واژه «وشی» در زبان و ادبیات فارسی معنای بسیار لطیفی دارد و دقیقاً به همان معنای دیبا یا نوعی پارچه ابریشمی رنگارنگ و منقش است.
در متون کهن، این واژه معمولاً به ویژگیهای زیر اشاره دارد:
جنس و ظاهر: پارچهای گرانبها، نرم و غالباً دارای نقش و نگار.
خاستگاه: در بسیاری از لغتنامهها، آن را نوعی جامه منقش و رنگین منسوب به شهر «یمن» (وشی یمنی) دانستهاند.
کاربرد ادبی: شاعران کلاسیک از این واژه برای توصیف زیبایی طبیعت استفاده کردهاند؛ برای مثال، وقتی میخواهند بگویند زمین از گلهای رنگارنگ پوشیده شده، آن را به «فرش وشی» تشبیه میکنند.
در لغتنامه دهخدا نیز ذکر شده که این واژه به معنای «جامه پسوده و نگاشته» است که با معنای دیبای هفترنگ قرابت زیادی دارد.
