۱۴۰۴ دی ۲۴, چهارشنبه

مرد دینی رفت و آوردش کنند./ چون همی مهمان در من خواست کند. رودکی.



«کَنَند» از ریشه «کندن» به معنای «می‌کنند» یا «می‌کند» در برخی متون قدیمی است، اما در ارتباط با «کلنگ» به کار می‌رود که به ابزار کنده‌کاری (مانند کلنگ برای زمین) یا «درناسانان» (پرندگان) اشاره دارد و کلمه «کلند» نیز به معنای «کلنگ» و گاهی به ابزار باغبانی یا فال‌گیری قدیمی به کار می‌رود.

توضیح کامل‌تر:کَنَند (کندند/می‌کنند): این فعل، ریشه در «کندن» دارد. در اشعار قدیمی و برخی متون، ممکن است به صورت «کَنَند» به معنی «بکنند»، «حفر کنند» یا «بکَنَند» (از ریشه کندن) به کار رود.
کلنگ (کُلَنگ):ابزار کار: رایج‌ترین معنای آن، ابزار آهنی با دسته‌ای بلند است که برای کندن زمین، سنگ، یا کندن ریشه درختان استفاده می‌شود.
پرنده: به پرنده‌ای بزرگ و درازگردن از راسته "کلنگ‌سانان" (درناسانان) نیز گفته می‌شود که در فارسی رایج است (مانند درنا).
اصطلاح کبوتربازی: به جفت کبوتر در حال تخم‌گذاری که نر ماده را دنبال و به او نوک می‌زند، کلنگی می‌گویند.
کَلَند (اِ): در برخی متون به جای کلنگ استفاده شده و به همین معناست (ابزار کندن)، یا به چوبی که به قلاده سگ می‌بستند، یا ابزاری برای باغبانی و فال‌گیری قدیمی اشاره دارد.
خلاصه: در اینجا «کَنَند» به عملی اشاره دارد (کندن با ابزار)، و «کلنگ» هم ابزار آن است و هم نام پرنده‌ای که با آن شباهت دارد.