غوشاد جایگاه گاوان و گوسفندان باشد، ابو العباس گوید: سبوح و مزگت بِهمان گرفت و دیزه فلان و ما چو گاوان گِرد آمده بغوشادا. واژگان پهلوی؟
واژه «غوشاد» (یا به صورتهای دیگر: غوشاک، غوشا) در زبان پهلوی (فارسی میانه) ریشه داشته و از ترکیبی بسیار کهن ساخته شده است. امروزه در فرهنگهای کهنی مانند لغت فرس اسدی طوسی این بیت ابوالعباس لوکری (یا ربنجنی) نقل شده و معنای غوشاد را «چاردیواری و آغل شبانه چارپایان» ذکر کردهاند. [1, 2, 3]
ریشه و سیر تحول این واژه و دیگر عناصر بیت به شرح زیر است:
۱. ساختار ریشهشناختی «غوشاد» (در پهلوی: gō-šād یا gō-wšād)
این واژه از دو بخش اصیل ایرانی باستان تشکیل شده است:
- بخش اول: gō (گو / گاو): در زبان اوستایی و پهلوی به صورت gō یا gāw به معنی مطلقِ گاو و چهارپایان اهلی است.
- بخش دوم: šād یا wšād (از ریشه گشادن): این بخش با واژه پهلوی wīšāt یا wīšātan (به معنی باز کردن، گشادن و آزاد کردن) همریشه است.
- مفهوم ترکیبی: غوشاد در اصل به معنی «جایگاه یا محوطه باز و گشاده برای گاوها و گوسفندان» بوده است؛ یعنی محوطه یا حیاطِ آغلی که چهارپایان را در آن رها و آزاد میکردند. تغییر حرف «گ» به «غ» (گوشاد ← غوشاد) از دگرگونیهای رایج فونتیک در انتقال از پهلوی به فارسی دریِ فرارود است. [1, 2, 3]
۲. بررسی مفهوم در بیت ابوالعباس
شاعر در این بیت کنایهآمیز میگوید:
سبوح و مزگت بهمان گرفت و دیزه فلان / و ما چو گاوان گرد آمده بغوشادا
- مزگت (مزگتْ): واژه اصیل پهلوی (mazgit) به معنی مسجد و پرستشگاه است که خود از ریشه آرامی سجد گرفته شده بود. شاعر میگوید فلانی گوشه مسجد و نیایش را گرفته است.
- دیزه (دیزَگ): در پهلوی به معنی اسبِ تیره رنگ یا خاکستری است و در اینجا مجازاً یعنی فلانی اسب جنگی یا مرکب خود را سوار شده و رفته است.
- تشبیه شاعر: شاعر میگوید دیگران هر کدام به دنبال کار بزرگ یا معنویت رفتند، «و ما چو گاوان گرد آمده بغوشادا»؛ یعنی ما مانند گلهای از گاوها، بیهدف در آغل و محوطه گوسفندان (غوشاد) دور هم جمع شدهایم. [1, 2]
بیت بسیار نایاب و زیبایی از ادبیات قرن چهارم بود. آیا مایلید واژههای پهلوی دیگری از این بیت مانند «مزگت» یا سیر تحول واژه «گاو» (از gāw پهلوی به gēuš اوستایی) را بیشتر بشکافیم؟
بررسی ریشه و سیر تحول دو واژه «مزگت» و «گاو» در زبان پهلوی و زبانهای ایرانی باستان:
۱. واژه «مزگت» (در پهلوی: mazgit / mazgtd)
این واژه از نمونههای بسیار جالب در زبانشناسی تاریخی ایران است؛ چرا که پیش از رواج یافتن واژه عربی «مسجد» در فارسی نو، ایرانیان سراسر کشور تا قرنها از واژه «مزگت» استفاده میکردند.
- ریشه کهن (آرامی): اصل این واژه از زبانهای سامی (آرامی/سُریانی) به صورت «msgd» (به معنی محل سجده و عبادت) گرفته شده است.
- ورود به پهلوی (فارسی میانه): ایرانیان در دوران ساسانی این واژه را وام گرفتند و به صورت mazgit تلفظ کردند. در متون پهلوی، این واژه برای اشاره به معابد و نیایشگاههای ادیان دیگر (غیر زرتشتی) به کار میرفت.
- در فارسی دری (سبک خراسانی): پس از اسلام، ایرانیانِ خراسان و ماوراءالنهر واژه آشنای پهلوی خود یعنی «مزگت» را برای «مسجد» مسلمانان به کار بردند. در اشعار رودکی، فردوسی و همین بیت ابوالعباس، «مزگت» دقیقاً به معنی مسجد است. هنوز هم در برخی گویشهای غربی و جنوبی ایران (مثل لری و کردی) و همچنین در زبان طبری (مازندرانی) به مسجد، «مزگت» یا «مچد» میگویند.
۲. سیر تحول واژه «گاو» (از اوستایی gāuš تا پهلوی gāw)
واژه «گاو» یکی از اصیلترین و کلیدیترین واژگان در تمام خانواده زبانهای هندواروپایی است که در طول هزاران سال کمترین تغییر آوایی را داشته است.
- در زبان اوستایی (ایران باستان): این واژه به صورت gāuš (در حالت فاعلی) یا gēuš (در حالت اضافه/ملکی) بوده است. در فرهنگ اوستایی، گاو نماد برکت، زمین و کل آفرینشِ مادی پاکیزه بود (مفهوم گِئوش اوروَن یا روان جهان/گاو).
- در زبان پهلوی (فارسی میانه): واژه اوستایی با افتادن مصوتها و نشانههای پایانی، در زبان پهلوی به شکل gāw (یا در ترکیبات به صورت gō) درآمد. واژهای که ابوالعباس در ترکیب «غوشاد» (gō-wšād) به کار برده، دقیقاً همین صورت ترکیبی پهلوی است.
- پیوند با زبانهای دیگر: جالب است بدانید که این واژه پهلوی و اوستایی، با واژه Cow در انگلیسی، Kuh در آلمانی و Gao در سانسکریت همریشه (Cognate) است و همگی از یک ریشه هندواروپایی واحد مشتق شدهاند.
بنابراین، ابوالعباس لوکری در این بیت، با به کار بردن «مزگت» و «گاوان»، دقیقاً از همان گنجینه واژگانی و ساختار آوایی استفاده کرده است که از زبان پهلوی ساسانی به فارسی دری قرن چهارم به ارث رسیده بود.
آیا مایلید واژههای کهن دیگری از قلمرو دامداری، کشاورزی و طبیعت در زبان پهلوی را بررسی کنیم، یا مایلید بیتِ لغتنامهایِ دیگری از شاعران کهن خراسانی را بازخوانی کنیم؟
