اینترنت داخلی ملی نخواهد شد
مگر با راه حل چین و روسیه
بندها را، پس از کشاکش های حکومتی بسیار، سرانجام از پای اینترنت در ایران باز کردند. آیا این گشایش بند از پا، همیشگی خواهد بود و یا دوام خواهد آورد؟ مطلبی که در ادامه میخوانید برای پاسخ به این سئوال نوشته شده است:
زمزمه شبکه اینترنت ملی در ایران به دو سال پیش بازمیگردد که جمهوری اسلامی با توجه به تجربه چین و روسیه نیاز جدیدی برای برقراری این شبکه حس کرد. اما از آنجایی که نگاه افکار عمومی به این شبکه ناشی از دیدگاه خودی و غیرخودی حاکمیت بود، بسرعت آن را مترادف با تحدید آزادیهای اجتماعی تعریف کردند و با اتفاقات خونین دیماه پارسال و قطع ناگهانی اینترنت و پس از آن، در دو جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که ایران در ایجاد شبکه ملی مجازی بیراهه رفته است.
آنچه در چین و روسیه محدودیت اینترنت تلقی میشود ارتباط و دسترسی کاربران به شبکههای جهانی است. چین برای تغییر این تعریف ضمن ایجاد بستری وسیع و توانمند یک اکوسیستم داخلی گاها قویتر از شبکه های غربی، توانست نیازهای داخلی کشور را برطرف کند. چین با ایجاد جایگزین هایی مثل بایدو، ویچت، تیکتاک و علی بابا توانست شبکههای جهانی مثل گوگل و یوتیوب و اینستاگرام و واتس اپ را از میدان خارج کند. چین همچنین با ایجاد شبکه مالی مجازی بسیار کارامد داخلی توانست ارتباط مالی مجازی با سیستم جهانی اینترنت را بلاموضوع کند.
روسیه نیز پس از جنگ اوکراین اینترنت را بشدت کنترل کرد، اما در ایجاد جایگزین های داخلی کاملا موفق نبود و لذا ناچار شد با قولنین سختگیرانه داخلی کاربران را از شبکه های جهانی دور کند. روسیه البته با تشکیل شبکه داخلی مثل یاندکس، VK یا روتیوب و غیره تا حدودی مسیر چین را دنبال میکند.
ایران میان این دو مسیر قرارگرفت. از طرفی با توجه به مسائل امنیتی پس از تجاوز امریکا و اسراییل ناچار به محدودیت های نوع روسی شد و از طرف دیگر با ایجاد شبکه های داخلی مثل روبیکا، بله ، شاد، آپارات و شبکه ادارای و بانکی داخلی و شبکه جستجوی داخلی، مدل چینی را دنبال کرد تشابهات میان ایران و روسیه باعث شد کنترل سختگیرانه اینترنت در هر دوکشور بیشتر عیان شود. اقتصاد روسیه تا چند سال پیش کاملا توسط الیگارش های مرتبط با اروپا اداره میشد و همان ها سنگ بنای اینترنت روسیه را در ارتباط با شبکه جهانی کذاشته بودند. هر برند روسی در پیوند با یک برند اروپایی وجود داشت و هر بیزنسی در پیوند با اروپا و یورو تعریف شده بود. همه خوش خیالی روس ها پس از جنگ اوکراین فروپاشید و روسیه تصمیم گرفت تا مسیر چین را بپیماید. از آنجایی که شبکه ای بسیار غنی در پشت معاملات مجازی روسیه قرار داشت حالا این شبکه در حال ایجاد یک شبکه روسی مستقر در دبی است. اینفلونسرها و دستاندکاران مالی شبکه های اینترنتی روسیه در دو سال گذشته دبی را جایی برای نجات معاملات خود پنداشته و در حال انتقال توانمندی های خود به دبی هستند. از بین روسها میتوان به استقرار "دوروف" مالک تلگرام در دبی و دریافت شهروندی امارات اشاره کرد که نقش رهبری انتقال شبکه های روسی به دبی را دارد.
