۱۴۰۴ دی ۲۴, چهارشنبه

یافتی چونکه مال غره مشو چون تو بس دید و بیند این دیرند.






«دیرند» (Dyrand) واژه‌ای فارسی به معنی «مدت زمان دراز»، «کشش زمانی» یا «طول مدت» است که در اصطلاحات موسیقی به «ارزش زمانی نت» یا «میزان ادامه یافتن صدا» اطلاق می‌شود و همچنین به معنی «بادوام» و «پایدار» نیز به‌کار می‌رود.
کاربردها:موسیقی: میزان زمانی که یک نت موسیقی ادامه پیدا می‌کند (مثلاً کشش آرشه روی سیم ویولن).
عمومی: مدت دراز، فاصله زمانی، طول مدت یک رویداد.
صفت: بادوام، پابرجا، دیرکننده (مانند «دیرنده»).
مثال در شعر:"چو تو بس دید و بیند این دیرند." (رودکی)
«دهر» (Dahr) واژه‌ای عربی به معنای روزگار، زمان، دوران، و زمان دراز است و در فرهنگ‌های فارسی و اسلامی به مفاهیم عمیق‌تری چون عامل سرنوشت، زمان بی‌آغاز و بی‌پایان، یا دوره‌ی طولانی اشاره دارد و اغلب در کنار واژه‌هایی مانند «ابد» به کار می‌رود تا معنای ابدیت را برساند (مانند «ابد الدهر» به معنی تا ابد).
معانی اصلی:زمان، روزگار، زمانه، عصر، دوره: این رایج‌ترین معنای آن است.
زمان دراز (طولانی): به یک دوره طولانی یا مدت زمان نامحدود اشاره دارد.
سرنوشت و تقدیر: در فرهنگ عرب پیش از اسلام، به عنوان نیرویی که سرنوشت انسان را تعیین می‌کند، شناخته می‌شد.
زمان بی‌آغاز و بی‌پایان (فلسفی): در فلسفه اسلامی به معنای زمان مطلق یا ساحتی بین زمان و سرمد (جاودانگی) است.
کاربردها:در ادبیات: به عنوان استعاره‌ای از گردش ایام و گذر عمر.
در اصطلاحات: «علامه دهر» به کسی گفته می‌شود که خود را بسیار دانا می‌داند و نظرات دیگران را نمی‌پذیرد.
برابر پارسی:«روزگار» رایج‌ترین معادل فارسی برای «دهر» است.