۱۴۰۴ آبان ۱۸, یکشنبه

 تاریخ ادبیات ایران

 
Follow

1d 
ملک الشعرای بهار، یکی از پر فروغ ترین شعله های قصیده سرایی در تاریخ ادبی ماست و بی هیچ گمان از قرن ششم بدین سوی، چکامه سرایی به عظمت او نداشته ایم. در میان قصیده سرایان درجه اول زبان فارسی،که از شماره انگشتان دو دست تجاوز نمی کنند، به دشواری می توان کسانی را سراغ گرفت که بیش از او،شعر خوب و موفق داشته باشند.در قصاید برگزیده او مجموع عناصر شعری، به حالت اعتدال و یکدست جلوه می کنند.عاطفه، خیال و هدف انسانی ،همراه با نیرومند ترین کلمات – که با استادی فراوان در کنار هم جای گرفته – در شعر او آمیخته اند. قصیده در معنی درست کلمه، بر بنیاد سنت های کهن و دور از هر گونه پریشان گویی، آخرین بار در شعر بهار تجلی کرد و پس از گذشت چندین قرن، بار دیگر چهره ی یک چکامه سرای بزرگ را در صفحات تاریخ ادبیات ما آشکار ساخت. بر روی هم، بهار بارورترین استعدادی بود که در شعر کلاسیک فارسی، به روزگار ما چهره نمود.
استاد شفیعی کدکنی، با چراغ وآینه