ایران ناگزیر است مسیری مشابه چین و روسیه را طی کند ولی قبل از هر چیز باید به نگاه خودی و غیرخودی پایان دهد. اینطور نباشد که روزنامه دنیای اقتصاد که پیشقراول لیبرالهای داخلی است از هزاران شبکه مجازی برخوردار باشد و با اتصال به شبکه های غربی هر زمان که اراده کند یک برنامه اینترنتی با مجوز ارشاد از اخرین تحولات مالی نیویورک و اخرین نرخهای بازارهای مالی امریکا یا اتفاقات هالیوود به خورد بینندگان کشور بدهد و لنگرگاهای صرافی های خارج از کشور در فضای مجازی داخلی برقرار باشد ولی طیف وسیعی از دوست داران کشور که نگاه غربی و لیبرالی به موضوعات اقتصادی اجتماعی ندارند از حضور در فضای مجازی کشور محروم باشند. در ادامه این تبعض باید اشاره به ضعف و ناتوانی زیر ساخت های اینترنت داخلی کشور نیز اشاره کرد. تا این و مشکل حل نشوند، ملی شدن اینترنت داخلی یک رویاست! بقول معروف "آن مرغی که انجیز می خورد، نوکش کج است"
بندها را، پس از کشاکش های حکومتی بسیار، سرانجام از پای اینترنت در ایران باز کردند. آیا این گشایش بند از پا، همیشگی خواهد بود و یا دوام خواهد آورد؟ مطلبی که در ادامه میخوانید برای پاسخ به این سئوال نوشته شده است:
زمزمه شبکه اینترنت ملی در ایران به دو سال پیش بازمیگردد که جمهوری اسلامی با توجه به تجربه چین و روسیه نیاز جدیدی برای برقراری این شبکه حس کرد. اما از آنجایی که نگاه افکار عمومی به این شبکه ناشی از دیدگاه خودی و غیرخودی حاکمیت بود، بسرعت آن را مترادف با تحدید آزادیهای اجتماعی تعریف کردند و با اتفاقات خونین دیماه پارسال و قطع ناگهانی اینترنت و پس از آن، در دو جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که ایران در ایجاد شبکه ملی مجازی بیراهه رفته است.
آنچه در چین و روسیه محدودیت اینترنت تلقی میشود ارتباط و دسترسی کاربران به شبکههای جهانی است. چین برای تغییر این تعریف ضمن ایجاد بستری وسیع و توانمند یک اکوسیستم داخلی گاها قویتر از شبکه های غربی، توانست نیازهای داخلی کشور را برطرف کند. چین با ایجاد جایگزین هایی مثل بایدو، ویچت، تیکتاک و علی بابا توانست شبکههای جهانی مثل گوگل و یوتیوب و اینستاگرام و واتس اپ را از میدان خارج کند. چین همچنین با ایجاد شبکه مالی مجازی بسیار کارامد داخلی توانست ارتباط مالی مجازی با سیستم جهانی اینترنت را بلاموضوع کند.
روسیه نیز پس از جنگ اوکراین اینترنت را بشدت کنترل کرد، اما در ایجاد جایگزین های داخلی کاملا موفق نبود و لذا ناچار شد با قولنین سختگیرانه داخلی کاربران را از شبکه های جهانی دور کند. روسیه البته با تشکیل شبکه داخلی مثل یاندکس، VK یا روتیوب و غیره تا حدودی مسیر چین را دنبال میکند.
