Follow
همنشین بهار: «نفرینها و آفرینها، همه بی اثر است»
چهاردهم ژوئن ۱۹۳۶ ماکسیم گورکی نویسنده بزرگ روس که دردهای مردم و دشواریهای جوامع را در قالب داستان بازتاب میداد در مسکو درگذشت. اسم اصلیاش آلکسی ماکسیموویچ پشکوف بود، اما با نام مستعار گورکی به معنای تلخ مینوشت، (هم اشارهای به زمانهایی که در آن زیسته بود و هم شاید به نشانه تجربیات ناگواری که از سرگذراند).
مرگ گورکی بلافاصله به استالین گزارش شد. وی برای نظارت بر انتقال جسد، کارل پاوکر، را که مسؤولیت بخش عملیاتی کمیساریای خلق برای امور داخلی Народный Комиссариат Внутренних Дел را بر عهده داشت، فرستاد. کارل پاوکر کمتر از دو سال بعد در شمار تیرباران شدگان بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غروب روزی که ماکسیم گورگی جان سپرد، رادیو مسکو با آب و تاب از او بعنوان نویسنده بزرگ روس و دوست فداکار کارگران و… تعریف کرد و کمیسیونی برای سازماندهی مراسم خاکسپاری [و سوزاندن جسد وی] وی با مشارکت خروشچف و دیگر رهبران تشکیل شد. جنازه او را استالین به اتفاق مولوتوف و دو نفر از اعضای برجسته دفتر سیاسی حزب بلشویک در میدان بزرگ سرخ بر دوش حمل کردند. در آن مراسم آندره ژید به نمایندگی از انجمن بینالمللی نویسندگان سخنرانی کرد. بعدها البته وقتی او کتاب «بازگشت از شوروی» را نوشت، مغضوب شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هنگام تشییع جنازه ماکسیم تلخ (Го́рький)، بسیاری از رهبران حضور داشتند. کاگانوویچ، اردژونیکیزه، آندریف، ولادیمیر میکوئیان، آندری ژدانف، یاکولیویچ چوبار … و شگفتا که بیشتر آنها نیز بعداً تیرباران شدند یا در گمنامی جان سپردند. به بهانه مرگ ماکسیم کورکی «یاگودا» رئیس KGB هم اعدام شد. چندین نفر نیز سالیان دراز به زندان رفتند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در تشیع جنازه ماکسیم گورکی، کسانیکه در عکس چهرهشان خط خطی یا سیاه شده، بعداً لقب خائن و نفوذی و... گرفتند. البته نه فقط آنها... چهرههای خط خطی، و سیاه شده، (به همین صورت) - از خود عکس است، عکسی که منتشر کردهاند.
