۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

همی نسازد باداغ عاشقی صبرم چنان کجا بِنَسازد بَنانج باز بَنانج. شهید بلخی. معمای گولانج که تاکنون کس پیگیر نشده بود.

 نکته‌ای که در این متن و بیت به آن اشاره کرده‌اید، یکی از بخش‌های بسیار ظریف و در عین حال چالش‌برانگیز در تصحیح متون و فرهنگ‌های کهن فارسی (به ویژه لغت فرس اسدی توسی یا بخش‌های بازمانده از فرهنگ قطران) است.

عبارت «یکدیگر را گولانج و وَسنی خوانند» نمونه‌ای عالی از تصحیف (غلط خوانی یا غلط نویسی کاتبان) است که به درستی جلو آن علامت [کذا] آمده است.

در ادامه، واژه‌شناسی و تحلیل این مدخل را با هم بررسی می‌کنیم:


۱. تصحیح واژهٔ «گولانج» به «هووش» یا «هم‌وسنی»

در زبان فارسی، به دو یا چند زن که همسر یک مرد باشند، «وَسنی» یا «هوّو» (در متون کهن: هموسنی یا هوونج/هووج) می‌گویند.

شکل درست کلمه‌ای که کاتبان آن را به اشتباه «گولانج» ثبت کرده‌اند، به احتمال زیاد «هُوونْج» (Hovonj) یا «هَووج» بوده است. در خط کوفی یا نسخ بدون نقطه‌گذاریِ کهن:

  • واج «هـ» در ابتدای کلمه با «گـ» یا «کـ» اشتباه شده است.

  • واج «و» با «و» مشترک بوده است.

  • حروف «ن» و «ج» در انتها، به دلیل جابجایی نقطه‌ها، اصطلاحاً به شکل «لانت»، «لانج» یا «لانج» خوانده و نوشته شده‌اند.

بنابراین، عبارتِ درست در اصل چنین بوده است: «یکدیگر را هُوونج (هوّو) و وَسنی خوانند.»

۲. معنای «بَنانج» یا «بَناج»

این واژه نیز در متون لغوی به صورت‌های مختلفی ضبط شده است، اما با توجه به توضیحی که دادید (مردی که دو زن دارد)، اشاره به وضعیتی دارد که مرد دارای دو همسر است. در برخی فرهنگ‌ها این واژه را به صورت «بَناج» یا «بُناج» نیز آورده‌اند که به همان معنای مردِ دو زنه یا پیوند میان دو زنِ یک مرد (هووگری) است.

۳. بررسی شعر شهید بلخی و حاشیهٔ «سپهبد»

بیتی که از شهید بلخی نقل کرده‌اید:

همی نسازد با داغ عاشقی صبرم...

این بیت در فرهنگ‌های کهن معمولاً به عنوان شاهد مثال برای واژهٔ دیگری آمده است که کاتبان یا مصححان آن را ذیل این مدخل گنجانده‌اند.