مرد کل- کل بود و تا توان داشت، هیچ نقد، هجمه یا طعنه ای را بی پاسخ نمی گذاشت. منصف بود و به عنوان یک آذربایجانی که لهجه ترکی را هم به دست عمل جراحی نسپرده بود، با سرسختی با « آموزش به زبان مادری» مخالف بود و آنرا مقدمه تجزیه ایران می دانست. یک اصلاح طلب ناب و اصیل و بی تردید معلم خیلی از اصلاح طلبان بود. سوسیال- دموکرات مومنی بود که شیطنت توده ای را ، مثل ته لهجه ترکی ، حفظ کرده بود. به مفهوم دقیق کلمه یک فرهیخته بود که دامنه دانش و توانایی اش هرگز به سیاست محدود نماند.
در آخر کمتر کسی را دیده ام که به اندازه او عاشق بیقرار ایران بوده باشد. یادش در نزد من عزیز است! گرامی باد یادی که شایسته بهترین درود هاست.
بابک امیر خسروی امروز و چند هفته بعد از تولد ۹۹ سالگی با زندگی وداع کرد، بدون آنکه آزادی ایران را ببیند