ایران میان این دو مسیر قرارگرفت. از طرفی با توجه به مسائل امنیتی پس از تجاوز امریکا و اسراییل ناچار به محدودیت های نوع روسی شد و از طرف دیگر با ایجاد شبکه های داخلی مثل روبیکا، بله ، شاد، آپارات و شبکه ادارای و بانکی داخلی و شبکه جستجوی داخلی، مدل چینی را دنبال کرد تشابهات میان ایران و روسیه باعث شد کنترل سختگیرانه اینترنت در هر دوکشور بیشتر عیان شود. اقتصاد روسیه تا چند سال پیش کاملا توسط الیگارش های مرتبط با اروپا اداره میشد و همان ها سنگ بنای اینترنت روسیه را در ارتباط با شبکه جهانی کذاشته بودند. هر برند روسی در پیوند با یک برند اروپایی وجود داشت و هر بیزنسی در پیوند با اروپا و یورو تعریف شده بود. همه خوش خیالی روس ها پس از جنگ اوکراین فروپاشید و روسیه تصمیم گرفت تا مسیر چین را بپیماید. از آنجایی که شبکه ای بسیار غنی در پشت معاملات مجازی روسیه قرار داشت حالا این شبکه در حال ایجاد یک شبکه روسی مستقر در دبی است. اینفلونسرها و دستاندکاران مالی شبکه های اینترنتی روسیه در دو سال گذشته دبی را جایی برای نجات معاملات خود پنداشته و در حال انتقال توانمندی های خود به دبی هستند. از بین روسها میتوان به استقرار "دوروف" مالک تلگرام در دبی و دریافت شهروندی امارات اشاره کرد که نقش رهبری انتقال شبکه های روسی به دبی را دارد.
ایران ناگزیر است مسیری مشابه چین و روسیه را طی کند ولی قبل از هر چیز باید به نگاه خودی و غیرخودی پایان دهد. اینطور نباشد که روزنامه دنیای اقتصاد که پیشقراول لیبرالهای داخلی است از هزاران شبکه مجازی برخوردار باشد و با اتصال به شبکه های غربی هر زمان که اراده کند یک برنامه اینترنتی با مجوز ارشاد از اخرین تحولات مالی نیویورک و اخرین نرخهای بازارهای مالی امریکا یا اتفاقات هالیوود به خورد بینندگان کشور بدهد و لنگرگاهای صرافی های خارج از کشور در فضای مجازی داخلی برقرار باشد ولی طیف وسیعی از دوست داران کشور که نگاه غربی و لیبرالی به موضوعات اقتصادی اجتماعی ندارند از حضور در فضای مجازی کشور محروم باشند. در ادامه این تبعض باید اشاره به ضعف و ناتوانی زیر ساخت های اینترنت داخلی کشور نیز اشاره کرد. تا این و مشکل حل نشوند، ملی شدن اینترنت داخلی یک رویاست! بقول معروف "آن مرغی که انجیز می خورد، نوکش کج است"
///////////////////
خیابان خواهان تغییر مسیر اقتصادی ایران است
هرنتیجه ای که از مذاکرات با امریکا گرفته شود، تغییری در خواست مهم و اقتصادی مردمی که در تمام دوران تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران که به جنگ 40 روزه رمضان معروف شده نخواهد کرد. این خواست که بتدریج در تجمعات شبانه شهرها تبدیل به عمده ترین شعار و پرچم نویسی ها شد، ضرورت اصلاحات اقتصادی، جلوگیری از ادامه طبقاتی شدن جامعه و کوتاه کردن دست غربگرایان درحکومت است. شعارها و خواست ها در تجمعات خیابانی اکنون روی همین ضرورت اساسی، یعنی تغییر ساختار اقتصادی کشور متمرکز شده است که نمونه آن را در دو عکس بالا می بینید.
ریشه این خواست و شعارهای شبانه باز می گردد به خواست های انقلاب 57 که اکنون بسیار عمیق تر و گسترده تر از آن دوران مطرح است. از جمله مبارزه با الیگارش ها و مافیاهای اقتصادی.
هرنتیجه ای که از مذاکرات با امریکا گرفته شود، تغییری در خواست مهم و اقتصادی مردمی که در تمام دوران تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران که به جنگ 40 روزه رمضان معروف شده نخواهد کرد. این خواست که بتدریج در تجمعات شبانه شهرها تبدیل به عمده ترین شعار و پرچم نویسی ها شد، ضرورت اصلاحات اقتصادی، جلوگیری از ادامه طبقاتی شدن جامعه و کوتاه کردن دست غربگرایان درحکومت است. شعارها و خواست ها در تجمعات خیابانی اکنون روی همین ضرورت اساسی، یعنی تغییر ساختار اقتصادی کشور متمرکز شده است که نمونه آن را در دو عکس بالا می بینید.
