«قرآنِ کشکی» در برابر «قرآنِ امینالسلطانی» به یک واقعهی تاریخی و سیاسی در عصر قاجار اشاره دارد که ریشه در رقابتهای درباری و تزویرهای سیاسی آن زمان دارد.
به طور خلاصه، این اصطلاح به ترفندی اشاره میکند که میرزا علیاصغرخان امینالسلطان (صدراعظم ناصرالدینشاه) برای فریب دادن رقیب سیاسیاش، میرزا نظامالدین خان مهندسالممالک، به کار برد.
ریشهی تاریخی و ماجرا
امینالسلطان برای اینکه وفاداری رقبای خود را بسنجد یا آنها را با خود همراه کند، مجلسی ترتیب میداد و قرآنی را پیش میآورد تا به آن قسم بخورند.
۱. قرآن امینالسلطانی: این همان قرآن واقعی و مجللی بود که در ظاهر برای سوگند یاد کردن استفاده میشد تا جنبهی شرعی و اخلاقی به پیمانها بدهد.
۲. قرآن کشکی: اما ماجرا از این قرار بود که امینالسلطان دستور داده بود جعبه یا جلدی مشابه جلد قرآن بسازند و داخل آن را به جای صفحات کلامالله، با کشک (یا به روایتی قطعات چوبی و اشیای بیارزش) پر کنند.
معنا و کاربرد اصطلاح
وقتی گفته میشود «فلان چیز قرآنِ کشکیِ مقابلِ امینالسلطانی است»، منظور موارد زیر است:
تزویر و ریاکاری: استفاده از ظواهر مذهبی برای رسیدن به مقاصد پلید سیاسی.
پیمانشکنی بیدغدغه: امینالسلطان با این کار میخواست به طرف مقابل بفهماند که سوگند خوردن بر این «قرآنِ» ساختگی، برای او هیچ مسئولیت شرعی و اخلاقی ایجاد نمیکند و هر زمان بخواهد میتواند پیمانش را زیر پا بگذارد.
پوچ بودن ادعا: اشاره به چیزی که ظاهرش بسیار مقدس و جدی است، اما باطنش توخالی، بیارزش یا مایه استهزاء است.
در ادبیات سیاسی
این داستان را معمولاً برای نشان دادن فساد اداری و اخلاقی در اواخر دوران قاجار نقل میکنند؛ زمانی که حتی مقدسات ملعبهی دست سیاستمداران برای فریب یکدیگر شده بود. مهندسالممالک نیز بعدها با تلخی از این واقعه یاد میکرد که چگونه صدراعظم با یک «جعبهی کشک» او را فریب داده است.
