وقتی در نهایت معلوم شد شاه با فشار انگلستان و بی قیدی خودش و با بدهکاری ئی که به آن دولت "فخیمه" در ماجرای کودتای سال سی و دو داشت دست از ادعای ایران بر بحرین برداشته و حوادث به سمتی پیش می رود که ممکن است بحرین و حاکمیت آن واگذار به شیخی شود این داریوش فروهر بود که در آن سرزمین آمد سر چهار مُخبر الدوله فریاد زد و به زندان افتاد ـ سه سال ـ و بر سر همین ماجرا هم در زندان اعتصاب غذا کرد که تا سر حد مرگ هم رسید.
آنقدر مردم را در بی خبری و بی اطلاعی از همه چیز نگه داشته بودند که کسی درست چیزی نمی دانست که داستان چیست.
در بی خبری مردم مروارید میهن ما را در سینی گذاشتند و تقدیم کردند و برایش قصه های دیگری ساختند. چون حاکمان وقت یک گیری داشتند در نزد انگلستان که باز شدنی نبود.
یادمان باشد که این "قبیله" های حاکم بر سرزمین ما هم خون ملّت خورده اند و هم خاک میهن به دشمن سپرده اند. یادمان باشد. از این "قبایل" زیاد در صف زنبیل گذاشته اند برای قدرت.
....
این عکس متعلق به همان ماجراست و اعتصاب غذای زنده یاد داریوش فروهر.



البته بودند کسانی و همدلان و یارانی که با زنده یاد داریوش فروهر معترض بودند همانطور که جناب بهگر در توضیح تکمیلی این ماجرا در کامنتی نوشته اند. ولی این داریوش فروهر بود که بر سر این ماجرا خیلی تاوان داد و زندان کشید و به قول معروف دوره هایی هم تنها ماند و سه سالی هم زندانی کشید. تنهایی که اینجا اشاره می کنم در برابر میلیون ها شهروند ایرانی بی خبر و سانسور شده از ماجراست. به نوعی او را سمبل یک شهروند معترض و تنهایی می دانم در آن برهوتی که نظام گذشته ایجاد کرده بود.