دَند- ابله بی باک خودکامه باشد. بوشکور گفت :
پری چهره فرزند دارد یکی
کزو شوختر کم بود کودکی
مر او را خِرَد نی و تیمار نی
بشوخیش اندر جهان یار نی
شد آمدَش بینم سوی زرگران
هماره ستوهند ازو دِلگِران
بخواند آنگهی زرگر دند را
زهمسایگان هم[1]
تنی چند را
لبیبی گفت :
اندرین شهر بسی ناکس بر خاسته اند
همه خرطبع و همه احمق و بی دانش و دند.
