۱۴۰۴ دی ۲۶, جمعه

چو راهی بباید سپردن بِگام بود راندن و تعبیه بی نظام نقیبان ز دیدن بمانند کند گر ایشان همیشه نباشند غَند.


«نقیب» به معنی «بزرگ قوم»، «سرپرست»، «رئیس گروه»، «سالار» یا «ضامن» است و به رهبر یا متصدی امور گروهی خاص در تاریخ اسلام و دوران صفوی تا قاجار اشاره دارد، همچنین در متون مذهبی (مانند قرآن) برای سران قبایل (نقیبان بنی‌اسرائیل) به‌کار رفته است.
معانی اصلی:پیشوا و رهبر: مهتر قوم، رئیس، سالار، سرپرست.
ضامن و کفیل: کسی که مسئولیت گروهی را به عهده دارد.
کاربردها:در تاریخ: در دوره‌هایی مانند صفوی و قاجار، به ریاست نقالان، معرکه‌گیران، مداحان یا معاون کلانتر گفته می‌شد.
در مذهب: در قرآن (سوره مائده) به ۱۲ نقیب بنی‌اسرائیل اشاره شده که رهبران و مرجع امور دینی و دنیایی قوم خود بودند.
در نظامی: در تشکیلات نظامی (مانند ایوبیان) نیز به معنای افسر یا فرماندهی به‌کار رفته است.
به طور خلاصه، نقیب فردی است که ریاست، سرپرستی یا نظارت بر گروهی از مردم را بر عهده دارد.