۱۴۰۵ خرداد ۷, پنجشنبه

 Kamyar Keshavarzian

 
Follow

11h 
ایرانیان ارمنی
سخن از قوم بزرگ و كهنسالي است كه قدمتي همزمان با آغاز تاريخ دارد و براي شناخت كامل آن ، بايستي از نخستين برگهاي تاريخ ، به ويژه تاريخ ايران به شروع اين بررسي و شناسايي پرداخت .
قبل از آغاز سخن درباره « ارامنه » تذكر اين كنته و اصلاح اين اشتباه لفظي كه تدريجا به يك لغزش « تاريخي » بدل شده است لازم به نظر مي رسد .
هنگاميكه عنوان « ارامنه ايران » و يا زننده تر از آن – اصطلاح « ارامنة مقيم ايران » را به كار ببريم گويي از قوم و ملتي بيگانه سخن مي گوييم كه به طور موقت يا دائم – در سرزمين ما به سر مي برند و تنها رشته و پيوندشان با « ملت » ايران ، سكونت آنها در اين مرز و بوم است . چنانكه يك كتاب رسمي تاريخ ، فصل مخصوص به ارامنه را چنين آغاز مي كند :
« يكي از ملل متنوعه ساكن ايران ، ارامنه مي باشند كه از چندين هزار سال پيش تاكنون با ما هم آبشخور بوده اند . »
پیوند ارامنه و فرهنگ ایرانیان به دوران باستان یعنی دقیقاً آغاز تاریخ ایران برمی گردد.
نخستین بار در داستان بیژن و منیژه از ارامنه یادشده است که نماینده آنان به دربار کیخسرو می آید و از آنها کمک می گیرد بعدها در دوران هخامنشی ارمنستان یکی از ساتراپ نشین های حکومت هخامنشی می شود و برای پادشاه ایران هدیه می آورد
وجود بیشمار واژگان فارسی در زبان ارمنی و جشن های ارمنی که ریشه ایرانی دارند مثل ناواسارد نخستین روز نو ارامنه که نامش اوستایی و مانند نوروز است،وارداوار که مانند تیرگان است،دیاراندارج که همان جشن سده و چهارشنبه سوری و عید پاک که نمونه های مشابه آن را در نوروز و سیزده بدر داریم.
هایک تیرانداز در ارمنستان و آرش کمانگیر در یران،ایزد آرامزد بزرگترین آلهه ارامنه که همان اهورامزدا ،آناهید ایزد باروری ارامنه همان آناهیتا در ایران باستان،میهر در ارمنستان و مهر در ایران،آرتاشس که گونه ارمنی شده اردشیر ،میخیتار هراسی در ارمنستان و پورسینا در ایران،مسروب ماشتوس ارمنی و فردوسی استاد سخن فارسی در ایران و نمونه های دیگر گوشه ای از همانندی‌های فراوان بین ایران و ارمنستان است.
ارمنی ها و ایرانیان همیشه در کنار هم بوده اند و تاریخ و فرهنگ ارمنستان بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ و تمدن گذشته و حال ایران است که بدلیل بی کفایتی فتحعلی شاه قاجار از ایران جدا شد.
اسناد معتبر تاریخی نشان می دهد که ارامنه ایرانی از نوادگان قبایل ارمنی هستند که قبل از قرن سوم میلادی در ایران سکنی گزیدند و هزاران نفر از ارامنه به دلیل جنگ های طولانی در قرون سوم تا پنجم پس از میلاد به ایران گریختند.
در طول جنگهای ایران و عثمانی در قرن ششم میلادی، پادشاهان صفوی تعداد زیادی از ارامنه را از مناطق مختلف ارمنستان از جمله ایروان، تفلیس، گنجه و قره باغ به دلایل سیاسی و نظامی کوچ دادند. ارامنه ساکن شمال ایران از جمله آذربایجان، گیلان و مازندران نقش عمده ای در شکوفایی روابط تجاری و اقتصادی ایران، قفقاز و اروپا داشتند.
ارامنه ایران ده ها سال در عزت در کنار دیگر هموطنان خود بدون هیچ مشکلی زندگی کردند و در هر جایی که امکانش بود حضور و تاثیر موثر داشتند، تا جایی که ایران در پیشرفت خیلی از مسایلش مدیون ارامنه است و هیچگاه دیده نشده است یا لااقل من ندیدم در تجمعات ضد ایرانی چه داخل چه خارج کشور شرکت کنند چون آنها خودشان را ایرانی می دانند.
ادبیات، سینما، ورزش، اقتصاد و صنعت در ایران را بدون حضور ارامنه نمیتوان تصور کرد. از حضور موثر ارامنه در هشت سال دفاع مقدس هم زیاد شنیده ایم.آنان از نخستين اقوامي بودند كه به نداي بشردوستانه زرتشت : اندیشه نيك ، كردار نيك و گفتار نيك ، پاسخ مثبت دادند ... توسط كوروش بزررگ كه همراه با ساير اقوام پارسي بصورت ملتي يك پارچه درآمدند .... به فرمان داريوش كبير شاهنشاه هخامنشي ، براي حفاظت مرز و بوم خويش پيكار كردند .... براي مقابله در برابر تهاجم تازيان بدون توجه به اختلافات مذهبي – به صفوف سپاه ساسانيان پيوستند ... در روي جلادان مغول ايستادند ......... در ركاب پادشاهان صفوي و نادرشاه افشار شمشير زدند .... و در انقلاب مشروطيت سيماي درخشاني چون « يپرم خان ، داشتند كه نام خود را در كنار اسامي رادمردان آزاده اي چون شادروانان آيت الله بهبهاني و طباطبائي جاويدان ساخت و نام قوم خويش را در تاريخ كوشندگان راه آزادي ثبت كرد و حتی در زمان دفاع مقدس چندین جان باخته تقدیم ایران کردند.