ریشه این خواست و شعارهای شبانه باز می گردد به خواست های انقلاب 57 که اکنون بسیار عمیق تر و گسترده تر از آن دوران مطرح است. از جمله مبارزه با الیگارش ها و مافیاهای اقتصادی.
///////////////
انتقال موشک استراتژیک
«هواسانگ 18» کره شمالی به ایران
یک تحلیگر پاکستانی بنام "مبشر لقمان" ادعائی را درباره کمک های نظامی کره شمالی به ایران مطرح کرده که حتی اگر یک دهم آن هم واقعیت داشته باشد، ایران به آن قدرت نظامی تبدیل شده که امریکا و اسرائیل دیگر به آسانی جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه رمضان جرات حمله به ایران نخواهند داشت. ظاهرا آن تهدیدهائی که اخیر برخی فرماندهان نظامی ایران مطرح کرده و گفته اند که ایران به سلاح هائی دست یافته که امریکا به خواب هم نمی دید، باید برخاسته از همین خبر باشد.
مبشر لقمان گفته است:
ایران ۵۰۰ موشک بالستیک قاره پیمای «هواسانگ-۱۸» از کره شمالی دریافت کرده است. مسیر انتقال این موشک ها از چین به روسیه و سپس ایران بوده است. این موشک در نقاط مختلف ایران مستقر شده است. ظاهرا وزارت جنگ امریکا (پنتاگون سابق) از کلیات این خبر با اطلاع شده و متعجب از انتقال پنهان این موشک ها به ایران است.
سوخت این موشک جامد است و آماده سازی برای شلیک آن تنها ۲ دقیقه نیاز دارد. برد آن حداقل ۱۵ هزار کیلومتر است که تمام پایگاههای آمریکا در آسیا، اروپا و افریقا و جزایر اقیانوس ها را میتواند هدف قرار دهد. قابلیت تغییر جهت در پرواز دارد و غیرقابل شناسایی توسط جیپیاس (ماهواره) است. این موشک قابلیت حمل کلاهک اتمی نیز دارد.
«هواسانگ 18» کره شمالی به ایران
یک تحلیگر پاکستانی بنام "مبشر لقمان" ادعائی را درباره کمک های نظامی کره شمالی به ایران مطرح کرده که حتی اگر یک دهم آن هم واقعیت داشته باشد، ایران به آن قدرت نظامی تبدیل شده که امریکا و اسرائیل دیگر به آسانی جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه رمضان جرات حمله به ایران نخواهند داشت. ظاهرا آن تهدیدهائی که اخیر برخی فرماندهان نظامی ایران مطرح کرده و گفته اند که ایران به سلاح هائی دست یافته که امریکا به خواب هم نمی دید، باید برخاسته از همین خبر باشد.
مبشر لقمان گفته است:
ایران ۵۰۰ موشک بالستیک قاره پیمای «هواسانگ-۱۸» از کره شمالی دریافت کرده است. مسیر انتقال این موشک ها از چین به روسیه و سپس ایران بوده است. این موشک در نقاط مختلف ایران مستقر شده است. ظاهرا وزارت جنگ امریکا (پنتاگون سابق) از کلیات این خبر با اطلاع شده و متعجب از انتقال پنهان این موشک ها به ایران است.
سوخت این موشک جامد است و آماده سازی برای شلیک آن تنها ۲ دقیقه نیاز دارد. برد آن حداقل ۱۵ هزار کیلومتر است که تمام پایگاههای آمریکا در آسیا، اروپا و افریقا و جزایر اقیانوس ها را میتواند هدف قرار دهد. قابلیت تغییر جهت در پرواز دارد و غیرقابل شناسایی توسط جیپیاس (ماهواره) است. این موشک قابلیت حمل کلاهک اتمی نیز دارد.
