۱۴۰۳ آبان ۱۹, شنبه

فصل یکصد و یازدهم موبی دیک ملویل، اقیانوس آرام

 

  کَس نداند، چه لَطیف معمایی در این دریاست که گوئی جنبش هایِ ملایم[1] مهیبَ ش حاکی از روحی نهان در زیر است؛ مانند آن حرکات افسانه چمن اِفِسِس فراز مدفون قدیس[2] یوحنای انجیلی[3].  پاسخ این است که در این مَراتِعِ دریایی، غلتان مرغزارهای آبی عظیم و گور[4]بی نوایان هر چهار گوشه عالم، باید هم موج ها پیوسته بالا و پایین رفته جزر و مد کنند؛ زیرا در اینجا میلیون ها سایه و اندوه، آمال، خوابگردی ها واوهام غرق شده به هم آمیخته و هرآنچه اَعمار و ارواح خوانیم، همچنان آرمیده رویا بینند و بینند و چون خفتگان در بستر خود غلتند و موجه های هماره غلتان را، هیچ محرکی جز بی قراری آنان نیست.



[2] - آن حرکات افسانه چمن اِفِسِس: طبق افسانه قدیس یوحنای انجیلی مدفون در اِفِسِس واقع در ترکیه امروزی درواقع  نمرده و صرفا به انتظار رستاخیر خوابیده. می‌گفتند زمین روی قبر با نفس‌هاش بالا و پایین می‌رود، همچون لحافی که روی شخص خوابیده انداخته باشند.