت": یعنی هیچ نداشت، کاملاً تهی دست بود.
به طور خلاصه، پشیز نماد بی‌ارزشی و ناچیزی است، همانطور که از سکه مسی کم‌ارزش در گذشته گرفته شده.