/////////////////
علی اکبر صالحی
تکثر گرا شویم و برویم
به سمت تسلیم شدن به امریکا
علیاکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی و یک دوره وزیر امور خارجه احمدی نژاد، از آن چهره هائی است در تشکیلات حکومتی که برای دفاع از پیوند با غرب و ستیز با شرق همیشه از در پشتی وارد می شود. او که چند سال پیش برای جلب امریکائی ها گفته بود "ایران آخرین سوراخ کمربند محاصره روسیه است"، همچنان همان مواضع را ادامه میدهد. از جمله در این روزها که بار دیگر مصاحبه کرده و گفته است:
«این یک واقعیت است که درونگرا و منزوی شده ایم و تکلیف روابط بینالملل ما روشن نیست. خیلی از مشکلات ما ناشی از همین مسئله است. بنابراین باید از این هالهای که برای خودمان ایجاد کردیم خارج بشویم و تکثرگرایی در داخل کشور را بسط دهیم. نظام جمهوری اسلامی بیشتر میل به درونگرایی و دوری از تکثرگرایی در داخل داشته که امیدوارم با این اتفاقاتی که افتاده و به خصوص تحولات این دو سه ساله اخیر و حوادثی که رخ داده، این تمایل اصلاح بشود و به سمت اصلاح روابط بینالملل و خروج از انزوا برویم.»
ایشان تکثرگرائی درون کشوری را بهانه کرده تا ضرورت تکثرگرائی در سیاست خارجی را مطرح کند و این تکثرگرائی هم چیزی نیست جز ارتباط با امریکا و اروپا، زیرا در رابطه با روسیه و چین که حداقل از جانب آنها محدودیتی وجود ندارد و خیلی هم تکثرگرا هستند. درد امثال ایشان پیشنهاد تسلیم شدن به امریکاست.
تکثر گرا شویم و برویم
به سمت تسلیم شدن به امریکا
علیاکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی و یک دوره وزیر امور خارجه احمدی نژاد، از آن چهره هائی است در تشکیلات حکومتی که برای دفاع از پیوند با غرب و ستیز با شرق همیشه از در پشتی وارد می شود. او که چند سال پیش برای جلب امریکائی ها گفته بود "ایران آخرین سوراخ کمربند محاصره روسیه است"، همچنان همان مواضع را ادامه میدهد. از جمله در این روزها که بار دیگر مصاحبه کرده و گفته است:
«این یک واقعیت است که درونگرا و منزوی شده ایم و تکلیف روابط بینالملل ما روشن نیست. خیلی از مشکلات ما ناشی از همین مسئله است. بنابراین باید از این هالهای که برای خودمان ایجاد کردیم خارج بشویم و تکثرگرایی در داخل کشور را بسط دهیم. نظام جمهوری اسلامی بیشتر میل به درونگرایی و دوری از تکثرگرایی در داخل داشته که امیدوارم با این اتفاقاتی که افتاده و به خصوص تحولات این دو سه ساله اخیر و حوادثی که رخ داده، این تمایل اصلاح بشود و به سمت اصلاح روابط بینالملل و خروج از انزوا برویم.»
ایشان تکثرگرائی درون کشوری را بهانه کرده تا ضرورت تکثرگرائی در سیاست خارجی را مطرح کند و این تکثرگرائی هم چیزی نیست جز ارتباط با امریکا و اروپا، زیرا در رابطه با روسیه و چین که حداقل از جانب آنها محدودیتی وجود ندارد و خیلی هم تکثرگرا هستند. درد امثال ایشان پیشنهاد تسلیم شدن به امریکاست.
///////////////////
حکومت برای حل نهائی
ماجرای اینترنت ناتوان است
محدودیت اینترنت بین الملل با همه حرف و حدیث ها خاتمه یافت و جنگ اعصاب تازه بر سر فیلترشکن آغاز شد. راهکار اینترنت پرو که چندی پیش اعلام شد به دلیل گرانی و تعلق آن به برخی گروه ها بعنوان اینترنت طبقاتی از سوی مردم رد شد. ولی اینترنت پرو دارای این مزیت بود که در آن کانال هایی مانند تلگرام، یوتوب، واتساپ آزاد بود و امکان بازی هم در آن فراهم بود برای کسانی که از طریق بازی های کامپیوتری درآمد کسب می کنند یا برای تفریح.
