۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

سریانی و سورستان و سوریه و عراق و ایران ساسانی

 سریانی . [ س ُرْ ] (ص نسبی ) لغت ترسایان به زبانی که تورات نازل شد. (آنندراج ). زبان نبطی . (مفاتیح العلوم ). منسوب بسورستان* (عراق و بلاد). (معجم البلدان ). نام قوم سامی نژاد که با قوم آرامی خویشاوند بودند و لهجه ٔ آن را نیز سریانی نامند. این لهجه از لهجه های مهم آرامی شرقی است و در ایران از خود آرامی معروفتر است و چون آثار این لهجه متأخر است ، آثار پیشین آرامی را رفته رفته از یادها زدوده جانشین آن گردیده است . خطی که برای نوشتن سریانی بکار میرفته با اندک تغییراتی همان خط آرامی است . مرکز این لهجه در شمال عراق [ بین النهرین ] شهر ادسا است که سریانی بکار میرفته ارها و در کتب اسلامی الرها خوانده شده واکنون اورفا نامند. در قرن دوم میلادی این شهر یکی از مراکز مهم عیسویان گردید و در چند قرن پیش از آن زمان اسکندر و جانشینان وی سلوکس و انتیوخس شمال بین النهرین از مراکز زبان سریانی بوده و بواسطه ٔ مهاجرت گروهی از مردمان مقدونیه و یونان در آن سرزمینها، سریانی رنگ و روی خاصی گرفت و بر دیگر لهجه های آرامی برتری یافت و بسیار لغات یونانی با زبان سریانی درآمیخت و تغییری در انشاء و اسلوب آن پدید آمد. آنچنانکه در تحریر مسایل دینی و فلسفی و علمی زبانی رسا و ثروتمند گردید. خط سریانی هم از خط یونانی متأثر گشته برای کتابت بهتر و روشنتر شد. دیگر از مراکز مهم سریانی شهر روحانی عیسویان شرقی نصیبین است . آثاری که بزبان و خط سریانی پیش ازنفوذ دین عیسوی بجای مانده نسبة اندک است . اما آثارپس از آن عهد که غالباً ترجمه و تفسیر توراة و انجیل و مسائل دینی و سرودهای مذهبی است بسیار است . و همچنین در ادبیات و تاریخ و علوم یادگارهای گرانبهایی بدین زبان باقی مانده از جمله اسکندرنامه ٔ مجعول و منسوب به کالیستنس ترجمه سریانی ، قانون مدنی زمان ساسانیان که مترجم آن یشوع بخت ایرانی نسطوری است . مانی مشهور شش کتاب خود به زبان سریانی نوشت چون در آن زمان زبان سریانی در مغرب ایران زبان علمی و ادبی بود.هنوز هم در بسیاری از سرزمینهای عربی زبان ، لهجه ٔ سریانی وجود دارد. لهجه ٔ آشوریها و کلدانیهای سوریه و عراق و ترکیه و ایران سریانی است . لهجه ٔ سریانی آشوریها با لهجه ٔ سریانی کلدانیها اندک تفاوتی دارد. این لهجه در سرزمینهایی که برشمردیم با زبانهای محلی چون عربی و فارسی و ترکی آمیخته شده و به صورتی «سریانی نو» در آمده است . خوارزمی گوید: «السریانیه الذین یقال لهم النبط و بها کان یجری کلام حاشیة الملوک اذا التسواالحوائج و شکوی الظلامات لانها املق الالسنة. (مفاتیح 75) (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) :

سخن کز روی دین گوئی چه عبرانی چه سریانی
مکان کز بهر حق جوئی چه جابلقا چه جابلسا.

سنایی.


کنم تفسیر سریانی بانجیل
بخوانم از خط عبری معما.

خاقانی.

---------------------------

معنای «سورستان» یا «سواد» در منابع جغرافیایی کهن مانند معجم‌البلدان (نوشته یاقوت حَمَوی)، به منطقه‌ای راهبردی و تمدنی در قلب بین‌النهرین اشاره دارد.

در ادامه، جزئیات دقیق این محدوده و پیوند آن با زبان سریانی آورده شده است:


۱. موقعیت جغرافیایی

«سورستان» در واقع نام فارسی و معربِ ناحیه‌ای است که یونانیان آن را بابل و اعراب آن را سواد (سوادِ عراق) می‌نامیدند.

  • محدوده: این منطقه از غرب به رود فرات، از شرق به دجله، از شمال به منطقه‌ «حدیثه» و از جنوب به «عبادان» (آبادان فعلی) منتهی می‌شد.

  • نام‌گذاری: برخی معتقدند نام «سورستان» از رود «سورا» (شاخه‌ای از فرات) گرفته شده است.

۲. قلمرو زبان سریانی

دلیل اینکه گفته می‌شود زبان سریانی در آن رایج بوده، به بافت جمعیتی و مذهبی این منطقه پیش از اسلام بازمی‌گردد:

  • ساکنان بومی: پیش از تسلط زبان عربی، ساکنان اصلی این مناطق آرامی‌ها و نبطیان بودند که به گویش‌های مختلف زبان آرامی و به طور خاص سریانی صحبت می‌کردند.

