حکیم کاظمای تونی (معروف به حکیم کاظم تونی)، از سخنوران و شاعران کمتر شناختهشده اما بسیار ظریفطبع و نکتهسنج اواخر عصر صفوی (قرن یازدهم هجری) است. خاستگاه او شهر تاریخی تون (فردوس امروزی در خراسان جنوبی) بود؛ خطهای که در آن دوران، شاعران و ادیبان پرشماری را در آغوش خود پرورش داد.
در منابع تذکرهنویسی و متون بیوگرافی شیعه، جزئیات جالب و پراکندهای درباره زندگی و آثار او ثبت شده است:
۱. مهاجرت به شبهقاره هند
او مانند بسیاری از شاعران و دانشمندان عصر صفوی که برای کسب رونق ادبی، تحقیق، یا یافتن حامیان سخنشناس به دکن یا دربار مغولان کوچ میکردند، عازم هندوستان شد. در تذکرههای آن دوران نقل شده که وی مدتی را در هند سپری کرد و با استقبال مواجه شد.
۲. آثار و منظومههای حماسی
بزرگترین ویژگی ادبی حکیم کاظم تونی، گرایش او به سرودن حماسههای تاریخی و جنگنامهها به نظم فارسی بود. از مهمترین قلماندازهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
جنگنامه سلطان جلالالدین منکبرنی: آقابزرگ تهرانی در کتاب ارزشمند الذریعة إلی تصانیف الشیعة (جلد نهم، صفحه ۴۰۲) و به نقل از تذکره نصرآبادی صراحتاً ذکر میکند که حکیم کاظم در هند، غزوات و نبردهای سلطان جلالالدین خوارزمشاه (منکبرنی) در برابر مغولان را به رشته نظم درآورده است. این اثر نشاندهنده تسلط او بر شعر حماسی و بحور متناسب با آن (مانند بحر متقارب) است.
دیوان اشعار: او علاوه بر مثنویهای حماسی و تاریخی، دیوانی حاوی غزلها، قطعات و تکبیتهای طنزآمیز و هجو داشته که بیت معروف «یابو و عنکبوت» نمونهای از همین دست اشعار منتقدانه و ظریف اوست.
۳. سبک شعری
نگاه حکیم کاظم تونی به پدیدهها، آمیخته با نوعی کاریکاتور تند و تیز زبانی (غلو طنزآمیز) است. او در زمانهای میزیست که سبک اصفهانی (هندی) با جزئینگریها و تصویرسازیهای غریبش در اوج بود. وقتی او بیحرکتی اسبش را به تنیدن تارعنکبوت بر روی موی حیوان تشبیه میکند، دقیقاً از همان نازکخیالیها و مضمونسازیهای رایج عصر خود بهره میبرد تا وضع معیشتی یا ابزار سفر یک شاعرِ مهاجر را به ریشخند بگیرد.
حکیم کاظم تونی نمونهای از آن دسته حکما و شاعران خراسان بزرگ است که اگرچه دیوان جامع و مستقلی از آنها به صورت گسترده چاپ نشده، اما تکبیتها و اشارات حماسیشان در بطن تذکرهها و فرهنگهای لغت (مثل آنندراج و دهخدا) به عنوان سند متقن زبانی و ادبی باقی مانده است.
