در گراميداشت سالگرد تولد مهدى اخوان ثالث
با مرگ مهدی اخوانثالث، یکی از طرفهترین گویندگان نوپرداز ایران از میان ما رفت... من اگر شعرهای همه معاصران را خوانده بودم، شاید این جرئت را بهخود میدادم که بگویم اخوان قابلترین نماینده شعر این دوران بود... خصوصیت وی آن بود که قدیم و جدید را با هم پیوند کرده بود. آبشخورش از برکه عظیم ادب فارسی بود و درعینحال خود را به «نوی» سپرده بود، بدانگونه که بر در هیچ گذشتهای نمیایستاد.
«دکتر اسلامى ندوشن»
#مهدى_اخوان_ثالث شاعر بزرگ معاصر، مردی وطندوست بود که زندگی خود را وقف شعر اجتماعی و به تصویر کشیدن جامعه روز ایران با زبانی نمادین کرد. شعر او آینه حوادث سیاسی - اجتماعی ایران در دوره زندگی شاعری است که دلبسته آیینهای ملی ایران بود و ردپای آن در اشعار وی به وضوح دیده میشود. اخوان ثالث را بهعلت کاربرد نمادهای ملی و میهنی و دلبستگی به فرهنگ باستانی ایران و لحن حماسی شعر، «فردوسی ثانی» نیز لقب دادند.
مهدی اخوان ثالث دهم اسفندماه سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در توس متولد شد. پدرش علاوه بر آنكه دکه عطاری داشت و به طبابت سنتی مشغول بود؛ به اشعار فردوسی، سعدی و حافظ نیز علاقه نشان میداد و مادرش ،مریم ،خانهدار بود.
مهدی اخوان ثالث به موسیقی علاقه داشت و پنهان از پدر به تمرین تار میپرداخت، همچنین با دستگاههای ماهور، همایون و ترک افشاری نیز آشنا بود.شور موسیقی بهتدریج جای خود را به اشتیاق به شعر داد و او به شعرسرایی روی آورد. شعرهایی را که میسرود لای کتاب پدر میگذاشت تا ببیند و از هنر فرزند آگاه شود. پدر اخوان ثالث شعرهای مهدی را نزد دوست خود برد که از فضلای مشهد بود؛ او برای تحسین، یک جلد کتاب «مسالک المحسنین» را به او اهدا کرد؛ کتابی با محتوای اندیشههای آزادیخواهانه که جوانان آن دوره از آن استقبال میکردند. تشویق وی و مطالعه محتوای کتاب، مهدی اخوان ثالث را به سرودن اشعار وطندوستانه ترغیب کرد.
مهدی تحصیلات دبیرستان را در رشته آهنگری هنرستان به پایان رساند و به آهنگری مشغول شد؛ اما بعد از مدتی کوتاه به تهران رفت تا به معلمی در مدارس اطراف تهران مشغول شود.مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۲۹ هجری شمسی با دختر عموی خود، ایران اخوان ثالث ازدواج کرد و صاحب ۶ فرزند شد كه دو تن از انان را از دست داد و از داغ فراغ آنها، آسیبهای روحی و روانی بسیار دید.
اخوان ثالث در سال ۱۳۳۱ به «پویندگان راه صلح» پیوست و با شعری که درباره مبارزات صلحجویانه سرود به جایزه شعر صلح دست یافت. او به اتفاق نیما یوشیج و چند تن از دیگر شاعران به هنگام کودتای ۲۸ مرداد به زندان افتاد. بعضی از آنها توبهنامه نوشتند و آزاد شدند؛ اما اخوان ثالث از این کار خودداری کرد و حدود یک سال از زندگی خود را در زندان قصر و قزل قلعه به سر برد. او بعد از آزادی تا پایان عمر از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت. اخوان ثالث برای امرار معاش مشغول نویسندگی در روزنامه و کار در رادیو شد؛ همزمان نیز در موسسات فرهنگی مشغول بود. بعد از مدتی به خوزستان رفت و برنامه ادبی تلویزیون اهواز را راهاندازی کرد.
