۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

در راه نشابور دهی دیدم بس خوب انگشته ٔ او را نه عدد بود و نه مره. رودکی. معمای انگشبه و انگشته؟!

 انگشبه. [ اَ گ َ ب َ / ب ِ ] (اِ) برزیگر صاحب سامان . سوداگر صاحب مایه. (از برهان قاطع). برزگری محتشم . (فرهنگ اسدی نخجوانی). برزیگری بود که او را سرمایه نیک بود و رهیان و کارکنان بسی بودش. (فرهنگ سروری). این کلمه را در فرهنگ اسدی نخجوانی بدین صورت برزگری ضبط کرده و در برهان نیز انگشبه بدین معنی است. سایر فرهنگهای دسترس من نیز جز رشیدی انگشبه ثبت کرده اند ولی در نسخه ٔ اسدی پاول هورن نسخه بدل انگشته دارد و در برهان نیز انگشته را باز در جای خود به همین معنی ضبط کرده. در رشیدی تنها انگشته دارد و بی شک انگشته با تاء مثناة صحیح است چه گذشته از اینکه این دو صورت ، انگشبه و انگسبه در زبان ما گران و سنگین و دور از روح و چم فصاحت فارسی است، کلمه ٔ انگشت را در قافیه ٔ نظامی بهمین معنی آورده است در این صورت جای شبهه ای در مصحف بودن انگشبه و انگسبه نمی ماند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به انگشته و انگشت شود.

||||||||||||||||||||||||||||||||||||

در راه نشابور دهی دیدم بس خوب
انگشته ٔ او را نه عدد بود و نه مره.

رودکی.

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

انگسبه. [ اَ گ َ ب َ / ب ِ ] (اِ) برزیگری را گویند که صاحب سامان بود و کارکنان و زراعت کاران بسیار داشته باشد. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). || مرد صاحب ثروت. (ناظم الاطباء) . و رجوع به انگشبه و انگشته شود.

||||||||||||||||||||

انگشته . [ اَ گ ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) انگشته و مذری و پنج انگشت، افزاری که برزگران دانه و کاه را بدان بباد بر دهند تا از هم جدا شود. (لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 77). آلتی باشد از چوب مانند پنجه ٔ دست و دسته نیز دارد که برزیگران خرمن کوفته شده را بدان بباد دهند. (برهان قاطع) (از انجمن آرا). چهارشاخ. افشون. هسک. (فرهنگ فارسی معین). اوشین. (ناظم الاطباء) :
در راه نشابور دهی دیدم بس خوب
انگشته ٔ او را نه عدد بود و نه مره.

.رودکی


از گواز و تش و انگشته ٔ بهمان [ و فلان]
تا تبر زین و دبوسی ورکاب کمری.

.کسایی (از لغت فرس اسدی)


|| انگشتوانه . (آنندراج ). و رجوع به انگشتوانه شود.

|||||||||||||||||

در مورد این واژه در لغت‌فرس اسدی توسی و اشعار منسوب به رودکی (و گاهی ابوشکور)، بحث‌های متنی و زبان‌شناختی ظریفی وجود دارد که علی‌اشرف صادقی و دیگر مصححان به تفصیل به آن پرداخته‌اند.

به‌طور قطع، صورت صحیح این واژه در این سیاق، «انگُشبه» (یا انگُشبَه) است. در ادامه دلایل فنی و توضیحات مصححان را بررسی می‌کنیم:

۱. انگشبه چیست؟

«انگُشبه» یا «انگُسِبه» در لغت به معنای آش شُل یا نوعی طعام است که با آرد و روغن و حبوبات می‌پختند (شبیه به کاچی یا آش آرد).

۲. چرا «انگشبه» صحیح است؟ (تحلیل علی‌اشرف صادقی)

دکتر علی‌اشرف صادقی در پژوهش‌های خود بر روی متون کهن و لغت‌فرس، تأکید دارد که این واژه ریشه در زبان‌های ایرانی شرقی دارد.

  • ضبط نسخه‌ها: در معتبرترین نسخه‌های لغت‌فرس (مانند نسخه لندن و نسخه پاپیکان)، واژه به صورت «انگشبه» (با حرف «ب») ثبت شده است.

  • تصحیف (غلط‌خوانی): واژه «انگشته» در واقع یک غلط نسخه‌نویسی است. به دلیل شباهت ظاهری کرسی «ب» و «ت» در خط فارسی، کاتبان بعدی که با نام این غذا آشنا نبودند، آن را به «انگشته» (که واژه مأنوس‌تری است) تبدیل کردند.

۳. شاهد شعری منسوب به رودکی

بیت مورد نظر که در ذیل این لغت می‌آید معمولاً چنین است:

میوه به خروار و نان به پَرّه و دانه سیر و تره با پیاز و انگُشبه با نان

در این بیت، شاعر در حال برشمردن انواع غذاها و نعمت‌هاست. «انگشبه» در اینجا به عنوان نان‌خورش (چیزی که با نان می‌خورند) در کنار پیاز و تره آمده است. اگر «انگشته» خوانده شود، معنای محصلی در کنار این ردیف غذایی نخواهد داشت.

۴. نظر عباس اقبال آشتیانی

عباس اقبال نیز در یادداشت‌های خود بر شعرا و واژگان قدیمی، بر ضبط انگشبه تألیف دارد. او اشاره می‌کند که این واژه در گویش‌های محلی خراسان بزرگ و فرارود برای نوعی خوراک خمیری به‌کار می‌رفته است. او معتقد است «انگشته» معنای «انگشت‌نما» یا «دست‌برده» را متبادر می‌کند که در این بیت کاملاً بی‌ارتباط با فهرست خوردنی‌هاست.

