«شاندن» (شَندَن) در فارسی به معنای شانه کردن مو یا شانه زدن، حلاجی کردن پشم، نشان کردن و علامت گذاشتن، و همچنین عنوان مخفف نشاندن (چیزی را در جایی قرار دادن) استفاده میشود و در شعر به معنای زینت دادن یا آرایش کردن نیز به کار میرود.
معانی اصلی و کاربردها:شانه زدن و آرایش: رایجترین معنی، که به شانه کردن مو یا زینت دادن (مانند شانه کردن زلف) اشاره دارد، مثل «جعد ملک میشاند» (زلف شاه را شانه میزند).
حلاجی کردن: جدا کردن الیاف پشم از هم با وسیلهای شبیه شانه.
نشاندن (مخفف): در برخی متون قدیمی به معنای قرار دادن یا نشاندن.
نشان کردن: علامت و نشانی گذاشتن.
پاشیدن: به معنی پخش کردن یا پاشیدن (مانند خاک یا غبار).
مثال در شعر:"جهان به آب وفا روی عهد میشوید / فلک به دست ظفر جعد ملک میشاند" (انوری): فلک زلفهای شاه را شانه میزند.
"شاند از روی زمین هر چه غبار محن است" (امیرخسرو): هر چه غبار اندوه است از روی زمین میزداید/میپاشد. AI