حالا اینترنت برگشت به وضع سابق با همه محدودیت ها و فیلترینگ ها و ضرورت استفاده از فیلترشکن. بنحوی که می توان گفت دعوای بین حامیان آزادی اینترنت با مخالفان آن فعلا به نفع مافیای فیلترشکن خاتمه یافته است. هر چند بنظر می رسد بخشی از مردم که دارای امکانات مالی هستند همان اینترنت پرو را که دردسر فیلترشکن ندارد ترجیح خواهند داد و شاید اینترنت پرو بعنوان یک گزینه باقی بماند.
مشکل اینترنت در وضع فعلی همان ضرورت استفاده از فیلترشکن است که چند زیان دارد.
اولا همه فیلترشکن ها مستقیم و غیرمستقیم به اسرائیل و آمریکا متصل هستند و کل شبکه ترافیک شبکه اینترنت ایران دوباره می رود زیر نظر آنها.
ثانیا همین رفت و آمد حجم عظیمی از ظرفیت شبکه ایران را به خود اختصاص میدهد و اشغال می کند. بنحوی که گفته می شود ۳۵ درصد ظرفیت ایران فقط به اینستاگرام اختصاص داشته است.
در این شرایط بهترین راهکار این بود که حاکمیت همان اینترنت پرو را به بهای اینترنت معمولی در اختیار همه مردم قرار می داد و اجازه می داد که یک رقابت بین پیام رسان های داخلی مانند بله و روبیکا و ایتا و سروش و آپارات و غیره با پیام رسان های خارجی شکل بگیرد. شک نیست که اگر از یکسو زیرساخت های داخلی تقویت شوند و ظرفیت پیام رسان های داخلی بتواند به امثال تلگرام تا حدودی نزدیک شود و از سوی دیگر، فضای باز و تحملی که حاکمیت در این دوران نشان داده ادامه پیدا کند، بخودی خود پرونده پیام رسان های خارجی بسته می شد. بخش بزرگی از مردم ترجیح می دهند بر روی همین پیام رسان های داخلی حضور داشته باشند و از محیط نامطمئن، پر فساد، با انواع و اقسام حساب های جعلی و ربات ها و فحاشی های پیام رسان های خارجی اجتناب کنند.
راه حل فضای مجازی همراه با حفظ امنیت کشور و آرامش و رضایت مردم در باز کردن کامل اینترنت، محدود کردن ظرفیت برخی پلتفرم های پر مصرف خارجی، ایجاد زیرساخت های قوی برای پلتفرم های داخلی و باز کردن فضای سیاسی و گفتگو و احساس امنیت در مردم است.
ماجرای اینترنت ناتوان است
محدودیت اینترنت بین الملل با همه حرف و حدیث ها خاتمه یافت و جنگ اعصاب تازه بر سر فیلترشکن آغاز شد. راهکار اینترنت پرو که چندی پیش اعلام شد به دلیل گرانی و تعلق آن به برخی گروه ها بعنوان اینترنت طبقاتی از سوی مردم رد شد. ولی اینترنت پرو دارای این مزیت بود که در آن کانال هایی مانند تلگرام، یوتوب، واتساپ آزاد بود و امکان بازی هم در آن فراهم بود برای کسانی که از طریق بازی های کامپیوتری درآمد کسب می کنند یا برای تفریح.
حالا اینترنت برگشت به وضع سابق با همه محدودیت ها و فیلترینگ ها و ضرورت استفاده از فیلترشکن. بنحوی که می توان گفت دعوای بین حامیان آزادی اینترنت با مخالفان آن فعلا به نفع مافیای فیلترشکن خاتمه یافته است. هر چند بنظر می رسد بخشی از مردم که دارای امکانات مالی هستند همان اینترنت پرو را که دردسر فیلترشکن ندارد ترجیح خواهند داد و شاید اینترنت پرو بعنوان یک گزینه باقی بماند.
مشکل اینترنت در وضع فعلی همان ضرورت استفاده از فیلترشکن است که چند زیان دارد.
