مگر همین رسایی و پناهیان و دیگر ملّاهای جبهه ی پایداری و جلیلی نبودند که پشتوانه های اصلی احمدی نژاد در دو انتخابات بودند که بر سر آن جوان های بسیاری دستگیر شدند و بعد زندانی و اعدام شدند؟ مگر همین ها نبودند؟
چرا پس از اینکه آن مطالب درباره ی احمدی نژاد در هاآرتص نوشته شد کسی هیچ توضیحی به مردم نمی دهد؟ مگر این رساییِ گردن کرگدن سردمدار اینها در مجلس نبود؟ چرا هیچ کسی خود را ملزم به جوابگویی به مردم نمی داند؟ آیا در میانه ی یک جنگ تجاوزکارانه علیه کشور می شود به این جماعت اعتماد کرد؟
چرا عبدالله مهتدی و دیگر احزاب کردستان درباره ی همکاری این گروه ها با اسرائیل هیچ جوابی نمی دهند و سکوت کرده اند؟ چرا برخی از جریانات چپ ایرانی در این باره سکوت کرده اند؟ از هر طرف نگاه می کنم سیاهی ست و توطئه و ناراستی و حرف های شعاری و دروغ.
آمریکا و اسرائیل در این یک سال گذشته میهن ما را با سنگین ترین و مهیب ترین سلاح ها به جنایتکارانه ترین شکل ممکن بمباران کرده اند و به نظر می رسد قصد دارند همین روش را در یک بازه ی زمانی طولانی ادامه دهند.
در متجاوز بودن و جنایتکار بودن این دو کشور هیچ شکّی نیست و باید با آن مقابله شود.
در عین حال بیش از هر موقع دیگری روشن شده است که این ماشین جنگی ضد ایران و ایرانی مانند اختاپوس چند دست و پنجه دارد که در همهٔ نهادهای حکومت و جریانات سیاسی مخالف حکومت نفوذ و آدم و همکار دارد.
بیچاره مردم و کشور ایران که تنها ترین هستند در برابر متجاوزین به خاک کشورشان و مزدوران آنها هم در داخل و هم در خارج. امیدوارم به اینکه مردم ایران به خوبی ظرایف ماجرا را درک کنند و در هر صورت حامی سربازانی باشند که تا الان مقابل این حملات ایستادگی کرده اند.
در هر صورت دفاع از میهن مرجّح بر هر چیز است در این وضعیت جنگی و بحرانی که ممکن است روز به روز بیشتر شود.
«من قلبم فقط با سربازان این میهن و مردم است که در این میان همیشه به این کشور و به این خاک وفادار بوده اند»