  • مرکز علمی و مذهبی: سورستان (به ویژه شهرهایی مثل حیره، مدائن و نصیبین) کانون کلیسای شرق و مدارس علمی سریانی بود.

  • تداوم زبانی: حتی پس از فتوحات اسلامی، زبان سریانی تا سده‌ها به عنوان زبان علمی، کلیسایی و دهقانی در روستاهای سواد عراق (سورستان) باقی ماند.

۳. در کلام یاقوت حموی (معجم‌البلدان)

یاقوت در معجم‌البلدان اشاره می‌کند که:

«سورستان نامی است که بر ولایت عراق (سواد) اطلاق می‌شد و گفته‌اند که زبان سریانی منسوب به این سرزمین است.»

او توضیح می‌دهد که نبطی‌ها (کشاورزان اصیل عراق) به این زبان سخن می‌گفتند و بسیاری از مترجمان آغازین دوره‌ اسلامی که آثار را از سریانی به عربی برگرداندند، از اهالی همین منطقه بودند.


خلاصه مطلب

اگر بخواهیم «سورستان» را روی نقشه امروز پیدا کنیم، بخش بزرگی از مرکز و جنوب عراق فعلی (از جنوب بغداد تا نزدیکی بصره) را شامل می‌شود. این منطقه به دلیل خاک حاصلخیز و وفور آب، پرجمعیت‌ترین بخش بین‌النهرین بود و به همین دلیل «سواد» (به معنای سیاهی و انبوهی درختان) نامیده می‌شد.

آیا به دنبال بررسی پیوند این منطقه با دوران ساسانی هستید یا تمرکزتان بر ریشه‌شناسی واژه «سوریه» و «سریانی» است؟

پیوند میان سورستان، دوران ساسانی و ریشه‌شناسی واژه سریانی، یکی از جذاب‌ترین مباحث در تاریخ تحولات فرهنگی و زبانی خاورمیانه است.

در ادامه، این موضوع را در دو بخش مجزا بررسی می‌کنیم:


۱. سورستان در عصر ساسانی: قلب تپنده ایران‌شهر

در دوره ساسانی، منطقه سورستان (یا همان سواد) صرفاً یک ایالت کشاورزی نبود، بلکه «دلِ ایران‌شهر» محسوب می‌شد.

  • تیسفون (مدائن): پایتخت زمستانی ساسانیان در قلب همین منطقه قرار داشت. شاهنشاهان ساسانی این منطقه را به دلیل ثروت عظیم ناشی از کشاورزی و موقعیت استراتژیک بین‌النهرین، مرکز اداری خود قرار داده بودند.

  • نظام طبقاتی و زبانی: در حالی که طبقه حاکم و سپاهیان به فارسی میانه (پهلوی) سخن می‌گفتند، توده مردم (دهقانان و پیشه‌وران) عمدتاً مسیحی و سریانی‌زبان بودند.

  • تعامل فرهنگی: بسیاری از واژگان اداری و علمی از فارسی به سریانی و بالعکس در این منطقه منتقل شد. جالب است بدانید که مراکز علمی مهمی مانند «مکتب نصیبین» در همین قلمرو جغرافیایی، واسطه‌ انتقال دانش یونانی به دنیای اسلام شدند.


۲. ریشه‌شناسی واژه «سریانی» و «سوریه»

ارتباط واژگانی بین سورستان، سوریه و سریانی همواره مورد بحث زبان‌شناسان بوده است.

  • آشور به جای سوریه: ریشه‌شناسان معتقدند واژه «سوریه» (Syria) در واقع شکل کوتاه شده‌ای از واژه «آشور» (Assyria) است. یونانیان نام «سیریا» را به مناطقی اطلاق می‌کردند که پیش‌تر تحت سلطه امپراتوری آشور بود.

  • تمایز جغرافیایی:

    • سوریه (شام): در غرب فرات قرار داشت.

    • سورستان (عراق): در شرق فرات و مرکز بین‌النهرین بود.

  • زبان سریانی (Syriac): این زبان در اصل یکی از گویش‌های آرامی بود که در شهر «اِدسا» (اُورفه امروزی) شکوفا شد. به دلیل گسترش مسیحیت از این مرکز به سمت شرق، نام «سریانی» بر این زبان و پیروان این آیین در منطقه سورستان (عراق) نیز اطلاق شد.

نکته کلیدی: در منابع کهن، گاهی «سریانی» به معنای عامِ «زبان نبطیان عراق» به کار رفته است. به همین دلیل ابن‌ندیم و یاقوت حموی معتقد بودند که زبان اصلی مردم سورستان (سواد عراق)، همان سریانی قدیم بوده که از نسل زبان‌های بابل و آشور به جا مانده بود.


