۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

گل کبود چو برتافت آفتاب بر اوی ز بیم چشم نهان گشت در بن پایاب. خفّاف.

 درباره «خفاف» که در کتاب لغت فرس اسدی طوسی (به تصحیح پاول هرن) از او یاد شده، اطلاعات بسیار اندک و محدودی در دست است. در واقع، او یکی از ده‌ها شاعری است که نام و اشعارشان تنها به واسطه کتاب اسدی از گزند روزگار محفوظ مانده است.

در ادامه، جزئیات آنچه از او می‌دانیم آورده شده است:

۱. جایگاه در لغت فرس

اسدی طوسی در لغت فرس، برای تبیین معنای واژگان از شاهد‌مثال‌های شعری استفاده کرده است. نام خفاف (یا در برخی نسخه‌ها خفاف مجلدی) به عنوان گوینده برخی از این ابیات ذکر شده است. او در زمره شاعران دوره‌های نخستین شعر فارسی (قرن چهارم هجری) قرار می‌گیرد که احتمالاً در حوزه خراسان یا ماوراءالنهر می‌زیسته است.

۲. هویت و نام

برخی از تذکره‌نویسان و پژوهشگران (مانند هرن در تعلیقات خود) احتمال داده‌اند که او «خفاف مجلدی» باشد. صفت «مجلدی» نشان می‌دهد که وی یا به حرفه صحافی و جلدسازی کتاب اشتغال داشته و یا خاندان او به این پیشه مشهور بوده‌اند. این امر در میان شاعران آن عصر (مانند جوهری، عطار یا نانوا) که نامشان با حرفه‌شان گره خورده بود، بسیار رایج بود.

۳. سبک و محتوای اشعار

اشعار به‌جای‌مانده از او در لغت فرس، نشان‌دهنده سبک خراسانی و ویژگی‌های زبانی سده چهارم است:

  • زبان ساده و کهن: استفاده از واژگان اصیل فارسی که در آن دوران هنوز تحت تأثیر شدید زبان عربی قرار نگرفته بودند.

  • قالب شعری: قطعاتی که از او نقل شده عمدتاً در قالب قصیده یا قطعه هستند.

۴. اهمیت تصحیح پاول هرن

پاول هرن در اواخر قرن نوزدهم (۱۸۹۵ میلادی) با تصحیح این اثر، نام شاعرانی چون خفاف را دوباره به دنیای ادبیات بازگرداند. هرن در فهرست شاعران پایان کتاب، به بیتی از خفاف اشاره می‌کند که در آن واژه‌ای خاص (مانند «کلب» به معنای نوعی خار یا قلاب، یا واژگان مشابه در حرف «کاف») به کار رفته است.