اخوان ثالث در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و در رادیو و تلویزیون ملی ایران مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه ملی (شهید بهشتی)، دانشگاه تهران و تربیت معلم، شعر دوره سامانی و معاصر را تدریس میکرد؛ اما بعد از انقلاب ۵۷، بهعلت نارضایتی از کمتوجهی به تاریخ باستان و سنتهای ملی - میهنی ایران، به نقد این اندیشه پرداخت؛ سپس در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق از کار دولتی برکنار شد و ۹ سال پایانی عمر خود را بیهیچ منبع مالی به پایان برد.
اخوان ثالث در سال ۱۳۶۹ هجری شمسی از سوی خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعر به این کشور دعوت شد و با بسیاری از دوستان و همعصران خود ملاقات کرد. چند ماه بعد از بازگشت از سفر، در چهارم شهریور ماه همان سال، زندگی را بدرود گفت و طبق وصیت خودش، در توس و در جوار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
خانه اخوان ثالث در تهران که امروزه به خانه موزه تبدیل شده است، نشانی از زندگی ساده و بیتکلف این شاعر بزرگ دارد که فردوسی زمانه خود بود. اين خانه در خیابان زرتشت غربی قرار گرفته است و با ظاهری ساده و آجری، ویژگیهای معماری دوره پهلوی را در خود نهفته دارد.
در نقد اشعار اخوان ثالث مى توان گفت كه شعرسرایی اخوان ثالث به سه دوره «کلاسیک وطندوستانه»، «شعر نوی اجتماعی» و «شعر نو با مضمون طنز و عاطفه» تقسیم مى شود :
دوره اول : دوره کارهایی مانند «ارغنون» بود؛ سرودهای کلاسیک که به پویندگان راه آزادی تقدیم شد. او در این زمان که دوره جوانیاش بود، شعر را به سبک خراسانی و کهن دنبال میکرد.. اخوان ثالث تا سال ۱۳۳۱ شاعری کلاسیک با سبک خراسانی محسوب میشد و پختگی شعر او به حدی بود که طرفداران سبک خراسانی را به آینده او امیدوار میکرد؛ شاعری که با وجود جوانی، چیزی از ادیبان بزرگ کم نداشت. اشعار این دوره اخوان ثالث سرشار از خوشبینی، امید و مبارزهجویی است و آنها را به سبک رئالیسم اجتماعی سرود.
دوره دوم: از سال ۱۳۳۱ هجری شمسی آغاز شد. او از مدتها قبل شروع به سرودن شعر در قالب چهارپاره کرده بود، سپس به تقلید از نیما یوشیج، وزنها را شکست و به استفاده از تعابیر نو روی آورد. بعد از کمی تمرین، شعر زمستان را سرود که در جوامع ادبی، انقلابی نو تلقی شد و مانند سرودی ملی بر سر زبانها افتاد.
دوره سوم: دوره گرایش به قالبهای سنتی شعر فارسی بود. در این دوره که از سال ۱۳۵۰ هجری شمسی به بعد آغاز شد، اخوان علاوه بر شعر سنتی، شعرهایی به شیوه نیمایی نیز میسرود که آخرین آنها قطعه «ما، من، ما» بود که در مجله «دنیای سخن» چاپ شد. اخوان ثالث در این دوره رویدادها را بیشتر به زبان طنز مینوشت و خبری از درد در آنها نبود؛ در این دوره او با عاطفه و آرامش ذهن، گاهی شعرهایی میسرود که پر از مضامین فلسفی بودند.
از مهدى اخوان ثالث آثار زیادی بهجای مانده است که علاوه بر دفاتر شعر کلاسیک و نو، مقالات، داستانها، نقدهای ادبی و دیگر آثار متفرقه وی را نیز شامل میشود. آثار او بهترتیب عبارتاند از:
ارغنون
زمستان
آخر شاهنامه
از این اوستا
منظومه شکار
پاییز در زندان
عاشقانه ها و کبود
بهترین امید
زندگی میگوید: اما باز باید زیست...
در حیاط کوچک پاییز در زندان
دوزخ اما سرد
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
شب عیدی (داستانی به لهجه مشهدی)
آوردهاند که فردوسی
درخت پیر و جنگل
پیر و پسرش
نقیضه و نقیضه سازان
کتاب مقالات
بدعتها و بدایع نیما یوشیج
عطا و لقای نیما یوشیج
برگزیده اشعار
گزینه اشعار
شاملو مردی دوست داشتنی
مرد جن زده (داستان کوتاه)
گفتوگو با شاعران معاصر ایران
اوستایی دیگر