اولا همه فیلترشکن ها مستقیم و غیرمستقیم به اسرائیل و آمریکا متصل هستند و کل شبکه ترافیک شبکه اینترنت ایران دوباره می رود زیر نظر آنها.
ثانیا همین رفت و آمد حجم عظیمی از ظرفیت شبکه ایران را به خود اختصاص میدهد و اشغال می کند. بنحوی که گفته می شود ۳۵ درصد ظرفیت ایران فقط به اینستاگرام اختصاص داشته است.
در این شرایط بهترین راهکار این بود که حاکمیت همان اینترنت پرو را به بهای اینترنت معمولی در اختیار همه مردم قرار می داد و اجازه می داد که یک رقابت بین پیام رسان های داخلی مانند بله و روبیکا و ایتا و سروش و آپارات و غیره با پیام رسان های خارجی شکل بگیرد. شک نیست که اگر از یکسو زیرساخت های داخلی تقویت شوند و ظرفیت پیام رسان های داخلی بتواند به امثال تلگرام تا حدودی نزدیک شود و از سوی دیگر، فضای باز و تحملی که حاکمیت در این دوران نشان داده ادامه پیدا کند، بخودی خود پرونده پیام رسان های خارجی بسته می شد. بخش بزرگی از مردم ترجیح می دهند بر روی همین پیام رسان های داخلی حضور داشته باشند و از محیط نامطمئن، پر فساد، با انواع و اقسام حساب های جعلی و ربات ها و فحاشی های پیام رسان های خارجی اجتناب کنند.
راه حل فضای مجازی همراه با حفظ امنیت کشور و آرامش و رضایت مردم در باز کردن کامل اینترنت، محدود کردن ظرفیت برخی پلتفرم های پر مصرف خارجی، ایجاد زیرساخت های قوی برای پلتفرم های داخلی و باز کردن فضای سیاسی و گفتگو و احساس امنیت در مردم است.
/////////////////////
عنوان اول پیک نت 7 خرداد
ایران و نتایج سفر ترامپ و پوتین پکن
ترامپ در سفر به چین، دست خالی بازگشت، زیرا چین نه درباره تایوان امتیازی به او داد و نه با خواست او برای عدم حمایت از ایران موافقت کرد. حتی گفته می شود رهبر چین با صراحت به ترامپ گفته که "چین دوستان متحد خود را رها نمی کند!"
درباره سفر پوتین به چین که بلافاصله پس از سفر ترامپ به چین انجام شد، اخبار زیادی منتشر نشد اما قطعا تصمیمات بزرگ گرفته شد. آغاز تهاجم بزرگ روسیه با موشک های استراتژیک "اورشنیک" به پایتخت اوکراین "کیف" شاید حاصل رایزنی ها در آن سفر بود و یا حداقل، پوتین در آن سفر مرحله تازه جنگ در اوکراین را به اطلاع رهبر چین رساند.
معمولا دیدارهای رسمی روسای جمهور هنگام ورود به هر کشوری، در آستانه کاخ ریاست جمهوری انجام می شود و استقبال در فرودگاه محدود است، اما در جریان سفر پوتین به چین، وزیر خارجه چین که او را جانشین رهبر چین در آینده می دانند، در پای پلکان هواپیما از او بسیار گرم استقبال کرد و چند چند بار بصورت بسیار دوستانه و صمیمی بازی پوتین را در دست گرفت. این نکته را از فیلم ورود پوتین به پکن نوشتیم به دو دلیل:
1- جنجال سازی و جنگ روانی رسانه های غربی پیش از سفر پوتین به پکن بر مبنای این سوژه که پوتین بعنوان رهبری که در مرداب اوکراین گیر کرده به چین می رود. که استقبال از پوتین در پکن درست خلاف آن تبلیغات را نشان داد.
2- تازه ترین سخنانی وزیرخارجه چین در اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل (چین ریاست این دوره شورای امنیت سازمان ملل را برعهده دارد) که گفت:
«توافق پایان جنگ ایران وآمریکا برای تأیید باید به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شود.» که معنای آن جزی این نیست که امریکا نمی تواند زیر عهد و پیمان احتمالی اش با ایران بزند زیرا این عهد و پیمان به تصویب شورای امنیت سازمان خواهد رسید.
