در این بیت از «لبیبی» (شاعر اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری)، واژگان در یک سیاق هجوآمیز، تحقیرکننده و سرشار از طعنه به کار رفتهاند.
در لغتنامهها (از جمله همان لغتنامه دهخدا که متن را از آن نقل کردهاید)، برای واژه «دول» در این بیت و سیاقهای مشابه، دو معنای اصلی و نزدیک به هم متصور است:
۱. معنای کنایی و رایجتر: نادان، ابله و سفیه
در زبان فارسی قدیم (بهویژه در اشعار سبک خراسانی و هجوها)، «دول» در کنار واژههایی مثل «گول» به معنی انسان احمق، نادان، سادهلوح و بیخرد به کار میرفته است.
ترکیب «گول و دول» یک صفت مرکب یا تباعی (مثل تار و مار یا لت و پار) برای تأکید بر غایت نادانی و بلاهت شخص است. شاعر میگوید: تو هم گول (احمق) هستی و هم دول (ابله).
۲. معنای عامیانه و رکیک: آلت تناسلی مردانه
با توجه به نسخه بدل و حاشیهای که در انتهای پیام خود ذکر کردید (که در آن «لِنگ» را به معنای آلت تناسلی گرفته است)، معنای دوم واژه «دول» نیز کاملاً در شعر همخوانی پیدا میکند. در گویشهای فارسی و زبان عامیانه، «دول» به معنی آلت تناسلی است.
اگر این معنا مد نظر باشد، شاعر در چرخهای از دشنامها و تحقیرهای فیزیکی و جنسی، طرف مقابل را به سخره گرفته است تا او را بیمقدار و مایه تمسخر جلوه دهد.
بررسی کلی بیت برای درک بهتر معنا:
شاعر در این دو بیت، مجموعهای از صفات نقص عضو، قومیتها (که در قدیم گاهی در هجوها به غلط برای تحقیر به کار میرفت) و صفات زشت را به مخاطب نسبت میدهد تا او را کاملاً ترور شخصیت کند:
کور: نابینا
لوچ: دوبین یا چشمچپ
کوچ و بلوچ: اشاره به آوارگی، بیابانگردی یا سرکشی (در نگاه هجوی قدیم)
گول: احمق و فریبخورده
دول: سفیه و ابله / یا آلت تناسلی (با توجه به قرینه «لنگ»)
بابت لنگ: مستحق و سزاوار لنگ بودن (یا فردی که با نقص پا یا آلت تناسلی شناخته میشود)
نتیجهگیری: به احتمال بسیار زیاد، شاعر با انتخاب واژه «دول» یک ایهام یا ذوالوجهین هوشمندانه ایجاد کرده است؛ هم قافیه و همراهی صوتی فوقالعادهای با «گول» دارد (به معنی احمق و ابله)، و هم با توجه به فضای هجو و اشاره به «لِنگ» در مصراع بعد، معنای رکیک و انداموار آن را به ذهن متبادر میکند تا تحقیر مخاطب را به اوج برساند.
