اندرین شهر بسی ناکس برخاسته اند
همه خرطیع/خرطبع و همه احمق و بی دانش و دَند.
حکم رانان در دوران لبیبی هم!
AI Overview
عبارت «خرطیع» در ادبیات فارسی به معنای «خرِ فرمانبردار، رام و مطیع» است، که اغلب به عنوان استعارهای برای فردی سادهلوح، زودباور، یا کسی که بدون چون و چرا از دستورات پیروی میکند به کار میرود، و در متون «هجو» برای تحقیر یا تمسخر به کار میرفت.
توضیح بیشتر:«خر»: در ادبیات فارسی اغلب به عنوان نماد حماقت، کندی، یا باربری استفاده میشود، اما در اینجا با صفت «طیع» ترکیب شده.
«طیع» (مطیع): یعنی فرمانبردار، رام، و سر به زیر.
«خرِ طیع» (یا «خرِ طیع»): این ترکیب، فردی را توصیف میکند که هرچند ممکن است کمی کند یا نادان باشد، اما به سرعت و به آسانی حرف گوش میدهد و فریب میخورد. این اصطلاح در هجو و هجونامهها برای تمسخر حاکمان، افراد متملق، یا کسانی که بدون تفکر از کسی اطاعت میکردند به کار میرفت.
مثال کاربرد:
در متون هجوی، به فردی که به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد و از دستورات پیروی میکند، ممکن است گفته شود: "فلانی همچون خری است که هر چه بگویی گوش میدهد" یا به طور خلاصه "این خرِ طیع...".