این سخنان وزیر خارجه چین، سیاست استراتژیک چین در حمایت از ایران و مخالفت با تجاوز نظامی به ایران است و البته از سوی دیگر، سیاستی همآهنگ شده با روسیه در جریان سفر پوتین به پکن و رد خواست ترامپ برای قطع حمایت چین از ایران. به همین دلیل است که رسانه های غربی با اشاره به سفر رهبران چند کشور خلیج فارس به پکن، نوشتند که چین به مرکز مذاکرات صلح در خلیج فارس تبدیل شده است.
این که آیا حکومت ایران و رسانه های داخلی کشور معنای این استراتژی، اهمیت آن و ضرورت حمایت از آن را درک می کنند یا خیر؟ در آینده آشکار خواهد شد. البته حساب عوامل نفوذی و سرسپردگان به غرب جداست.
ایران و نتایج سفر ترامپ و پوتین پکن
ترامپ در سفر به چین، دست خالی بازگشت، زیرا چین نه درباره تایوان امتیازی به او داد و نه با خواست او برای عدم حمایت از ایران موافقت کرد. حتی گفته می شود رهبر چین با صراحت به ترامپ گفته که "چین دوستان متحد خود را رها نمی کند!"
درباره سفر پوتین به چین که بلافاصله پس از سفر ترامپ به چین انجام شد، اخبار زیادی منتشر نشد اما قطعا تصمیمات بزرگ گرفته شد. آغاز تهاجم بزرگ روسیه با موشک های استراتژیک "اورشنیک" به پایتخت اوکراین "کیف" شاید حاصل رایزنی ها در آن سفر بود و یا حداقل، پوتین در آن سفر مرحله تازه جنگ در اوکراین را به اطلاع رهبر چین رساند.
معمولا دیدارهای رسمی روسای جمهور هنگام ورود به هر کشوری، در آستانه کاخ ریاست جمهوری انجام می شود و استقبال در فرودگاه محدود است، اما در جریان سفر پوتین به چین، وزیر خارجه چین که او را جانشین رهبر چین در آینده می دانند، در پای پلکان هواپیما از او بسیار گرم استقبال کرد و چند چند بار بصورت بسیار دوستانه و صمیمی بازی پوتین را در دست گرفت. این نکته را از فیلم ورود پوتین به پکن نوشتیم به دو دلیل:
1- جنجال سازی و جنگ روانی رسانه های غربی پیش از سفر پوتین به پکن بر مبنای این سوژه که پوتین بعنوان رهبری که در مرداب اوکراین گیر کرده به چین می رود. که استقبال از پوتین در پکن درست خلاف آن تبلیغات را نشان داد.
2- تازه ترین سخنانی وزیرخارجه چین در اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل (چین ریاست این دوره شورای امنیت سازمان ملل را برعهده دارد) که گفت:
«توافق پایان جنگ ایران وآمریکا برای تأیید باید به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شود.» که معنای آن جزی این نیست که امریکا نمی تواند زیر عهد و پیمان احتمالی اش با ایران بزند زیرا این عهد و پیمان به تصویب شورای امنیت سازمان خواهد رسید.
این سخنان وزیر خارجه چین، سیاست استراتژیک چین در حمایت از ایران و مخالفت با تجاوز نظامی به ایران است و البته از سوی دیگر، سیاستی همآهنگ شده با روسیه در جریان سفر پوتین به پکن و رد خواست ترامپ برای قطع حمایت چین از ایران. به همین دلیل است که رسانه های غربی با اشاره به سفر رهبران چند کشور خلیج فارس به پکن، نوشتند که چین به مرکز مذاکرات صلح در خلیج فارس تبدیل شده است.
این که آیا حکومت ایران و رسانه های داخلی کشور معنای این استراتژی، اهمیت آن و ضرورت حمایت از آن را درک می کنند یا خیر؟ در آینده آشکار خواهد شد. البته حساب عوامل نفوذی و سرسپردگان به غرب جداست.
