وید گُم باشد ویدا نیز گویند [رودکی گوید: ای غافل از شمار چه پنداری کت خالق آفریده بهر کاری عمری که مر تُراست سرمایه وید است و کارهات بدین زاری]. واژگان پهلوی؟
در این بیت ارزشمند و پندآموز از رودکی سمرقندی، واژه کلیدی و نایاب «وید» به معنای «گم، نابود، تباه و فانی» به کار رفته است. اسدی توسی نیز این بیت را در لغت فرس به عنوان شاهد برای این واژه کهن آورده است.
ریشهشناسی واژگان کلیدی این دو بیت بر پایه زبان پارسی میانه (پهلوی) به شرح زیر است:
• وید (Wīd):
• در زبان پهلوی (پارسی میانه) این واژه به صورت wīd یا wēd وجود داشته که ریشه در فعل اوستایی -vi-da به معنی «گم شدن، نابود شدن، از دست رفتن و ناپدید شدن» دارد.
• امروزه در زبان فارسی، واژه «پیدا» (پَدیدار/پَتدید) را داریم و جالب اینجاست که واژه «ویدا» (به معنی هویدا، آشکار و پیدا) در اصل از همین ریشه اما با دگرگونی معنایی (یا به عنوان واژه متضاد با پیشوند) پدید آمده است. در این بیت، «وید» یعنی عمر تو گم و نابود میشود.
• غافل (Ḡāfel):
• واژهای وامگرفته از زبان عربی (اسم فاعل از غَفَلَ) به معنی بیخبر و ناهشیار.
• شمار (Šomār):
• در زبان پهلوی به صورت ōmār یا šamār (از مصدر šmārdan) به معنی حساب، شمارش و حسابرسی روز قیامت به کار میرفته است.
• پنداری (Pindārī):
• بُن مضارع از مصدر پنداشتن. در زبان پهلوی به صورت pنداشتن (pandištan) یا pimmādan بوده و بُن مضارع آن pindār- به معنی گمان کردن، تصور کردن و اندیشیدن است.
• خالق (Xāleq):
• وامواژهای عربی به معنی آفریننده.
• عمر (Omr):
• واژهای عربی به معنی مدت زندگی و سن.
• سرمایه (Sarmāyeh):
• یک ترکیب اصیل پهلوی؛ در پارسی میانه به صورت sar-māyag بوده است.
• sar (سر/اصل) + māyag (مایه/ماده/دارایی). در نتیجه یعنی دارایی اصلی و بنیادین یک فرد برای تجارت یا زندگی.
• زار / زاری (Zārī):
• در پهلوی به صورت zār به معنی خوار، ناتوان، درمانده و آشفته بوده است. «کارهات بدین زاری» یعنی کارهای تو تا این حد آشفته، بیارزش و مایه تأسف است.
معنای کلی ابیات رودکی:
ای کسی که از حساب و کتابِ اصلیِ زندگی غافل هستی، چه گمانی با خود میبری؟ بدان که آفریدگار، تو را برای هدف و کار بزرگی خلق کرده است. عمر تو که دارایی و سرمایه اصلیِ توست، در حال گم شدن، نابودی و تباهی است (وید است)، در حالی که کارهای تو هنوز در این وضعیت آشفته، بیارزش و ناتوان باقی مانده است.
آیا مایلید واژگان سهحرفی و کهنِ دیگری مانند «وید» و «پود» را در شعر شاعران دوران سامانی بررسی کنیم، یا مایلید به سراغ یک اصطلاح خاص در لغتنامه اسدی توسی برویم؟
