در متون کهن فارسی و عربی، واژه «ماری» به معنای «کشنده» (اسم فاعل) به کار میرود، نه «کشته».
در لغتنامههای معتبر مانند لغتنامه دهخدا و منابع ادبی، برای این واژه معانی و کاربردهای زیر ذکر شده است:
۱. از ریشه «ماتَ» (عربی)
در برخی متون، «ماری» صفت یا اسمی است که به مرگآور یا کشنده اشاره دارد. این واژه غالباً در توصیف سموم یا سلاحهایی به کار میرود که باعث مرگ قطعی میشوند.
۲. در ترکیب با «مار» (فارسی)
گاهی در اشعار و متون کلاسیک، «ماری» به معنای چیزی است که خاصیت مار را دارد (مانند زهر ماری). از آنجا که مار نماد مرگ مفاجا و زهرآگین بودن است، صفت «ماری» به معنای مهلک و کشنده است.
۳. تفاوت با «مقتول» و «میت»
اگر مقصود از «کشته»، کسی است که به قتل رسیده، در زبان عربی از واژه «مقتول» و در فارسی از «کشته» استفاده میشود. همچنین برای کسی که به مرگ طبیعی مرده، واژه «میت» به کار میرود.
نتیجهگیری: اگر در متنی به این کلمه برخورد کردهاید، معنای کشنده و مهلک با ساختار زبانی و ریشهشناسی آن سازگارتر است.
آیا این واژه را در بیت خاصی از اشعار کلاسیک (مانند آثار خاقانی یا انوری) مشاهده کردهاید؟
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ماری- کُشته بود. عسجدی گفت :
اگر ماری و گزدمی بود طبعش
بصحراش چون مار کردند ماری
لغت فرس اسدی طوسی چاپ پاول هُرن. تصحیح استاد محمد دبیرسیاقی.