تفاوت ظریف در نام‌گذاری

  • در دیدگاه ساسانی: سورستان به معنای «سرزمین سوری‌ها» یا مسیحیان آرامی‌زبان در قلب عراق بود.

  • در دیدگاه اسلامی: این منطقه به دلیل تیرگی خاک و انبوهی درختان خرما به «سواد» تغییر نام یافت، اما حافظه تاریخی دانشمندانی مثل یاقوت حموی، همچنان ریشه‌های سریانی و نام کهن آن (سورستان) را ثبت کرده است.

با توجه به علاقه شما به متون کهن، آیا مایلید نمونه‌ای از اشعار یا متونی که در آن به تقابل یا پیوند زبان فارسی و سریانی در این منطقه اشاره شده، بررسی کنیم؟


برای درک بهتر این فضای فرهنگی ملتهب و پویا در قلب عراق (سواد)، می‌توانیم به دو دریچه نگاه کنیم: یکی ادبیات منظوم فارسی که خاطره سورستان را حفظ کرده و دیگری متون تاریخی که به زبان‌ها و ریشه‌های این منطقه پرداخته‌اند.


۱. در قلمرو شعر فارسی: نظامی گنجوی و «سورستان»

نظامی در هفت‌پیکر (بهرام‌نامه)، وقتی جغرافیای جهان را ترسیم می‌کند، از «سورستان» به عنوان زیباترین و مرکزی‌ترین بخش جهان نام می‌برد. او با نگاهی ساسانی، این منطقه را قلب جهان می‌داند:

«همه عالم تن است و ایران، دل

نیست گوینده زین قیاس خجل

چون که ایران، دلِ زمین باشد

دل ز تن، بهْ بُوَد یقین باشد...

باصه (بصره) و کوفه و بغداد و واسط و موصل

این‌ها همه سورستان‌اند و دلِ زمین...»

نظامی در اینجا دقیقاً همان منطقه‌ای را که یاقوت حموی «سورستان» نامیده، با نام شهرهای دوره اسلامی (کوفه و بغداد) تطبیق می‌دهد و آن را «دل زمین» می‌خواند.


۲. پیوند زبان سریانی و فارسی در متون کهن

در بسیاری از متون، زبان سریانی نه یک زبان بیگانه، بلکه «زبانِ مهجورِ نیاکان» یا زبان علمیِ پیش از اسلام تلقی می‌شد.

الف) روایت ابن‌ندیم در الفهرست: ابن‌ندیم (که خود از اهالی همان منطقه بود) نقل می‌کند که زبان «نبطی» (که گویشی از سریانی بود) زبان دهقانان و توده‌ی مردم سواد بوده است. او اشاره می‌کند که دانشمندان ایرانی دوره‌ی ساسانی، بسیاری از متون پهلوی را از منابع سریانی ترجمه کرده بودند.

ب) در اشعار خاقانی (تقابل ایوان مدائن و زبان‌ها): خاقانی وقتی در برابر شکوهِ ویران شده‌ی ایوان مدائن (قلب سورستان ساسانی) می‌ایستد، به تضاد میان شکوه گذشته و سکوت امروز اشاره می‌کند:

«دندانه هر قصری پندی دهدت نو نو

پندِ سرِ دندانه بشنو ز بن دندان...

گویی که نگار استت ایوانِ مدائن را

از خونِ دلِ شیرین، وز دیده‌ی پرویزن...»

اگرچه خاقانی به فارسی می‌سراید، اما او آگاه است که در این خاک (سورستان)، زمانی آواهای سریانی و پهلوی در هم می‌آمیختند.


۳. یک نکته ریشه‌شناختی جالب: «دهقان»

واژه دهقان که در شاهنامه به معنای «ایرانی اصیل» و «صاحب زمین» به کار رفته، در منطقه سورستان پیوندی میان سه فرهنگ بود:

  1. در دوره ساسانی: مأمور جمع‌آوری مالیات و حافظ سنت‌های ایرانی.

  2. در زبان سریانی: واژه دهقانا (Dahqānā) دقیقاً به همین طبقه اطلاق می‌شد.

  3. در دوره اسلامی: به ساکنان بومی و قدیم سواد که هنوز به سنت‌های پیشین (و گاه زبان سریانی) وفادار بودند، دهقان می‌گفتند.


۴. جدول تطبیقی نام‌ها در این منطقه

نام منطقهزبان غالبدوره تاریخیتوصیف
بابلاکدی/آرامیباستانمهد تمدن بین‌النهرین
سورستانپهلوی/سریانیساسانیدلِ ایران‌شهر و مرکز اداری
سوادعربی/سریانیقرون نخستین اسلامیسرزمین سیاه (به خاطر انبوه نخلستان)

به نظر شما، آیا این درآمیختگیِ زبانی (فارسی و سریانی) در دوران ساسانی، توانست بر غنایِ واژگانِ گیاه‌شناسی و علمی که پیش‌تر درباره‌شان صحبت کردیم (مانند واژه "عنکبوت" یا نام گیاهان) تأثیر بگذارد؟