۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

بیك پای لنگ و بیك دست شل بیك چشم كور و بیك چشم كاژ. معروفی



«احول» در زبان فارسی و عربی به معنای لوچ، دوبین یا کسی است که اشیاء را دوتا می‌بیند. این واژه همچنین به عنوان صفت تفضیلی در عربی به معنای مکارتر، حیله‌گرتر و چاره‌گرتر (از ریشه حول) نیز به کار می‌رود.

معانی و کاربردهای احول:لوچ/دوبین: کسی که چشمانش انحراف دارد و یکی را دوتا می‌بیند.
حیله‌گر (در سیاق ادبی): مکارتر، چاره‌گرتر.
ساده‌لوح (گویش محلی): در برخی گویش‌های محلی (اطراف همدان) به معنای ساده‌لوح نیز به کار رفته است.
در ادبیات فارسی، گاهی به صورت کنایه از کسی که نگاهش خطا می‌کند استفاده می‌شود (مثلاً در مثنوی مولوی).


معنی احول | فرهنگ انتشارات معین - واژه یاب
(اَ وَ) [ ع . ] 1 - (ص .) لوچ ، دو بین ، کسی که همه چیز را دوتایی می بیند. 2 - (ص تف .) حیله گر، چاره گرتر.
واژه یاب


معنی احول | لغت‌نامه دهخدا - واژه یاب
احول . [ اَ وَ ] (ع ن تف ) حیله کننده تر. حیله ورتر. حیله گرتر. (منتهی الارب ). مکارتر. چاره گرتر. احیل . - امثال : احول من ذئب ؛ ...
واژه یاب


معنی احول | واژه‌نامه آزاد - واژه یاب
(ترکی، اطراف همدان) اَحوَل؛ ساده لوح.
واژه یاب