شادباش جهانی: آرژانتین انگلیس را درهم کوبید
علیرضا حسنزاده
انسانشناس و رماننویس
آرژانتین با پیروزی ۲ بر ۱ برابر انگلیس، حریف دیرینه خود را از مسیر رسیدن به فینال جام جهانی ۲۰۲۶ کنار زد و بار دیگر نشان داد که فوتبال این کشور، تنها یک ورزش نیست؛ روایتی شاعرانه از امید، رنج و آفرینش است. انگلیس ابتدا با گل آنتونی گوردون پیش افتاد، اما انزو فرناندس بازی را به تساوی کشاند و در واپسین لحظات، لائوتارو مارتینس با پاس گل تماشایی لیونل مسی، گل پیروزی را به ثمر رساند. مسی در این مسابقه گل نزد، اما همچون رهبر ارکستر، با آفرینش موقعیتها و ارسال پاس سرنوشتساز، نقشی تعیینکننده در صعود آرژانتین ایفا کرد. آرژانتین علاوه بر دو گل، فرصتهای متعدد دیگری نیز خلق کرد و یک ضربه این تیم نیز به تیر دروازه انگلیس برخورد کرد.
اما پرسش مهم این است: چرا آرژانتین در چند بازی اخیر، پس از دریافت گل، ناگهان به تیمی دیگر تبدیل میشود؟ گویی گل خوردن نه نشانه شکست، بلکه لحظه بیداری است؛ لحظهای که همه توان پنهان تیم آزاد میشود. در این وضعیت، حریف که به حفظ نتیجه میاندیشد، ناگهان با موجی از خلاقیت، جسارت و حمله روبهرو میشود و نظم دفاعیاش فرو میریزد.
این وضعیت را میتوان با اندیشه ژیل دلوز توضیح داد. دلوز معتقد بود که «رخداد» صرفاً یک حادثه نیست، بلکه لحظهای است که نیروهای نهفته آزاد میشوند و امکانهای تازهای برای کنش پدید میآورند. از این منظر، گل خوردن برای آرژانتین یک «رخداد» است؛ لحظهای است که انرژی پراکنده تیم به نیرویی خلاق و متمرکز تبدیل میشود. احتمال شکست، به جای آنکه اراده را فرسوده کند، آن را متراکم میکند و همین تراکم، سرچشمه فوتبال شاعرانه آرژانتین است.
در همین جام جهانی نیز این الگو بارها تکرار شد. آرژانتین برابر مصر با دو گل عقب افتاد، اما با بازگشتی شگفتانگیز، بازی را ۳ بر ۲ برد. برابر سوئیس نیز پس از دریافت گل تساوی، در وقتهای اضافه با دو گل دیگر پیروز شد و اکنون برابر انگلیس نیز پس از عقب افتادن، بازی را به سود خود برگرداند. این تکرارها نشان میدهد که بازگشت، دیگر یک اتفاق نیست؛ بخشی از شخصیت فرهنگی و فوتبالی این تیم است.
در جام جهانی ۲۰۲۶، آرژانتین بهتنهایی از میراث شاعرانه فوتبال آمریکای جنوبی دفاع کرد. اکنون فینال بزرگ آرژانتین و اسپانیا، تنها جدال دو تیم نیست؛ رویارویی دو سنت بزرگ فوتبال هنرمندانه است. این فینال یادآور آن حقیقت است که در روزگاری که فوتبال بیش از پیش به محاسبه، قدرت بدنی و ماشین تاکتیک نزدیک شده است، هنوز تخیل، زیبایی، خلاقیت و روایت شاعرانه میتوانند سرنوشت جهان فوتبال را رقم بزنند.
انسانشناس و رماننویس
آرژانتین با پیروزی ۲ بر ۱ برابر انگلیس، حریف دیرینه خود را از مسیر رسیدن به فینال جام جهانی ۲۰۲۶ کنار زد و بار دیگر نشان داد که فوتبال این کشور، تنها یک ورزش نیست؛ روایتی شاعرانه از امید، رنج و آفرینش است. انگلیس ابتدا با گل آنتونی گوردون پیش افتاد، اما انزو فرناندس بازی را به تساوی کشاند و در واپسین لحظات، لائوتارو مارتینس با پاس گل تماشایی لیونل مسی، گل پیروزی را به ثمر رساند. مسی در این مسابقه گل نزد، اما همچون رهبر ارکستر، با آفرینش موقعیتها و ارسال پاس سرنوشتساز، نقشی تعیینکننده در صعود آرژانتین ایفا کرد. آرژانتین علاوه بر دو گل، فرصتهای متعدد دیگری نیز خلق کرد و یک ضربه این تیم نیز به تیر دروازه انگلیس برخورد کرد.
اما پرسش مهم این است: چرا آرژانتین در چند بازی اخیر، پس از دریافت گل، ناگهان به تیمی دیگر تبدیل میشود؟ گویی گل خوردن نه نشانه شکست، بلکه لحظه بیداری است؛ لحظهای که همه توان پنهان تیم آزاد میشود. در این وضعیت، حریف که به حفظ نتیجه میاندیشد، ناگهان با موجی از خلاقیت، جسارت و حمله روبهرو میشود و نظم دفاعیاش فرو میریزد.
این وضعیت را میتوان با اندیشه ژیل دلوز توضیح داد. دلوز معتقد بود که «رخداد» صرفاً یک حادثه نیست، بلکه لحظهای است که نیروهای نهفته آزاد میشوند و امکانهای تازهای برای کنش پدید میآورند. از این منظر، گل خوردن برای آرژانتین یک «رخداد» است؛ لحظهای است که انرژی پراکنده تیم به نیرویی خلاق و متمرکز تبدیل میشود. احتمال شکست، به جای آنکه اراده را فرسوده کند، آن را متراکم میکند و همین تراکم، سرچشمه فوتبال شاعرانه آرژانتین است.
در همین جام جهانی نیز این الگو بارها تکرار شد. آرژانتین برابر مصر با دو گل عقب افتاد، اما با بازگشتی شگفتانگیز، بازی را ۳ بر ۲ برد. برابر سوئیس نیز پس از دریافت گل تساوی، در وقتهای اضافه با دو گل دیگر پیروز شد و اکنون برابر انگلیس نیز پس از عقب افتادن، بازی را به سود خود برگرداند. این تکرارها نشان میدهد که بازگشت، دیگر یک اتفاق نیست؛ بخشی از شخصیت فرهنگی و فوتبالی این تیم است.
در جام جهانی ۲۰۲۶، آرژانتین بهتنهایی از میراث شاعرانه فوتبال آمریکای جنوبی دفاع کرد. اکنون فینال بزرگ آرژانتین و اسپانیا، تنها جدال دو تیم نیست؛ رویارویی دو سنت بزرگ فوتبال هنرمندانه است. این فینال یادآور آن حقیقت است که در روزگاری که فوتبال بیش از پیش به محاسبه، قدرت بدنی و ماشین تاکتیک نزدیک شده است، هنوز تخیل، زیبایی، خلاقیت و روایت شاعرانه میتوانند سرنوشت جهان فوتبال را رقم بزنند.
