۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه

 

مسعودی نوشته که یک‌بار رئیسِ دستگاه اطلاعاتیِ خراسان در گزارشی به‌هارون الرشید نوشته بود که فضل برمکی به‌جای آن‌که به‌امور رعیت بپردازد به‌شکار و خوش‌گذرانی مشغول است. هارون چون نامه را خواند آن‌را به‌یحیا برمکی داد و گفت: پدر! نامه را بخوان و هرچه را صلاح می‌دانی به‌فضل بنویس تا دست از کارهایش بکشد. یحیا در پشت همان گزارشِ محرمانه به‌پسرش فضل چنین نوشت:

«فرزندم! به امیرالمؤمنین گزارش رسیده که تو سرگرمِ شکار و تفریح می‌شوی و به‌امور رعیت نمی‌پردازی؛ و او را خوش نه‌آمده است. خودت را به‌چیزهائی که برایت زیبنده‌تر است عادت بده، زیرا کسی که خود را به‌چیزهائی که زیبنده یا نازیبنده است عادت دهد مردم او را با آن معیار می‌شناسند. روزهایت را در طلبِ بزرگ‌نامی بگذران؛ و چون شبْ پرده بر روی معایب کشید کام‌رانی و لذت‌جویی کن؛ زیرا شب نیز برای بخردان روز است. بسیار کس را به‌ظاهر عبادت‌گزار می‌پنداری ولی شبها به‌کارهای عجیب می‌پردازد و شب که پرده بر دیدگان افکند به‌کام‌جویی و لذت‌طلبی می‌پردازد. احمقانی که بی‌پرده کام‌رانی کنند بهانه به‌دشمنان و رقیبان می‌دهند تا پشتِ سرشان زبان بگشایند.