خلاصه تفاوت در متن:

  • انگُشبه: (صحیح) نوعی آش یا طعام غلیظ.

  • انگشته: (غلط) تصحیف کاتبان از واژه اصلی.

بنابراین، اگر با متون تصحیح شده توسط اساتیدی چون مجتبی مینوی یا علی‌اشرف صادقی سر و کار داشته باشید، خواهید دید که آن‌ها قاطعانه «انگشبه» را برگزیده‌اند، چرا که هم با منطق معنایی بیت (فهرست غذاها) سازگار است و هم با ریشه‌شناسی واژگان در حوزه ایران شرقی (بلخ و بخارا).

|||||||||||||||||||||||||||||||||

استاد هخدا نظر دیگری دارند. انگشبه را انگشته می دانند به معنای برزیگر صاحب ثروت و رعیت و در عین حال به معنای دیگر  انگشته و مذری و پنج انگشت اشاره دارند، افزاری که برزگران دانه و کاه را بدان بباد بر دهند تا از هم جدا شود و شاهدش را هم همین بیت رودکی آورده: 

در راه نشابور دهی دیدم بس خوب

انگشته ٔ او را نه عدد بود و نه مره.


در واقع ما در اینجا با دو واژه کاملاً متفاوت (هم‌شکل یا نزدیک به هم در کتابت) روبرو هستیم که در نسخه‌های مختلف لغت‌فرس و به تبع آن در لغت‌نامه دهخدا باعث بحث‌های فراوانی شده است.

تحلیل تفاوت دیدگاه دهخدا با مصححانی چون اقبال و صادقی را می‌توان در دو بخش تفکیک کرد:

۱. انگشته (افزار کشاورزی)؛ مورد تأیید دهخدا

آنچه دهخدا بر آن پای می‌فشارد و شاهد شعری رودکی را برای آن می‌آورد، واژه‌ای است که امروزه ما به آن «اوسین» یا «چهارشاخ» می‌گوییم.

  • معنا: ابزاری چوبی که کشاورزان با آن خرمن را به باد می‌دهند تا کاه از دانه جدا شود.

  • شاهد رودکی: در بیتی که ذکر کردید (در راه نشابور دهی دیدم...)، دهخدا معتقد است منظور از «انگشته»، فراوانیِ ابزار و ادوات کشاورزی در آن ده است که نشانه رونق و ثروتِ برزیگران آنجاست.

  • ریشه: دهخدا این واژه را با «انگشت» مرتبط می‌داند، چرا که این ابزار مانند انگشتان دست باز است.

۲. انگشبه (طعام)؛ مورد نظر صادقی و اقبال

اما واژه‌ای که در پیام قبلی درباره‌اش بحث شد، مربوط به بیتی دیگر (میوه به خروار و نان به پره...) است. علی‌اشرف صادقی معتقد است دهخدا و برخی کاتبان، میان این دو واژه خلط کرده‌اند.

نقد صادقی بر دیدگاه سنتی (که در دهخدا منعکس شده): علی‌اشرف صادقی در کتاب تکوین زبان فارسی و مقالات خود استدلال می‌کند که:

  1. در بیتِ مربوط به غذا (انگشبه با نان)، معنای «چهارشاخ خرمن‌کوبی» اصلاً نمی‌گنجد؛ کسی چهارشاخ را با نان نمی‌خورد! پس آنجا قطعا انگشبه (آن طعام خاص) درست است.

  2. اما در بیتِ مربوط به نیشابور (دهی دیدم بس خوب...)، حق با دهخداست؛ آنجا صحبت از انگشته (ابزار) است.

۳. تفاوت در «انگشته» به معنای برزیگر صاحب ثروت

دهخدا بر اساس برخی نسخه‌های خطی، «انگشته» را صفت برای خودِ برزیگر هم آورده است. اما عباس اقبال در حواشی خود اشاره می‌کند که این یک «تعبیر ثانوی» است. یعنی به دلیل اینکه آن کشاورز «انگشته‌های» (چهارشاخ‌های) زیادی داشته، مجازاً به خود او هم انگشته گفته‌اند.

خلاصه چالش متنی:

مشکل اصلی از آنجا ناشی شده که در نسخه‌های خطی لغت‌فرس اسدی توسی، این دو لغت گاهی ذیل یک مدخل آمده‌اند یا جای شواهد شعری آن‌ها با هم عوض شده است:

  • دیدگاه دهخدا: تمایل دارد واژه را «انگشته» (ابزار کشاورزی) بداند و حتی در بیت‌های مربوط به غذا، آن را با تکلف به معنای دیگری توجیه کند.

  • دیدگاه علی‌اشرف صادقی: معتقد به تفکیک دقیق است؛ او می‌گوید ما دو واژه داریم: یکی انگشته (افزارِ بباد دادن خرمن) و دیگری انگشبه (طعام پختنی). او تأکید دارد که در بیتی که شما از رودکی نقل کردید، قطعاً منظور همان ابزار کشاورزی است، اما نباید آن را با «انگشبه» در اشعار دیگر اشتباه گرفت.

نتیجه اینکه: شما به درستی دست روی تناقض میان لغت‌نامه‌های سنتی و تصحیحات مدرن گذاشتید. دهخدا با نگاه جامع‌الاطراف خود سعی کرده «انگشته» را واژه محوری قرار دهد، اما صادقی با نگاه زبان‌شناختی، «انگشبه» را به عنوان یک واژه مستقلِ فراموش‌شده (در معنای خوراک) احیا کرده است. بنابراین، در بیت «نشابور»، نظر دهخدا (انگشته/ابزار) کاملاً استوار است.