ارامنه ایران به وطن و کشورشان تعصب و غیرت شدید دارند که همین باعث اختلافی اندک با هم تباران ارمنستانی شان میشد. کمااینکه در تظاهرات های اعتراضی بر علیه ایران هیچگاه ارامنه را نمیبینید. اقلیتی که قاعدتا باید تحت ستم قرار میداشت و با وجود تفاوت های مذهبی اما در هر عرصه ای مدافع زادگاهشان بودند.
ارامنه در طي قرون و اعصار بخصوص در دو هزار سال و سيصد سال اخير با كار ، پيكار با دشمنان جامعه ايراني ، ترويج هنر و صنعت آثار ارزنده اي در اين مرز و بوم بجاي نهادند . كليساي بزرگ « وانك » اصفهان در كنار مسجد شيخ لطف الله و « قره كليسا » در كنار مسجد كبود آذربايجان همواره مبين اين حقيقت است كه ايرانيان ارمني ، از ساير اقوام ، نژادها و اقليتهاي مذهبي كه مجموعا ملت ايران را تشكيل داده اند جدائي ناپذيرند و اصطلاح « ارامنه ايران » همانقدر نابجاست كه مثلاً هم همينان آذربايجاني را « ترك هاي ايران » و هموطنان ساكن شمال و غرب ايران را « گيلانيان ايران » و يا « كردهاي ايران » بناميم.. عنوان « ارامنه » قبل از نام هر كشور و احساس بيگانگي كه در آن مستتر است از آنجاست كه ارامنه در ممالك عيسوي مذهب بعنوان يك « اقليت ملي » زندگي مي كنند ،‌ نه يك « اقليت مذهبي » در حاليكه در ايران ريشه هاي مستحكم قومي و نژادي كه از قرنها قبل از پيدايش مسيح بين آنان و ساير ايرانيان وجود داشته ، ارامنه را عضوي جدائي ناپذير از جامعه ما ساخته است
اين يگانگي نژاد باعث شده است كه ارامنه در بسياري از زمينه ها از جمله زبان و آداب و رسوم باستاني با ساير ايرانيان پيوسته و مشترك باشند و نكته جالبتر اينكه پس از پيدايش مسيحيت و گرايش ارامنه به اين مذهب نيز مراسم باستاني فراواني چون چهارشنبه سوري و پريدن از روي آتش ،‌عيد نوروز ، سيزده بدر ،‌عروسي و حنابندان و بسياري آداب و رسوم ديگر توسط ارامنه حفظ شد ، كه هم اكنون نيز با اندكي اختلاف به صورت مراسم مذهبي انجام مي شود .
من زمانی که در ایران بودم دوستان ارمنی زیادی داشتم که بسیار آدمهای خوب و خوش برخورد و بامحبت و خونگرم بودند در اینجا هم که هستم با دو خواهر ارمنی در فضای مجازی دوست هستم که آنها هم انسان های دوست داشتنی و بامحبت و ایران دوست هستند. درباره ارامنه در تاریخ ایران بسیار خوانده‌ام. ما با ارمنی‌ها هزاران سال هم‌میهن و یک‌پاره بوده‌ایم. نخستین بار فردوسی توسی در داستان بیژن و منیژه از آنها نام برده است.ارمنستان در دوران هخامنشی یکی از ساتراپ نشین های ایران بودند.در زمان اشکانیان هم یکی از متحدین ایران در برابر دشمنان بودند و این بدلیل فرهنگ نزدیک و مشترک ما با ارامنه بود.روزهای خوش و تلخ، بسیار داشته‌ایم. این سال‌های اخیر که جمعیت ارامنه ایران به علت‌های گوناگون همواره کم‌تر شده و شماری‌شان از ایران کوچیده‌اند، بیش‌تر به این خاطره‌های مشترک تاریخی اندیشیده‌ام.ما جشن های مشترک زیادی با ارامنه داریم مانند نوروز و ناواسارد ،تیرگان و وارداوار،کریسمس و شب چله و دیارنداراج و جشن سده.حتی بیشتر نامهای ارمنی ریشه ایرانی دارند که این نشان از فرهنگ نزدیک و مشترک ما با ارامنه است.
🔖 ارمنی‌ها سهمی چشم‌گیر در تاریخ ایران دارند؛ به خوش‌نامی و پیش‌رویی. بخشی شایسته از پیشرفت‌های یک سده گذشته ایران به ویژه، وام‌دار کوشش‌ها و روشن‌بینی‌های ارامنه ایران بوده؛ در زمینه‌های گوناگون: از موسیقی، تئاتر و سینما گرفته تا کافه، رستوران و هتل‌داری و ورزش
که یک نمونه لوریس چکناواریان رهبر ارکستر ملی ایران است که زمانی که ازش پرسیدند:چه حسی دارید از اینکه از اقلیتهای ارمنی هستید؟
برافروخته شد و با عصبانیت گفت: اقلیت خودتی من از نسل کوروش بزرگ سالها در ایران بودیم ما ایرانیم.
این متن کوتاه پاسخ به سوالی است که مدتیست مرا درگیر کرده: چطور میشود یک اقلیت دینی ساکن ایران تا این حد شریف و وطن پرست ،خونگرم،مهربان،باقی بمانند؟
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست ؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت هم کلید بندگی است
گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم ارمنی است