با توجه به شواهدی که از لغت فرس اسدی طوسی نقل کردید، این نام متعلق به «پسر رامی» (یا در برخی نسخهها قصار امّی) است که از شاعران کهن و ناشناختهٔ اواخر سدهٔ سوم یا سدهٔ چهارم هجری است.
نکتهٔ بسیار مهمی که متن ارسالی شما (که برگرفته از لغتنامهٔ دهخدا است) به آن اشاره میکند، بحث تصحیف (اشتباه در نگارش یا خوانش نسخه خطی) است. در واقع:
منابع احتمال میدهند که ضبط «پسر رامی» و «قصار امی» هر دو اشاره به یک شاعر داشته باشند و یکی از این دو نام، شکل تحریفشده و غلطنویسیشدهٔ دیگری در نسخههای خطی لغت فرس باشد (به دلیل شباهت ظاهری خطِ بنویس در زبان عربی و فارسی).
این شاعر نباید با قطران تبریزی (که او هم «ابومنصور قطران بن رامی» نام داشت و در سدهٔ پنجم میزیست) اشتباه گرفته شود؛ چرا که سبک این ابیات و حضورشان در لغت اسدی نشان میدهد که وی از شاعران متقدمتر (احتمالاً همدوره با سامانیان یا اوایل غزنویان) بوده است.
بررسی ابیات و شاهدها در فرهنگ اسدی:
۱. مدح میر ابواحمد محمد:
بیت سوم شما راهنمای بزرگی برای شناخت دورهٔ زیست این شاعر است:
میر ابواحمد محمد خسرو ایران زمین / آنکه شاد است او و دور است از همه رنج و کفا
این بیت به احتمال زیاد در مدح ابواحمد محمد بن خلف (از امرای خاندان صفاری در سیستان) یا یکی از شاهزادگان سامانی/چغانی به نام «محمد» سروده شده که نشان میدهد شاعر در قرن چهارم هجری میزیسته است.
۲. معنی واژگان دشوار در این شواهد:
قُبا: نام شهری قدیمی در ماوراءالنهر (فرغانه).
رکوک: جامه یا کرباس سپید و خشن. (در بیت اول و دوم، شاعر اندام یا چهرهٔ خود را از شدت غم و سختی، به رکوکِ چروکیده یا لوله شده تشبیه کرده است).
بوق: در اینجا احتمالاً تصحیف است و در برخی نسخهها «موق» (کفش یا موزهٔ چرمی) یا واژهای مشابه بوده که به آهن تشبیه شده است.
کفا: به معنی سختی، رنج، پشتواره و بار سنگین.
نتیجه:
«پسر رامی» (یا قصار امی) جزو آن دسته از شاعران دوران نخستین شعر پارسی است که متأسفانه دیوان آنها از بین رفته و امروزه نام و اندک ابیات باقیماندهشان را تنها به عنوان «شاهد لغوی» در فرهنگهای کهنی مانند لغت فرس اسدی طوسی میتوان پیدا کرد.