جملهای که به آن اشاره کردید، مربوط به داستان معروف «خرگوش و شیر» (یا در برخی متون، داستان «خرگوش و نخجیران») است که در کتاب کلیله و دمنه و همچنین مثنوی معنوی آمده است.
در لغتنامهها (مانند لغتنامه دهخدا)، ذیل واژه «خاذ»، به بیتی از خجسته سرخسی (شاعر قرن چهارم) استناد شده است که به این داستان اشاره دارد.
تحلیل لغوی و داستانی:
واژه خاذ: این کلمه در پارسی میانه و متون کهن به معنای «گودال، حفره یا چاه» به کار رفته است.
ارتباط با داستان: در این حکایت مشهور، خرگوش هوشیار با استفاده از ذکاوت خود، شیر ستمگر را فریب میدهد و او را به لب چاهی میبرد. شیر با دیدن عکس خود در آبِ چاه (که گمان میکند دشمن اوست)، به درون آن میپرد و هلاک میشود.
بیت خجسته سرخسی:
اگرچه بخشهایی از اشعار خجسته از بین رفته است، اما او در اشارات خود از کلمه «خاذ» برای توصیف همان چاهی استفاده کرده که شیر در آن سقوط کرد.
خلاصه داستان: حیوانات صحرا (نخجیران) توافق میکنند هر روز یکی از خود را به عنوان طعمه نزد شیر بفرستند تا او دست از شکار جمعی بردارد. نوبت به خرگوش میرسد. خرگوش با تاخیر نزد شیر میرود و ادعا میکند که شیری دیگر راه را بر او بسته است. او شیر را به لب چاه (خاذ) میبرد و بقیه ماجرا...
این بیت و اشارهی لغوی، یکی از اسناد قدیمی برای حضور حکایات کلیله و دمنه در ادبیات منظوم فارسیِ نخستین است.
