۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

 

.
پای توطئه در میان است!
وقتی در یک بحران پای موساد در میان باشد، باید به خیلی چیزها شک کرد!
منظورم این نیست که این سازمان قدرقدرت است، بلکه استفادهٔ آن از ابزارها و علائم معکوس، فضا را بسیار آلوده و غبارآلود و گمراه‌کننده می‌کند!
برای جوامعی که افرادی فاقد دانش حقیقی اما در عين حال بسیار متعصب و متصلب بخش مهمی از روندهای سیاسی هستند، معکوس‌گرایی موساد واقعاً دردسرآفرین است.
سال پیش من به رضا پهلوی و هواداران او بارها هشدار دادم که با طناب موساد وارد چاه براندازی نشوند چون ممکن است در سناریویی به کار گرفته شوند که خودشان هم از ابعاد پیچیده و پنهان آن بی‌اطلاع باشند.
واکنش آنها حجم عظیمی از توهين و تهدید بود.
موساد ظاهراً استفادهٔ خود را از آقای پهلوی کرده و اینک در حال به خدمت گرفتن گروهی در داخل کشور است که از قضا خود را ضداسرائیلی‌ترین نیرو معرفی می‌کند! این لزوماً به معنای آگاهی این افراد از سناریوهای پیچیدهٔ توطئه‌آمیز موساد نیست، اغلب ناآگاهانه در آن نقش بازی می‌کنند!
اینکه پدران ما در پشتِ هر تحول منفی یا مثبتی دست بریتانیا را می‌دیدند و ما آنها را مسخره می‌کردیم خیلی هم بدون زمینه نبوده است!
من البته هیچگاه حامی تئوری توطئه به عنوانِ سرمشقی برای تحلیل مسائل سیاسی نبوده‌ام، اما هیچگاه پروژه‌های سیاسی توطئه‌آمیز به صورت منفرد را رد نکرده‌ام.
بدبختانه کشور ما در معرض توطئهٔ پیچیدهٔ موساد است و خنثی کردن آن، دانش و آگاهی و سلامت‌نفس بسیاری را طلب می‌کند.
سلامت‌نفس، دشمن تعصب‌ کور و پافشاری‌ هیستریک در امور پیچیده است. کسانی که این دو سیئه را دارند، سلامت‌نفس لازم را ندارند و در نتيجه ابزار توطئه‌گران می‌شوند.