
سه معمارِ طوسی؛
درحالی که بیش از دویست سال پس از سلطه اعراب، زبان فارسی در مکاتبات و مناسبات دولتی و علمی دیگر کاربرد نداشت و رفته رفته به فراموشی سپرده میشد، به لطف توجه پادشاهان سامانی بار دیگر زبان فارسی به جایگاه شایسته خویش بازگشت. شاعران و سخنوران خراسانی در سده سوم و چهارم، از طریق شکل دادن و ترتیب شعرِ نوپایِ فارسی نقش بسیار مهمی در این امر داشتند. آنچه ایشان پی نهادند، تبدیل به بنیان شعر نوپارسی و مرجع شاعران سده های بعد گردید و بنای رفیعِ شعر کمال یافته فارسی بر نوشتهها و سرودههای ایشان پای گرفت. از بین این بزرگان، سه مرد طوسی سهم ویژه ای در احیای زبان و فرهنگ باستانی ایرانیان داشتند:
• دقیقی طوسی، که اگرچه در جوانی از دنیا رفت ولی با سرودن حدود هزار بیت مثنوی حماسی در مورد پادشاهی گشتاسب و به پیغمبری آمدن زردشت، نتنها سنگ بنای شاهنامه را استوار کرد، که بواسطه گرایش به تفکر زردشت، به نوعی روحیه ملی - آیینیِ باستان را در بین سخنورانی که بعدها پیرو او شدند زندهکرد.
• فردوسی طوسی، که پیکر شعر فارسی را بواسطه شاهکار بی مانند خود «شاهنامه» شکل داد و فرهنگ و زبان باستانی را جان دوباره بخشید. او کار ناتمام دقیقی را به بهترین شکل ممکن به انجام رسانید و چنان بیآهوی و شایسته سرود، که بحق پیغمبر جاودانِ زبان فارسی نام گرفت.
• اسدی طوسی، که بنایِ بلند فردوسی را به زیور دانشِ نظامیافته آراست و واژههای مهجور و فراموششده را باردیگر به زبان فارسی بازگرداند و با نگارش نخستین لغتنامه فارسی با نام «لغت فرس اسدی» که بنوعی مکمل حماسه «گرشاسب نامه» او بود، کار ساخت این بنا را به اتمام رسانید.
اگر شعرِ نوپارسی را در ظهور، به کردارِ بنایِ بلندی ببینیم، دقیقی پایه آن، فردوسی بدنه آن و اسدی زیورِ آن است و هرآنچه امروز از این بنا برای ما به یادگار مانده، بی گمان وامدارِ تلاش این سه معمارِ طوسی ست.
