واژهٔ «اندا» یا «اندای» خودش مصدر نیست، بلکه «بن مضارع» از مصدر «اندودن» (به معنی لایه مالیدن، کاهگل کردن، یا غشا کشیدن بر چیزی) است.
به عبارت دیگر:
مصدر: اندودن
بن ماضی: اندود
بن مضارع: اندا / اندای (مانند: بیاندا یا بیاندای)
کاربرد «اندای» در زبان فارسی
واژهٔ «اندای» معمولاً به دو صورت در متون کلاسیک به کار رفته است:
۱. به عنوان صفت فاعلی مرخم (در ترکیب با کلمات دیگر): در این حالت، به معنی «اندودکننده» یا «پوشاننده» است. نمونههای معروف آن در شعر فارسی:
کاهگلاندا / گِلاندا: کسی که دیوار را کاهگل میکند.
بامقصراندا: (سعدی): «بنای خانهکنانند و بامِ قصراندای»
آفتاباندا: (کمال اسماعیل): «بدان هوس که گلی سازد آفتاباندای» (کنایه از تلاش بیهوده برای پنهان کردن خورشید با گل).
زمیناندا: (خاقانی): «از رخم کهگل کند اشک زمیناندای من»
۲. به عنوان اسم (به معنی غیبت و سخنچینی): در متون کهن، «اندا» یا «اندای» مجازاً به معنی پنهان کردن حقیقت، بدگویی و سعایت (چغلی کردن) نیز آمده است؛ چرا که سخنچین با حرفهایش روی حقیقت را میپوشاند. سعدی میگوید:
به سمعِ رضا مشنو اندای کس وگر گفته آید به غورش برس
(نکتهٔ جانبی: «اندا» در زبان مغولی نیز به معنی «دوست و رفیق همپیمان» است که نباید با این ریشهٔ فعلی فارسی اشتباه شود).
