بید خار بود، رودکی گوید: تن خشك بید ارچه باشد سپید تری و نرمی نباشد چو بید. واژگان پهلوی؟
این بیت زیبا و نغز رودکی، بر پایه تفاوت میان دو گونه درخت بید (خربید یا بیدِ سخت و خشک، در برابر بید معمولی یا بیدِ مجنون که نرم و انعطافپذیر است) پدید آمده و واژگان کلیدی آن ریشهای ژرف در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارند: [1]
۱. تن (تنه درخت):
- ریشه پهلوی: در زبان پهلوی دقیقاً به صورت tan به کار میرفت.
- نکته: در ضبط صحیحتر این بیت (بر اساس لغت فرس اسدی)، به جای «تنِ خشک»، واژه «تنِ خِنگ» آمده است: «تن خنگ بید ارچه باشد سپید...» که «خِنگ» در پهلوی (xēn/xēng) به معنی سفید، روشن یا اسب سفید است. [1]
۲. بید:
- ریشه پهلوی: این واژه در فارسی میانه به صورت wēd تلفظ میشد. در تحول به فارسی دری، حرف «و (w)» آغازین به «ب» دگرگون شده است.
۳. ارچه (اگرچه):
- ریشه پهلوی: ترکیبی است از agar (پهلوی: agar به معنی اگر) + čē (پهلوی: čē به معنی چه/زیرا).
۴. سپید:
- ریشه پهلوی: در زبان پهلوی به صورت spēd (یا asped) خوانده میشد که مستقیماً به فارسی دری رسیده است.
۵. تری:
- ریشه پهلوی: واژه «تر» در پهلوی به صورت tar یا tarr به معنی نمناک، شاداب و تازه روان بود که با پسوند اسمساز به «تری» تبدیل شده است.
۶. نرمی:
- ریشه پهلوی: واژه «نرم» در پهلوی به صورت narm به کار میرفت که به معنای لطیف و انعطافپذیر است.
۷. نباشد:
- ریشه پهلوی: ریشه فعلی «بودن» در پهلوی būdan است و ساختار منفی آن با پیشوند منفیساز nē به صورت nē bavēd (نمیباشد/نخواهد بود) به کار میرفته است.
۸. چو:
- ریشه پهلوی: مخفف «چون» است که در فارسی میانه به صورت čon یا čūn (برآمده از čiyōn اوستایی) به عنوان ادات تشبیه به کار میرفت.
آیا تمایل دارید تفاوت معنایی واژگانی مانند خِنگ (سپید) را در متون پهلوی و تطبیق آن با اشعار دوره سامانی بیشتر بررسی کنیم؟
