پیروی صفت مرکب پدرسوخته که (در مصر باستان اگر کسی از کسی پولی وام میگرفت و بدهکار میشد ضمانت بدهی جسد مومیایی پدرش بود و اگر نمیپرداخت طلبکار حق داشت مومیایی پدر را بسوزاند. به این دلیل کسی که از نظر مالی بدهکار و ورشکست بود پدرسوخته نامیده می شد ر.ج به پدر سوخته) پدر کسی را در آوردن هم به معنی در آوردن پدر مومیایی فرد بدهکار از تابوت میباشد.
ریشه این اصطلاح در اصل به دوره صفویه بر میگردد که از جمله فجایع آن دوران این بود که جسد ها را از قبر در می آوردند از جمله قبر ابونعیم اصفهانی را نبش کردند قبر ابوحنیفه کوفی را و مرقد عبدالرحمن جامی را ابتدا آتش زدند و سپس قبرش را نبش کردند اما از آنجا که پسر وی حدس میزد که چنین بلایی ممکن است بر سر جسد پدرش در آورند جسد پدر را به محل دیگری منتقل کرده بود. (ر . ک :تاریخ نگارستان، متن، ص: 362 ،قاضی احمد غفاری، کتابفروشی حافظ_تهران ... کتاب «نشتر عشق» از حسینقلی خان عظیم آبادی نسخنۀ انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم اوزبکستان شمارۀ 2096 ، برگ 736 -737 ؛ الشقائق النعمانیه ص294 چاپ مصر ؛ همچنین : اسناد و مکاتبات تاریخى از تیمور تا شاه اسماعیل، متن، پاورقی ص: 406 ،عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب_تهران،ط1 و تاریخ اجتماعى ایران، بخش1ج8، ص: 596 ؛ تاریخ ایلچى، نظام شاه، متن،(تعلیقات) ص: 339 ، خورشاه بن قباد ؛ تعلیق از محمد رضا نصیری) قبر یعقوب پادشاه را در تبریز نبش کرده استخوانهایش را سوزاندند … همچنین در شروان نیز قبرهای زیادی را نبش کردند ، حسین افندی می گوید: «.... مدارس و مساجد و مشاهد اخبار و معابد ابرار را خراب کردند و مزار متبرک امام همام ابو حنیفۀ کوفی و شیخ الشیوخ عبدالقادر گیلانی و شیخ ابو اسحق کازرونی و شیخ محمد صابونی همدانی و صاحب «کتاب الانوار» مولانا یوسف اردبیلی و امثال آنها چندین صاحب کمالان را نابود کرده و تودۀ تراب گردانیدند.» (به نقل از : مجلۀ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد ، پاییز 1351 ، شمارۀ سوم ، ص 789 – 790 ، نوشتۀ شریف سعد الله) . به همین خاطر این لفظ در گویش فارسی مرسوم شد و معمولا چنین می گویند : پدرت را در میارم پدر سوخته … که صحبت از نبش قبر و سوزاندن انسان هر دو یکجا دارد . پناهی سمنانی نیز می گوید: «زندگان را به گور کرده و مردگان را از گور بیرون کشید.» دکتر باستانی پاریزی نیز می نویسد: «از کارهای عجیب شاه اسمعیل،سوختن دشمنان است،کاری که ساختن کله منار را در مرو و نبش قبور ملوک دیار شیروان و باکو،و سوختن استخوانهای آنان را در آتش انتقام، به عهدۀ فراموشی میسپارد.....» (مجلۀ یغما ص 376-377 ؛مهرماه 1345 ؛شمارۀ 219 ، عنوان:« جزر و مد سیاست و اقتصاد در امپراطوری صفویه1») معذرت اگر طولانی شد.
